‏نمایش پست‌ها با برچسب نقض حقوق بشر در ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقض حقوق بشر در ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ فروردین ۱۷, یکشنبه

بجای رسیدگی تهدید شده‌ایم

عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی، فعال مدنی و نایب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، محبوس در زندان زنجان، ، طی نامه‌ای که روز دوشنبه یازدهم فروردین‌ماه 1399منتشر شده ضمن شرح حال نامناسب خانم محمدی نوشته است: «من و پدر نرگس بارها با شرایط غیر استاندارد زندان زنجان، اعلام نگرانی کرده و بجای رسیدگی تهدید شده‌ایم.»مـرتضـا on Twitter: "عذرا بازرگان(مادر نرگس محمدی): از مبارزه با ...
نرگس محمدی روز ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد ودر اردیبهشت ۱۳۹۵، توسط دادگاه انقلاب تهران به ۱۶ سال زندان محکوم شد. ۱۰ سال به دلیل فعالیت در کمپین گام به گام تا لغو مجازات اعدام (لگام) و شش سال بابت اتهامات «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام.»
وی چندی پیش همراه با ضرب و شتم به زندان زنجان منتقل شده بود و با پرونده سازی جدیدی با شکایت غلامرضا ضیایی، رئیس زندان اوین مواجه وتفهیم اتهام شده است.
متن نامه عذرا بازرگان،مادر نرگس محمدی به شرح زیر است:

“چندروزیست نرگس سرفه‌های شدید می‌کند دچار سوزش گلو و درد قفسه سینه شده است در ۱۵روز اخیر بخاطر وجود ساس در بند زنان ۴بار بطور شدید سم پاشی شده و زندانیان ساعاتی از روز در هوای سرد در حیاط نگه داشته شده و شب اتاق‌های سمپاشی شده، در اناق ۲۰متری که نرگس و همبندی‌هایش زندگی می‌کنند فاقد تهویه و پنجره می‌باشد، دخترم بعد از آمبولی ریه، دچار ضایعه شدید ریوی شده و تحت نظر دکتر متخصص و از اسپری تنفسی استفاد می‌کرد، طبیعی است که در شرایط کنونی دچار مشکل تنفسی شده باشد، من و پدر نرگس بارها با شرایط غیر استاندارد زندان زنجان، اعلام نگرانی کرده و بجای رسیدگی تهدید شده‌ایم. دخترم در سلول‌های انفرادی به بیماری‌های متعدد مبتلا شده و در ۵سال اخیر زندان، سه بار تحت عمل جراحی‌های سنگین قرار گرفته است و در این سال‌ها فقط یک بار به مرخصی سه روزه آمده است. رفتار با دخترمان ظالمانه، غیرانسانی است. نگران جان دخترمان هستیم.

بجای رسیدگی تهدید شده‌ایم

عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی، فعال مدنی و نایب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، محبوس در زندان زنجان، ، طی نامه‌ای که روز دوشنبه یازدهم فروردین‌ماه 1399منتشر شده ضمن شرح حال نامناسب خانم محمدی نوشته است: «من و پدر نرگس بارها با شرایط غیر استاندارد زندان زنجان، اعلام نگرانی کرده و بجای رسیدگی تهدید شده‌ایم.»مـرتضـا on Twitter: "عذرا بازرگان(مادر نرگس محمدی): از مبارزه با ...
نرگس محمدی روز ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد ودر اردیبهشت ۱۳۹۵، توسط دادگاه انقلاب تهران به ۱۶ سال زندان محکوم شد. ۱۰ سال به دلیل فعالیت در کمپین گام به گام تا لغو مجازات اعدام (لگام) و شش سال بابت اتهامات «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام.»
وی چندی پیش همراه با ضرب و شتم به زندان زنجان منتقل شده بود و با پرونده سازی جدیدی با شکایت غلامرضا ضیایی، رئیس زندان اوین مواجه وتفهیم اتهام شده است.
متن نامه عذرا بازرگان،مادر نرگس محمدی به شرح زیر است:

۱۳۹۸ بهمن ۲۳, چهارشنبه

زندانی سیاسی و عقیدتی باید بدون قید و شرط آزاد گردد

زندانی سیاسی و عقیدتی باید بدون قید و شرط آزاد گردد

ماده 18 و 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر (حق آزادی انتخاب عقیده، حق آزادی بیان اندیشه )

۱۳۹۸ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

100 هزار دانش آموز معتاد در ایران

ربطی ندارد چه سالی بوده باشد و کدام مدیر، گویا کار مسئولان دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش انکار اعتیاد دانش‌آموزان است و دادن آمار ناچیز که «ببینید از هر دوهزار دانش‌آموز یک نفر درگیر اعتیاد به مواد‌مخدر است، کلا روی هم 10هزار نفر هم نمی‌شوند». به گزارش سلامت نیوز به نقل از رزنامه همشهری ،اما کوچه‌ها و نیمکت‌های پارک و کافه‌های سطح شهر عیان و بی‌پروا چیز دیگری می‌گویند؛ پسران نوجوانی که هنوز پشت لبشان سبز نشده اما سیگار دستشان است و دور هم بنگ می‌کشند و دخترکانی که تازه صورتشان از جوش دوره بلوغ ورم کرده اما در تولدها و دورهمی‌هایشان گل می‌زنند و قرص روانگردان بالا می‌اندازند.

حتی کار به جایی کشیده که دخترکان 13، 14ساله بدون ترس و واهمه از قوانین و مقررات سختگیرانه در دستشویی مدرسه‌ای قرص روانگردان می‌خورند و کارشان به بیمارستان می‌کشد و از کیف 2پسر در یکی از مدارس دیگر در شهری دورتر هروئین و کوکایین پیدا می‌شود و از آنها اعتراف می‌گیرند که «مجبوریم بعد از مدرسه برویم کمک برادر و پدرمان موادفروشی».
هشدار پلیس، انکار آموزش و پرورش
حالا بیش از 15سال است که ستاد مبارزه با مواد‌مخدر روی اعتیاد نوجوانان متمرکز شده و جامعه هدف خود را مدارس قرار داده است، بهزیستی هم به‌عنوان یک دستگاه متولی در کنار این ستاد نقش متولی و برنامه‌ریز برای پیشگیری از شیوع بیشتر این اپیدمی را به عهده دارد.

پلیس با اینکه نهاد نظامی-امنیتی است اما بی‌پرواتر از آموزش و پرورش در این‌باره صحبت می‌کند و هشدارهای جدی را به خانواده‌ها می‌دهد. به‌طور نمونه سردار مسعود زاهدیان، رئیس پلیس مبارزه با مواد‌مخدر در فروردین‌ماه امسال گفته بود: «20هزار خرده‌فروش در اطراف 2هزار مدرسه دستگیر شدند و 3هزار تن مواد‌مخدر از آنها گرفتیم.»

یا سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد‌مخدر تهران بزرگ نسبت به مصرف بالای گل در میان نوجوانان هشدار داده و از خانواده‌ها خواسته بود نظارت خود را بر فرزندانشان بیشتر کنند؛ «مصرف گل در بین نوجوانان رو به افزایش است و آنها می‌توانند از طریق برخی اپلیکیشن‌ها به‌راحتی به مواد‌مخدر دست پیدا کنند، بنابراین به خانواده‌ها توصیه می‌کنم برای نوجوانان زیر ۱۸سال یا گوشی موبایل تهیه نکنند یا اینکه بر گوشی آنها نظارت بیشتری داشته باشند.»
آموزش و پرورش: 100هزار دانش‌آموز در خطر اعتیاد
آموزش و پرورش تحت فشار این نهادهای متولی و در نهایت وزارت کشور، دفتر آسیب‌های اجتماعی که در طول دهه80 فعالیت کمرنگی داشت و عملا بدون کاربرد مانده بود را دوباره در داخل معاونت تربیت‌بدنی رونق داد تا بتواند بازوی شناخت و پیشگیری در برابر آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد در بین دانش‌آموزان باشد.

آنها سپس با کمک معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، بهزیستی و ستاد مبارزه با مواد‌مخدر و 6نهاد دیگر طرح نماد «نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان» را در سال95 به‌صورت پایلوت در نظرآباد استان البرز آغاز کردند و در سال سوم طرح یعنی 1397، آنطور که رستم وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور به ایسنا گفته 27میلیارد تومان برای اجرای نماد به آموزش و پرورش اختصاص دادند.

نتایج بیرون‌آمده از این طرح درخصوص اعتیاد -آن‌طور که منصور کیایی، مدیرکل دفتر مراقبت از آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش گفته- این است: «حدود ۱۰۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند؛ به‌طوری که برخی از این دانش‌آموزان یا تجربه مصرف را داشته یا در معرض این آسیب قرار دارند. اما حدود ۱۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحله‌ای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود
ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند.»

این آمار سال96 را بگذارید در کنار آمار سال86 که ستاد مبارزه با مواد‌مخدر آمار دانش‌آموزان در معرض اعتیاد را 30هزار نفر عنوان کرده بود.
کمبود مشاوره برای پیشگیری از اعتیاد در مدارس
اما آیا واقعا آموزش و پرورش آموزش پیشگیری از اعتیاد را در مدارس جدی گرفته است یا نه؟ نوع آموزش‌ها چگونه است؟ از روی کتاب یا با متد آموزشی جدید و مدارس چقدر در این زمینه موفق عمل می‌کنند؟

سیدمحمد مرد، مدیر دبیرستان پسرانه و دارای دکترای علوم تربیتی در این‌باره به همشهری توضیح می‌دهد: «با تغییر نظام آموزشی جدید به 6-3-3، در کتاب‌های مهارت زندگی و علوم اجتماعی به بحث مواد‌مخدر و اعتیاد و برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی اشاره شده و معلمان هم موظفند در کلاس درس به این موضوعات بپردازند.

اما این به‌تنهایی کافی نیست و باید آموزش‌ها در این زمینه گسترده‌تر و با برنامه مستمر و دقیق‌تر اجرا شود. واقعیت این است که مسائل و آسیب‌های دوره بلوغ متعدد است اما اغلب مدارس نیروی مشاوره ندارند یا اگر دارند یک نفر است که نمی‌تواند به همه مسائل نوجوانان بپردازد. این کمبود نیرو و امکانات دقیقا همان نقطه‌ضعف آموزش و پرورش در آسیب‌های اجتماعی است که باید آن را برطرف کند.»
فقط مدارس در بحث اعتیاد مقصر نیستند
سیدمحمد مرد، معتقد است مسئله‌ای مانند اعتیاد چندوجهی است و از درون خانواده و جامعه آغاز می‌شود و آثار آن در مدرسه هم نمایان می‌شود. اینکه ما تک‌بعدی مدرسه را در این زمینه مقصر بدانیم قطعا اشتباه است و چاره راه نیست. باید در این زمینه دستگاه‌های متولی مراقب نهاد خانواده و سایر بسترهای اجتماعی هم باشند و البته در کنارش از پتانسیل آموزش و پرورش برای نگهداری و مراقبت بیشتر و بهتر هم استفاده کنند.»
خانواده‌های درگیر کنکور دغدغه اعتیاد فرزندشان را ندارند
او باور به آموزش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مدارس را یکی از نقاط قوت آموزش و پرورش در سال‌های اخیر دانست و گفت که امکان ورود مدارس به طرح مسائلی مانند اعتیاد در کلاس‌های درس نسبت به گذشته بهتر شده است؛ «ما در سال‌های قبل در این زمینه کم‌فروغ و با ترس و لرز ورود پیدا می‌کردیم اما حالا نه، ولی مشکل جدی اینجاست که همچنان سیستم آموزشی کشور و خانواده‌ها مسائل درسی را جدی‌تر از موارد تربیتی می‌بینند.

به‌طور مثال آنقدر که خانواده‌ها به‌واسطه کنکور دغدغه به‌کارگیری معلم خوب و مطرح در زمینه ریاضی و زیست و شیمی و… در مدرسه را دارند، نگران مسائل تربیتی فرزندانشان و حضور یک مشاوره خوب و مجرب نیستند.

یا اگر ما برای مسائل درسی جلسه‌ای برگزار کنیم، از 100نفر والدین 90نفر شرکت می‌کنند و به‌شدت مطالبه‌گر هم هستند اما اگر جلسه‌ای درخصوص بهداشت روانی و سلامت دانش‌آموزان برگزار کنیم، فقط 10نفر از والدین شرکت می‌کنند. آموزش و پرورش با اصلاح سیستم آموزشی باید کمک کند تا سلامت روحی و جسمی دانش‌آموزان در اولویت خانواده‌ها قرار گیرد.»
دسترسی دوساعته به یک یا 2نوع ماده مخدر
نرگس طلایی، مشاور خانواده و دارای دکترای روانشناسی 3سال روی 25دبیرستان دخترانه و پسرانه منطقه3، 7 و 15 تحقیقات میدانی حول محور اعتیاد نوجوانان داشته و پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را در این زمینه نوشته است.

او می‌گوید اعتیاد به مواد‌مخدر و الکل در صدر آسیب‌های اجتماعی این 25مدرسه که جمعا 5300دانش‌آموز داشته، قرار دارد؛ «از 10دانش‌آموز، 4نفر حداقل تجربه دوبار مصرف مشروبات الکلی و سیگار را داشتند. جمعا 211نفر دوبار در میهمانی یا دورهمی‌های دوستانه ماده مخدر گل و شیشه را استفاده کرده بودند. 574دانش‌آموز عنوان کردند که در کمتر از 2ساعت می‌توانند به یک یا 2نوع ماده مخدر دست پیدا کنند.»
مشروبات الکلی و گل در صدر اعتیاد نوجوانان
این مشاور خانواده با تأکید بر اینکه ترس نوجوانان در استفاده از مواد‌مخدر کاهش پیدا کرده، توضیح داد: « از 5300دانش‌آموز این مدارس، 72نفر به مواد‌مخدر و مشروبات الکلی اعتیاد داشتند؛ 22نفر به گل، 18نفر به کراک و شیشه، 14نفر به الکل و بقیه به سیگار. البته 176نفر هم مصرف حداقل یک‌بار قلیان در هفته را تأیید کردند و 55دانش‌آموز هم گفتند که در میهمانی‌ها و دورهمی‌های دوستانه قرص روانگردان استفاده می‌کنند. لازم به توضیح است که از این 25مدرسه 9مورد آن غیردولتی بودند.»
امن‌ترین اماکن استفاده از مواد‌مخدر در بین نوجوانان
طلایی بیشترین حجم مراجعه خانواده‌ها برای مشاوره را در زمینه اعتیاد دانست و گفت که این مختص یک منطقه یا طبقه خاص در خانواده نیست؛ «اگرچه میزان مصرف مواد بین نوجوانان مناطقی مانند شوش، خاک سفید، اتابک، برخی مناطق استان البرز، دره فرحزاد و چند نقطه دیگر بالاست اما بسیاری از مراجعان ما از مناطق مرفه‌نشین تهران هستند که فرزندانشان مبتلا به اعتیاد هستند و نیاز به درمان دارند.

دسترسی به مواد به‌خصوص قرص‌های روانگردان، شیشه و گل از طریق موبایل بسیار آسان شده و مناطق در معرض خطر فقط روی نقشه جغرافیایی محدود نمی‌شود.»

او محل امن استفاده از مواد‌مخدر را پارک‌های در سطح شهر معرفی کرد: «در این تحقیق مشخص شد که در ابتدا پارک‌ها، سپس میهمانی‌های خانوادگی و دوستانه، دستشویی‌های عمومی و اتاق خواب بیشترین مکان‌هایی هستند که نوجوانان برای مصرف مواد انتخاب می‌کنند.»
مداخلات پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مدارس
علی محمد زنگانه، مدیرکل پیشگیری‌های فرهنگی و اجتماعی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه
چند سال قبل به این جمع بندی رسیدیم که برنامه‌های مناسب برای پیشگیری‌های رشد مدار ذیل پیشگیری‌های اجتماعی، مغفول مانده است؛ از این‌رو با کمک دانشگاه علوم بهزیستی، کارگاه رشدمدار مستقر و در آن کارگاه‌ها، خلأها شناسایی شد.پیشگیری رشدمدار جامعه هدف مشخص دارد و جامعه هدف آن همه آحاد جامعه زیر 18سال است. مداخلات پیشگیری رشدمدار به 3 دسته مدرسه محور، خانواده محور و جامعه محور تقسیم می‌شود.

در ادامه این سؤال مطرح شد که آموزش را از کجا شروع کنیم مدرسه، جامعه یا خانواده و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اگر پیشگیری رشدمدار از مدرسه آغاز شود، از مدرسه محور می‌توان به جامعه محور و خانواده محور هم رسید.پیشگیری رشدمدار مدرسه محور همان نماد (نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان) است که مدلی برای آن توسط مرکز مطالعات جرم شناسی دانشگاه تهران تهیه و طراحی شده است.

یک مدل ائتلافی هم در کمیته علمی اجرایی تعریف شده که سند پروژه است. این طرح در 72مدرسه کشور در 6استان به‌صورت آزمایشی اجرا شد و با توجه به بازخورد گرفته شده، قرار شد پایلوت جامع در کل مدارس یک شهرستان با مداخلات نظام ارجاع انجام شود که در شهرستان نظرآباد استان البرز در سال تحصیلی 97-96این طرح پیاده شد.

در سال تحصیلی جاری هم از هر استان در یک مدرسه طرح اجرا شد و تا پایان برنامه ششم توسعه 105هزار مدرسه تحت پوشش نظام مراقبت اجتماعی قرار می‌گیرند. در این نظام دانش‌آموزان در معرض آسیب‌های اجتماعی شناسایی و سپس درصورت لزوم در اختیار اورژانس قرار می‌گیرند. عمده خدمات مشاوره‌ای با کمک مشاور و مربی مدارس انجام می‌شود.

عمده مداخلات معلم محور است که در حوزه تربیت دانش‌آموزان بسیار تأثیرگذار است و آنان موارد را به مشاور ارجاع می‌دهند. موارد مورد نیاز مربوط به خانواده هم به مراکز مشاوره انجمن اولیا و مربیان که 350مرکز است، فرستاده می‌شود. اگر مداخلات به داخل آموزش و پرورش حل شود، نیاز به ارجاع به عضو ائتلاف نخواهد بود درغیر این صورت پرونده به مراکز دستگاه‌های همکار مانند اورژانس و بهزیستی ارجاع داده می‌شود.

این سامانه کاملا هوشمند است و با وجود اینکه در کشور گروهی کار کردن را بلد نیستیم و بیشتر کارها به‌صورت فردی انجام می‌شود، در این طرح شاهد کار شبکه‌ای و ائتلافی هستیم.
با تغییر نظام آموزشی جدید به 6-3-3، در کتاب‌های مهارت زندگی و علوم اجتماعی به بحث مواد‌مخدر و اعتیاد و برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی اشاره شده و معلمان هم موظفند در کلاس درس به این موضوعات بپردازند. اما این به‌تنهایی کافی نیست و باید آموزش‌ها در این زمینه گسترده‌تر و با برنامه مستمر و دقیق‌تر اجرا شود
حدود ۱۰۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند و حدود ۱۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحله‌ای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند


100 هزار دانش آموز معتاد در ایران

ربطی ندارد چه سالی بوده باشد و کدام مدیر، گویا کار مسئولان دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش انکار اعتیاد دانش‌آموزان است و دادن آمار ناچیز که «ببینید از هر دوهزار دانش‌آموز یک نفر درگیر اعتیاد به مواد‌مخدر است، کلا روی هم 10هزار نفر هم نمی‌شوند». به گزارش سلامت نیوز به نقل از رزنامه همشهری ،اما کوچه‌ها و نیمکت‌های پارک و کافه‌های سطح شهر عیان و بی‌پروا چیز دیگری می‌گویند؛ پسران نوجوانی که هنوز پشت لبشان سبز نشده اما سیگار دستشان است و دور هم بنگ می‌کشند و دخترکانی که تازه صورتشان از جوش دوره بلوغ ورم کرده اما در تولدها و دورهمی‌هایشان گل می‌زنند و قرص روانگردان بالا می‌اندازند.

۱۳۹۸ دی ۱۸, چهارشنبه

لیلی خاتمی فعال حقوق کودکان و زنان به اتهام جاسوسی بازداشت شد.

بنا به گزارشات رسیده خانم لیلی خاتمی، فعال حقوق کودکان و زنان که در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه و مناطق محروم زاهدان برای کودکان، برنامه‌های نمایشی، گروه‌درمانی و قصه‌خوانی برگزار می‌کرد،‌ بازداشت شده و با اتهام “جاسوسی” مواجه شده‌است.
مونس خاتمی، خواهر لیلی خاتمی در گفت‌وگویی به شاهد علوی، روزنامه‌نگار گفته‌است: «خواهرم به زاهدان رفته بود، در آخرین روز سفرش در زاهدان و در منزل یکی از بستگان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به تهران منتقل شده‌است».
وی در خصوص آخرین وضعیت خواهرش گفت: «تا جایی که اطلاع دارم خواهرم با اتهام جاسوسی مواجه شده و بیشتر از این اطلاعی ندارم و در طول این مدت، پدرم موفق شد دو بار او را ببنید و یک بار هم با من تماس تلفنی داشت».
مونس خاتمی محل نگهداری لیلی خاتمی را تهران عنوان کرد و گفت:  «تا جایی که خبر داریم ظاهرا تهران است، ولی اینکه چرا به
آنجا منتقل شده، اطلاعی نداریم و هنوز موفق نشده‌ایم وکیل بگیریم».

خانم خاتمی، در خصوص حوزه فعالیت‌هایی که خواهرش لیلی خاتمی می‌گوید: « خواهر من، معمولا تنها کار می‌کردند و کارش هم بیشتر مربوط به کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در مناطق خیلی محروم بود و به روستاهای دورافتاده سر می‌زد و کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، مازندران و گیلان و همیشه طوری برنامه‌ریزی می‌کرد به محروم‌ترین مناطق کشور سر می‌زد و همه برنامه‌اش این بود که حداقل یک امیدی برای این بچه‌ها ایجاد کند و هیچ فعالیت سیاسی نداشت».
وی گفت: «خواهر من پیش از این بازداشت نشده‌ بود و این خبر بازداشت برای ما کاملا غیرمنتظره بود و لیلا خاتمی هیچ فعالیت محرمانه‌ای نداشت و حتی روستاهایی هم که سر می‌زد، کاملا مشخص بود.
او زمانی که در مناطق زلزله زده کرمانشاه به سر می‌برد مانند خود مردم آنجا در شرایط سختی زندگی می‌کرد و پابه پای مردم در چادر زندگی می‌کرد و همه تلاشش را می‌کرد که بچه‌ها خودشان را بروز دهند».

لیلی خاتمی فعال حقوق کودکان و زنان به اتهام جاسوسی بازداشت شد.

بنا به گزارشات رسیده خانم لیلی خاتمی، فعال حقوق کودکان و زنان که در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه و مناطق محروم زاهدان برای کودکان، برنامه‌های نمایشی، گروه‌درمانی و قصه‌خوانی برگزار می‌کرد،‌ بازداشت شده و با اتهام “جاسوسی” مواجه شده‌است.
مونس خاتمی، خواهر لیلی خاتمی در گفت‌وگویی به شاهد علوی، روزنامه‌نگار گفته‌است: «خواهرم به زاهدان رفته بود، در آخرین روز سفرش در زاهدان و در منزل یکی از بستگان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به تهران منتقل شده‌است».
وی در خصوص آخرین وضعیت خواهرش گفت: «تا جایی که اطلاع دارم خواهرم با اتهام جاسوسی مواجه شده و بیشتر از این اطلاعی ندارم و در طول این مدت، پدرم موفق شد دو بار او را ببنید و یک بار هم با من تماس تلفنی داشت».
مونس خاتمی محل نگهداری لیلی خاتمی را تهران عنوان کرد و گفت:  «تا جایی که خبر داریم ظاهرا تهران است، ولی اینکه چرا به

۱۳۹۸ آذر ۲۷, چهارشنبه

نامه آتنا دائمی در روز جهانی حقوق بشر قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران.

برای روز جهانی حقوق بشر پیش‌تر در خصوص یکی از معضلات موجود در زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان نوشتم و حال به بهانه روز جهانی حقوق بشر، می‌خواهم از حداقل حقوقی که در قرچک یا همان ندامتگاه شهر ری، نادیده گرفته شده است بنویسم.

هر چند که می‌دانم بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهم‌تر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا می‌تواند با توجه به میزان فقر، آینده‌ی افراد بیشتری هم باشد.


زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و کمپ ترک اعتیاد است!

این زندان در شوره‌زارها و در میان نی‌زارهای جاده قرچک ورامین واقع شده و ۱۰۰۰الی ۱۵۰۰ زندانی دارد و شامل قرنطینه‌ای کوچک و ۱۰بند است و در هر بند حدود ۱۰۰الی ۲۰۰ نفر زندانی هستند.

روزانه ۳۰ الی ۵۰ نفر وارد این زندان می‌شوند که بیرون رفتن از آن کاری است بس دشوار!

هر جدیدالورودی ابتدا باید ۳روز در قرنطینه بماند و سپس به بندها منتقل می‌شود.

انتقال به بندها خلاف قوانین، حتی داخلی است و بر اساس جرم، سن، سابقه، وضعیت پرونده (بازداشت یا محکوم) میزان محکومیت، بیماری خاص و صورت نمی‌گیرد. همه افراد با جرائم متفاوت با هم نگهداری می‌شوند. ظاهراً بند ۱ و ۲ مختص معتادان است.

بند ۳ و ۴
مخصوص جرائم سنگین و خطرناک است.


این بندها جزء مخوف‌ترین و پرجمعیت‌ترین بندها هستند که حتی رئیس زندان، رئیس داخلی و معاونان و حفاظتی‌ها، هیچ یک جرأت ورود به این بندها را ندارند تا مبادا کتک بخورند.

بند ۵ و ۶ ظاهراً مخصوص جوانان نامیده می‌شود و بند ۷ ترکیبی از زندانیان غیر سیگاری هستند.

بند ۸ بند مادران و زنان باردار و کودکان زیر دو سال است.

بندهایی نیز موسوم به ۱ و ۲ مشاوره هستند که از سایر بندها جدا هستند و توسط شهرداری جهت تبلیغات و ماست‌مالی‌های قوه قضاییه ساخته‌ شده‌اند.

فضایی آرام‌تر از سایر بندها دارد و در ظاهر مخصوص کسانی است که از لحاظ روانی متعادل‌تر از سایرین هستند.

حال آنکه در سایر بندها بسیاری زندانی متعادل وجود دارند که شرایط آنها را هم عاقبت نامتعادل خواهد کرد.

افراد ساکن در این بند گزینش شده و در عین حال مخلوط از همه جرائم و سنین هستند.

همان‌طور که گفته شد در هیچ یک از این بندها تفکیک جرائم صورت نگرفته که بر اساس همین اصل تفکیک جرائم جای مرجان داوری و دراویش در زندان قرچک نیست.

در قرچک تعدادی از زندانیان رای کار نامیده می‌شوند.

رای کاران کسانی هستند که تمامی کارهای خدماتی و مراقبتی و آشپزی و به عهده آن‌هاست.

در واقع تمامی کارهایی را که پرسنل و کارمندان می‌بایست انجام دهند و بابت آن‌ها حقوق‌های هنگفت دریافت می‌کنند را این زندانیان رای کار انجام می‌دهند.

در سایر کشورها چنین زندانیانی برای مردم جامعه کار می‌کنند و در ازای کارشان از میزان محکومیت آنها کم می‌شود.

اما در قرچک در بهترین حالت در ازای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان و یا کارها فقط در ازای زمان بیشتر تلفن و ملاقات حضوری که هر ۴ماه مجاز است، انجام می‌شوند.

اغلب مجبور به رخت‌شویی و بافتنی برای امرار معاش هستند.

در تمام این امور، رای کاران متعهد می‌شوند که تمام مسئولیت‌ها و عواقب کارهایشان به عهده خودشان است.

حتی درمان احتمالی و جبران حسنه است.

توهین‌ها و سوء استفاده‌ها از رای کاران، از آزار دهنده‌ترین مسائل است.

اغلب زندانیان که وارد می‌شوند، معتادانی هستند که سقفی جز آسمان و تختی جز خیابان و هیچ مرهمی جز مواد نداشته‌اند و به جای کمپ ترک اعتیاد راهی زندان می‌شوند و به محض ورود در قرنطینه بدون هیچ مراقبت و اصول و دارویی مجبور به ترک مواد مضر می‌شوند. اگر حتی در حال مرگ باشند، فقط زندانیان دیگر مراقب آنها هستند و چیزی جز توهین و بی‌توجهی از مسئولین دیده نمی‌شود.

حتی سیگار، چای و غذای بیشتر، به تلافی کمبودها، توهین‌ها و تحقیرها یا به خود آسیب می‌زنند یا دیگران.

در طی سه روزی که در قرنطینه‌اند یک پزشک عمومی بیمار آنها را ویزیت می‌کند.

فقط از تعدادی انگشت شمار زندانی معتاد تست ایدز و هپاتیت می‌گیرند اما اگر مبتلا هم باشند از سر رأفت تفاوتی با دیگران ندارند! و آنها را به حال خود و بین دیگران رها می‌کنند.

سپس یک مددکار که خود شدیداً نیازمند مدد است با فرمی به دست به سراغ زندانیان می‌آید و از او که روی برگه چرت می‌زند، می‌خواهد که به سؤال “آیا تاکنون در کلاس قرآن شرکت کرده‌اید یا خیر” جواب بدهد.

عصرها وقتی درب هواخوری بسته می‌شود، هیچ روزنه‌ای به هوای آزاد موجود نیست.

نه دری نه پنجره‌ای.

زندانیان تا صبح در فضایی بسته و خفه، در تخت‌هایی کوتاه غیر استاندارد و یا روی زمین و زیر چراغ‌هایی که هرگز خاموش یا کم نمی‌شوند، سر می‌کنند.

زندانیانی که نمی‌دانند چه چیزهایی باید داشته باشند و تلاشی هم برای بهبود وضعیت خود نمی‌کنند، چرا که اساساً تصوری از شرایط بهتر ندارند.

این‌ها که می‌نویسم دیده‌های من از زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفته‌هایی بسیاری هست که باید از زندان زبان کسانی که سال‌هاست در آن‌جا مدفون شده‌اند، شنید.

البته که بی‌انصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی می‌رسند و نه تلاش آنها دیده می‌شود.

«آری خانه از پای بست ویران است

باز هم ادامه خواهد داشت

آتنا دائمیفعال حقوق بشر- بند زنان زندان اوین- آذر ۹۷»