‏نمایش پست‌ها با برچسب ،نقض حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ،نقض حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

گزارشی از آخرین وضعیت ۳۱ زندانی سنی مذهب در زندان رجایی شهر کرج


۳۱ تن از زندانیان اهل سنت در سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی شهر کرج در شرایط نامساعد در حال سپری کردن مدت محکومیت خود هستند. کمبود امکانات بهداشتی در زندان در شرایط شیوع ویروس کرونا در کشور موجب نگرانی این زندانیان شده است. برخی از این شهروندان که عموما محکومیت های طولانی مدت خود را در این زندان بصورت تبعیدی سپری می‌کنند، به بیماری های متفاوتی از جمله تنگی نفس، آرتروز، دیسک کمر و گردن مبتلا شده اند. موقعیت مکانی این سالن و رطوبت بسیار بالای بند، عموم زندانیان ساکن را درگیر بیماری های تنفسی کرده است. همچنین آب ناسالم زندان موجب بروز ناراحتی های کلیوی در برخی از آنان شده است. شرح هویت و آخرین وضعیت این افراد در گزارش پیش رو ارائه می شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۳۱ تن از زندانیان اهل سنت در سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی شهر کرج در شرایط نامساعدی بسر می‌برند.
کمبود امکانات بهداشتی کافی، بیش از پیش موجب نگرانی این زندانیان و خانواده های آنان به دلیل شیوع ویروس کرونا در کشور شده است. حبس های طولانی مدت و تغذیه نامناسب زندان قوای ایمنی آنان را تضعیف کرده است. موقعیت مکانی این بند در طبقات پایین زندان و رطوبت شدید منجر به بروز بیماری های تنفسی همچون تنگی نفس در بین زندانیان شده است.
همچنین عموم این افراد به دلیل حضور طولانی مدت در شرایط دشوار زندان از بیماری هایی چون دیسک کمر، آرتروز گردن و زانو، دیسک کمر و گردن و یا سایر بیماری‌های استخوانی یا مفصلی رنج می برند.
آب تصفیه نشده زندان نیز مزید بر علت شده و بسیاری از ساکنین زندان از جمله این بند از بیماری های کلیوی همچون سنگ کلیه رنج میبرند.
ضرب و شتم این شهروندان در طول دوره بازجویی و یا در طول حبس منجر به بروز بیماری های اعصاب و روان در برخی از آنان شده است.
به علاوه، عموم این زندانیان از شهرهای مختلف کشور به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده اند و دوری راه و هزینه های رفت و آمد و دشواری های آن موجب شده است تا امکان ملاقات با خانواده در بیشتر ایام سال از آنان سلب شود.
طی سالهای اخیر این زندانیان بارها مورد حمله و بازرسی توام با خشونت و تخریب وسایل شخصی قرار گرفته اند. در یکی از آخرین موارد روز چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه ۹۷، تعدادی از نیروهای امنیتی از جمله پرسنل وزارت اطلاعات و نزدیک به ۲۰۰ تن از نیروهای گارد زندان رجایی شهر کرج به سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ این زندان حمله کرده و ضمن تخریب و جمع آوری وسایل شخصی زندانیان چند تن از آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند.
هرانا پیشتر نیز در گزارش هایی از این قبیل، از حملات به سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی شهر کرج خبر داده بود.

هم اکنون ۳۱ زندانی سنی مذهب با اتهامات سیاسی یا امنیتی در این محل به سر می برند. جدیدترین فهرست اسامی این زندانیان و شرایط سلامت آنها که توسط هرانا تهیه شده است در ادامه می‌آید:

۱- تیمور نادری زاده – تاریخ بازداشت: خردادماه ۱۳۸۹- اتهامات: عضویت و همکاری با گروه‌های سلفی – محکومیت: ۱۲ سال حبس تعزیری – توضیحات تکمیلی: وی در ابتدا محکوم به اعدام شد اما پس از ۳ سال محکومیت او به ۱۲ سال حبس تقلیل یافت.
۲- سعید کریمی – اتهامات: عضویت در داعش – اقدام علیه امنیت ملی و محاربه – محکومیت: اعدام – وضعیت سلامت: وی مبتلا به بیماری تنگی نفس و دیابت است – توضیحات تکمیلی: آقای کریمی در مقطعی از کشور خارج شده و متهم شده که به داعش پیوسته است اما مدتی بعد به کشور بازگشت و پس از دو ماه بازداشت شد.
۳- برزان نصرالله زاده – تاریخ بازداشت: خردادماه ۱۳۸۹ – اتهام: محاربه – محکومیت: اعدام – وضعیت سلامتی: آقای نصرالله زاده از سنگ کلیه، ناراحتی گوارشی و دیسک کمر رنج میبرد. این زندانی به دلیل نداشتن طحال، از نظر قوای بدنی بسیار ضعیف شده است. توضیحات تکمیلی: وی در سن هفده سالگی در مسیر بازگشت از مدرسه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او در زمان بازداشت مورد اصابت ۵ گلوله قرار گرفت و طحال خود را از دست داد.
۴- عبدالرحمان سنگانی – تاریخ بازداشت: ۱۳۸۹ – اتهام: محاربه از طریق هواداری از گروه‌های سلفی – محکومیت: وی در ابتدا به اعدام محکوم شد اما مدتی بعد محکومیت وی به حبس ابد تقلیل یافت – وضعیت سلامتی: وی از ناراحتی ریوی رنج می‌برد و به دلیل عفونت شدید چشم، بینایی یکی از چشمهایش را از دست داده است. همچنین نیمی از بدن وی به دلیل یک حادثه رانندگی پیش از بازداشت بی حس است.
۵- حمزه درویش – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۵ – اتهامات: محاربه از طریق عضویت در داعش و خروج غیر قانونی از کشور – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: آقای درویش به دلیل مشکلات عصبی قرص‌های اعصاب و روان استفاده می‌کند.
۶- عبدالله شریعتی – تاریخ بازداشت: تیرماه ۱۳۹۰ – اتهامات: محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: وی دو عمل جراحی بر روی مهره‌های گردن با هزینه شخصی انجام داده و مبتلا به بیماری‌های آسم و دیسک کمر است.
۷- فرشید ناصری – تاریخ بازداشت: ۱۳۸۹ – اتهامات: عضویت و همکاری با گروه‌های سلفی – محکومیت: ۱۲ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: مبتلا به دیسک کمر و آرتروز زانو و گردن است.
۸- فیروز حمیدی – تاریخ بازداشت: ۱۳۸۹ – اتهام: اقدام علیه امنیت ملی و محاربه از طریق عضویت در گروه های سلفی – محکومیت: ۲۰ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: وی یک کلیه خود را از دست داده، مبتلا به تنگی نفس و بیماری معده است که به همین دلیل از نظر قوای بدنی تحلیل رفته و اکنون تنها ۴۵ کیلوگرم وزن دارد.
۹- خسرو بشارت – تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۳۸۸ – اتهامات: مشارکت در ترور ماموستا «عبدالرحیم تینا»، عضویت در گروه‌های سلفی، فساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام – محکومیت: اعدام – وضعیت سلامتی: وی مبتلا به بیماری اعصاب و روان است اما زندان از تحویل داروهای تجویز شده ممانعت به عمل می‌آورد.
۱۰- فرزاد شاه نظری – تاریخ بازداشت: ۱۳۸۹ – اتهامات: عضویت و همکاری با گروه‌های سلفی – محکومیت: ۱۲ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: مبتلا به بیماری قلبی، تنگی نفس و مشکل گوارشی است.
۱۱- برهان اصغریان – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۰ – اتهامات: اقدام علیه امنیت ملی و محاربه از طریق عضویت در گروه های سلفی – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: مبتلا به دیسک کمر و نیازمند به انجام عمل جراحی است.
۱۲- توحید قریشی – تاریخ بازداشت: اردبیهشت ماه ۱۳۹۳ – اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور، هواداری از گروه های مخالف نظام و تبلیغ علیه  نظام – محکومیت: ۱۶ سال حبس تعزیری – توضیحات تکمیلی: آقای قریشی از بابت محکومیت پیشین خود به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در فروردین ماه ۱۳۹۸ حکم حبس اش به پایان رسیده بود اما در حالی که در انتظار آزادی بود با گشایش پرونده جدیدی در زندان ماند و مجددا به ۱۶ سال حبس محکوم شد.
۱۳- عبدالجبار حسنی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۰ – اتهامات: اقدام علیه امنیت ملی و محاربه از طریق عضویت در گروه های سلفی – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: مبتلا به آرتروز گردن و سنگ کلیه است.
۱۴- فواد بابایی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۰ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: مبتلا به دیسک کمر است و بینایی یک چشم او نیز با اختلال جدی مواجه شده است.
۱۵- مختار کاکایی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۳ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: به دلیل ضربه های شدید وارد شده به سر در دوران بازجویی، هر دو گوش وی از نظر شنوایی با مشکلات جدی مواجه شده است. همچنین از درد پا نیز رنج می‌برد.
۱۶- عبدالعزیز پیرابی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۵ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری – وضعیت سلامتی: از سردردهای شدید رنج می‌برد و چندین بار در زندان بیهوش شده است.
۱۷- امید ستوده – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۵ – اتهام: همکاری با داعش- محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری.
۱۸- احمد انجزری – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۳ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری.
۱۹- عدنان حسینی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۵ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری – توضیحات تکمیلی: وی پیش از بازداشت در بازارچه مرزی پاوه مغازه دار بود.
۲۰- یاسین عباس جوبی – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۳ – (از اتهامات و جزئیات پرونده اطلاعی در دست نیست) – محکومیت: ۱۵ سال حبس تعزیری.
۲۱- کامران شیخه – تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۳۸۹ – اتهامات: مشارکت در ترور ماموستا عبدالرحیم تینا، عضویت در گروه‌های سلفی، فساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام – محکومیت: اعدام.
۲۲- فرهاد سلیمی – تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۳۸۹ – اتهامات: مشارکت در ترور ماموستا عبدالرحیم تینا، عضویت در گروه‌های سلفی، فساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام – محکومیت: اعدام.
۲۳- انور خضری – تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۳۸۹ – اتهامات: مشارکت در ترور ماموستا عبدالرحیم تینا، عضویت در گروه‌های سلفی، فساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام – محکومیت: اعدام – وضعیت سلامتی: آقای خضری از مشکلات تنفسی حاصل از ”شکنجه های اعمال شده” در دوران بازداشت رنج می‌برد. پیشتر پزشکان علائم بیماری او را “نتیجه ضربه سنگین” به قفسه سینه عنوان کرده بودند.
۲۴- ایوب کریمی – تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۳۸۹ – اتهامات: مشارکت در ترور ماموستا عبدالرحیم تینا، عضویت در گروه‌های سلفی، فساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام – محکومیت: اعدام.
۲۵- علی مفاخری – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۳ – اتهامات: خروج غیرقانونی از کشور و اقدام علیه امنیت ملی – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری – توضیحات تکمیلی: حکم آقای مفاخری ابتدا توسط دیوان عالی کشور نقض شده اما مجددا توسط قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.
۲۶- اسماعیل رشیدی – تاریخ بازداشت: شهریورماه ۱۳۹۵ – اتهام: اقدام علیه امنیت کشور (جزئیات مشخص نیست) – محکومیت: ۵ سال حبس تعزیری.
۲۷- حسین پالانی – تاریخ بازداشت: ‍۱۳۹۵ – اتهام: همکاری با داعش – توضیحات تکمیلی: وی از زمان بازداشت تاکنون در زندان به صورت بلاتکلیف بسر می‌برد، نخستین و تنها جلسه رسیدگی به اتهامات او ۵ ماه قبل برگزار شده است. آقای پالانی پیش از بازداشت به همراه احمد عبد الرحمان به خرید و فروش ارز (دلار) اشتغال داشت.
۲۸- یاسین محمودیان – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۶ – اتهامات: عضویت و همکاری با داعش و محاربه – محکومیت: اعدام – توضیحات تکمیلی: آقای محمودیان پس از حمله مسلحانه به ساختمان مجلس در منزل خود بازداشت شد. وی متهم به در اختیار قرار دادن خودرو به عاملین حمله به مجلس است.
۲۹- فریدن ذاکری نسب – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۶ – اتهامات: عضویت و همکاری با داعش و محاربه – محکومیت: اعدام – توضیحات تکمیلی: آقای محمودیان پس از حمله مسلحانه به ساختمان مجلس در منزل خود بازداشت شد. وی متهم به در اختیار قرار دادن خودرو به عاملین حمله به مجلس است.
۳۰- محمد عبد الرحمان – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۳ – اتهامات: خروج غیرقانونی از کشور و اقدام علیه امنیت ملی – محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری، توضیحات تکمیلی: آقای عبد الرحمان، تبعه کشور عراق است. وی مدعی است که برای دیدار با دوستش، علی مفاخری به ایران سفر کرده بود. او پیش از بازداشت به کارگری ساختمان اشتغال داشت. مسئولان از سه سال پیش وعده آزادی زود هنگام وی را داده‌اند که تاکنون عملی نشده است.
۳۱- احمد عبد الرحمان – تاریخ بازداشت: ۱۳۹۵ – اتهام: همکاری با داعش، توضیحات تکمیلی: احمد عبدالرحمان تبعه کشور عراق است. او از زمان بازداشت تاکنون به صورت بلاتکلیف در زندان بسر می‌برد، نخستین و تنها جلسه رسیدگی به اتهامات او ۵ ماه قبل برگزار شده است. آقای عبدالرحمان پیش از بازداشت به همراه حسین پالانی به خرید و فروش ارز (دلار) اشتغال داشت.

*لازم به ذکر است که اتهامات این افراد صرفا برگرفته از دادنامه صادره است و بسیاری از آنها به اشکال متفاوت ازجمله نوشتن نامه، اتهامات وارده را رد کرده‌اند.

گزارشی از آخرین وضعیت ۳۱ زندانی سنی مذهب در زندان رجایی شهر کرج


۳۱ تن از زندانیان اهل سنت در سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی شهر کرج در شرایط نامساعد در حال سپری کردن مدت محکومیت خود هستند. کمبود امکانات بهداشتی در زندان در شرایط شیوع ویروس کرونا در کشور موجب نگرانی این زندانیان شده است. برخی از این شهروندان که عموما محکومیت های طولانی مدت خود را در این زندان بصورت تبعیدی سپری می‌کنند، به بیماری های متفاوتی از جمله تنگی نفس، آرتروز، دیسک کمر و گردن مبتلا شده اند. موقعیت مکانی این سالن و رطوبت بسیار بالای بند، عموم زندانیان ساکن را درگیر بیماری های تنفسی کرده است. همچنین آب ناسالم زندان موجب بروز ناراحتی های کلیوی در برخی از آنان شده است. شرح هویت و آخرین وضعیت این افراد در گزارش پیش رو ارائه می شود.

۱۳۹۹ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

خرس‌های ایران در یک قدمی انقراض

دوگونه خرس قهوه‌ای و سیاه آسیایی که در ایران زیست می‌کنند هم‌اکنون به علت عوامل انسانی و طبیعت در فهرست سرخ اتحاد بین‌المللی حفاظت از محیط زیست و در آستانه انقراض قرار دارند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از میان هشت گونه خرس موجود در دنیا، دوگونه خرس قهوه‌ای و
 خرس سیاه آسیایی در ایران زندگی می‌کنند ،ولی تعداد جمعیت هر دو گونه انگشت‌شمار شده و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی مانده این گونه‌های آسیب‌پذیر در دست نیست.

اما علت چیست؟ چرا این دو گونه ارزشمند اسم خود را در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست به ثبت رسانده‌اند؟
دلیل انقراض خرس‌های ایران چیست؟

وقتی با وجود تغییر اقلیم، خشکسالی و کمبود غذا زیستگاه خرس‌های ما همچون خودشان آسیب‌پذیر می‌شود دست عوامل سودجو چون شکارچیان، زمین‌خواران، توسعه گردشگری و صنعت و معدن به راحتی بستر آسیب‌پذیر آماده آن‌ها را به نابودی سوق می‌دهد.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این باره می‌گوید: جنگل‌های زاگرس که زیستگاه مناسبی برای خرس قهوه‌ای محسوب می‌شود سالهاست که دچار تخریب شده؛ پس تخریب زیستگاه‌ها، نا‌آگاهی مردم در برخورد با این گونه، خشکسالی، کمبود غذا، شکار به وسیله متخلفین این عرصه این‌ها همه دلایل کاهش پررنگ جمعیت خرس‌های ایرانی است.

4سال سیاه خرس و دخالت انسان

سال گذشته به دلیل کشته شدن 20خرس قهوه‌ای و 2قلاده خرس سیاه به عنوان سال سیاه خرس نامگذاری شد.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص معتقد است:امسال نیز تاکنون 10قلاده خرس قهوه‌ای کشته شده که در همه این موارد انسان دخالت مستقیم داشته است.

خرس‌های ایران در لیست سرخ انقراض

تخریب زیستگاه خرس قهوه‌ای در ایران موجب شده تا اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست(IUCN) در گزارش سالانه خود از وضعیت حیات وحش جهان نام این جانور را از سال 2004 در فهرست گونه‌های در معرض تهدید قرار دهد.

مریم موسیوند در خصوص خرس‌های سیاه نیز می‌گوید: خرس سیاه آسیایی هم‌اکنون در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در آستانه انقراض قرار دارند و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی‌مانده جمعیت این‌گونه زیبا در ایران در دست نیست.

جریمه شکار خرس

امسال که افزایش جریمه شکار در بین حیات وحش کشورمان را شاهد بودیم، جریمه شکار خرس از 500هزار تومان به 50میلیون تومان افزایش یافت.

مریم موسیوند در این باره معتقد است: افزایش جریمه شکار خرس کار بسیار خوبی بود که باید ادامه داشته باشد ولی باید اطراف مناطق حفاظت‌شده که زیستگاه این گونه‌ها‌ی در معرض خطر انقراض است به گونه‌ای مدیریت شود تا دست زمین‌خواران از آن کوتاه گردد و افراد محلی همجوار با این مناطق در برخورد با این حیوانات از کشتن و صدمه‌زدن به آن‌ها خودداری کنند.

زیستگاه‌های خرس‌ها در ایران

خرس‌ها در مناطق مرتفع و نیمه‌مرتفع رشته‌کوه زاگرس و البرز، مناطق جنگلی خزر، علفزارهای مرتفع کوهستانی، دره‌های پایین‌دست جنگل‌های ایران، خراسان شمالی تا آذربایجان و از آذربایجان تا لرستان بین سنک‌های بزرگ، میان سوراخ‌های طبیعی ؟ یا ریشه‌های درختان مشغول زندگی هستند.

زاد و ولد خرس‌های ایران نسبت به دنیا کمتر است

خرس قهوه‌ای به خصوص مادر، بسیار به غذای گوشتی وابسته است اما در سال‌‌های اخیر به علل مختلف، طعمه‌های گوشتی از دسترس دورشده‌اند تا جایی که خرس قهوه‌ای در لرستان کمترین زاد و ولد خرس‌ها را در دنیا دارا بوده است.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص معتقد است: خرس‌های مادر هرچقدر که سنشان بالاتر می‌رود تعداد توله‌هایی که هر بار به دنیا می‌آورند بیشتر می‌شود اما اکنون خرس‌های کشور ما اغلب یک توله یا دو توله به همراه دارند و سه توله همراه خرس مادر به ندرت دیده می‌شود.

فیزیک خرس‌های ایران

خرس‌های قهوه‌ای و سیاه آسیایی خیلی فرصت حیات ندارند چرا که به راحتی از طبیعت حذف می‌شوند، حس بویایی فوق‌العاده‌ای دارند و به همین دلیل اجسام مختلف را تفکیک می‌کنند و در واقع تنها از این طریق به زندگی خود ادامه می‌دهند، بینایی آن‌ها به شدت ضعیف است، این حیوانات شبگرد هستند و اگر در روزها دیده شوند یعنی آرامش کافی داشته و از دست انسان‌ها دور مانده‌اند.

مریم موسیوند کارشناس محیط طبیعی در این خصوص می‌گوید: خرس‌ها بر خلاف ظاهر خود می‌توانند مسافت زیادی را با چهاردست و پا با سرعتی متجاوز از 50کیلومتر بدوند در موقع نزاع و بازی اغلب به‌روی دوپا می‌ایستد و قادرند از درختان کوتاه بالا بروند.

موسیوند درباره تغذیه خرس‌های کشورمان معتقد است: خرس قهوه‌ای به خوردن عسل علاقه زیادی دارد، این گونه جثه بسیار بزرگ و قد 170تا 250سانتی‌متری را به خود اختصاص داده و در مناطق غرب ایران رنگ اکثر آن‌ها روشن‌تر از مناطق شمالی است و خرس‌های سیاه که جثه‌ی کوچکتری دارند در بالا رفتن از درخت‌ها و خوردن میوه‌های درختی خصوصاً خرما مهارت دارند.

فرهنگ‌سازی در بین مردم محلی

متأسفانه خرس‌ها در بین روستاییان حیوانات چندان محبوبی نیستند و در اکثر مواقع مردم بومی از روی نا‌آگاهی در مواجهه با خرس‌ها راهی جز کشتن آن‌ها پیدا نمی‌کنند. وقتی خرس‌ها به‌خاطر رفع نیاز‌ غذایی خود به محل زندگی انسان‌های همجوار خود؛ روستاها، چادرها یا چراگاه‌های عشایر پناه می‌برند در موارد زیادی با وجود ترس و ناآگاهی مردم بومی کشته‌ می‌شوند و این مشکلات تنها با فرهنگ‌سازی و ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص این گونه در اکوسیستم حاضر در منطقه رفع خواهد شد چراکه در خلقت خداوند نباید دخالت کرد، وجود هر حیوانی در طبیعت بنا به علم خداوند در آن منطقه الزامی بوده و مطمئناً نبود آن خساراتی را به بار خواهد آورد که در درازمدت مشخص می‌شود.

خرس‌های ایران در یک قدمی انقراض

دوگونه خرس قهوه‌ای و سیاه آسیایی که در ایران زیست می‌کنند هم‌اکنون به علت عوامل انسانی و طبیعت در فهرست سرخ اتحاد بین‌المللی حفاظت از محیط زیست و در آستانه انقراض قرار دارند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از میان هشت گونه خرس موجود در دنیا، دوگونه خرس قهوه‌ای و
 خرس سیاه آسیایی در ایران زندگی می‌کنند ،ولی تعداد جمعیت هر دو گونه انگشت‌شمار شده و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی مانده این گونه‌های آسیب‌پذیر در دست نیست.

اما علت چیست؟ چرا این دو گونه ارزشمند اسم خود را در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست به ثبت رسانده‌اند؟
دلیل انقراض خرس‌های ایران چیست؟

۱۳۹۸ اسفند ۱۰, شنبه

ممانعت مسئولان زندان از اعزام مرجان داوری به مرخصی

مرجان داوری، محقق و مترجم ۵۲ ساله محبوس در زندان قرچک ورامین که به دلیل شرایط جسمی نامساعد پدرش و قطع امید پزشکان از وی از دو هفته قبل درخواست اعزام به مرخصی کوتاه مدت داده بود، همچنان علیرغم تامین وثیقه از مرخصی محروم مانده است. خانم داوری اخیرا از اعدام تبرئه و در پرونده دیگری در شعبه یک دادگاه کیفری به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مرجان داوری، محقق و مترجم ۵۲ ساله محبوس در زندان قرچک ورامین که به دلیل شرایط جسمی نامساعد پدرش و قطع امید پزشکان از وی از دو هفته قبل درخواست اعزام به مرخصی کوتاه مدت داده بود، همچنان از مرخصی محروم مانده است.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: “آقای داوری به شدت بیمار هستند و پزشکان از ایشان قطع امید کرده‌اند و از بیمارستان به منزل فرستاده شده‌اند. آقای داوری حتی توان صحبت کردن هم ندارند و مرجان تنها از طریق تلفن می‌تواند به صدای آخرین نفس‌های پدرش گوش دهد. برای او وثیقه دو میلیارد تومانی تعیین کرده‌اند اما علیرغم تهیه وثیقه و طی تمامی مراحل اداری با اعزام به مرخصی و یا اعزام تحت‌الحفظ به منزل موافقت نمی‌کنند. کمااینکه مرجان در تمام این چند سال از مرخصی محروم بوده”.

براساس حکمی که بهمن ماه امسال توسط شعبه یک دادگاه کیفری استان تهران صادر شده، خانم داوری از بابت اتهام”معاونت در ارتکاب سه فقره زنای در حکم عنف” به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲۵ سال از این حکم قابل اجرا خواهد بود. مرجان داوری در خصوص پرونده دیگری که پیشتر از بابت اتهامات “افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار” به اعدام محکوم شده بود، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی شهمیرزادی از اعدام تبرئه و حکم برائت وی صادر شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم داوری روز شنبه ۲۱ دی ماه در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.
آذرماه امسال حکم اعدام خانم داوری توسط هیئت عمومی دیوان عالی کشور نقض و  جهت محاکمه مجدد به این شعبه به عنوان شعبه هم عرض ارجاع داده شده بود. اواسط آذرماه سال گذشته نیز حکم اعدام این زندانی برای دومین بار توسط دیوان عالی کشور نقض شده و به همین دلیل جهت بررسی به هیئت عمومی این دیوان ارسال شده بود.
گفتنی است، روند بررسی پرونده مرجان داوری توسط هیئت عمومی دیوان عالی کشور بیش از ۱۱ ماه به طول انجامیده بود.
لازم به یادآوری است مرجان داوری (۴ اردیبهشت ماه ۱۳۴۵ – تهران) تحصیلات ابتدایی را در انگلستان و در بازگشت به ایران، در مدرسه بین المللی تیزهوشان پارتیان به اتمام رساند. در سیزده سالگی موفق به اخذ دیپلم ترجمه زبان انگلیسی شد. تحصیلات دانشگاهی را با رتبه دو رقمی وارد دانشگاه هنر الزهرا در رشته گرافیک و نقاشی و همچنین تحقیق و ترجمه در زمینه علوم باطنی و هستی شناسی مشرق و مغرب زمین ادامه داد.
مرجان داوری در سال ۱۳۸۹ اقدام به ترجمه آثار نویسندگان مکاتب فکری اشراقیون در سرتاسر جهان، گردآوری و تدوین مجموعه ای در این زمینه نمود. از جمله آثار ترجمه شده توسط وی می توان به «پنجه زمان اثر پال توئیچل، جوینده اثر فیل موریمیتسو، تمرینات معنوی اک اثر هارولد کلمپ» اشاره کرد.
وی که فارغ التحصیل رشته گرافیک دانشکده هنر- دانشگاه الزهرا تهران، مترجم کتب علوم باطنی و الهی و اشراقیون و یکی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات متافیزیک راه معرفت بود در مهرماه ۱۳۹۴با تعطیلی و بازداشت مسئولان این موسسه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اتهام افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار، به همراه کریم زرگر، دیگر متهم پرونده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد.
همزمان با ابلاغ این حکم مرجان داوری از بند زنان زندان اوین به زندان زنان شهرری (قرچک ورامین) منتقل شد.

هرانا مدتی بعد در گزارشی از نخستین نقض حکم اعدام این زندانی توسط شعبه ۴۷ دیوان عالی کشور خبر داده بود. اما شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران مجددا رای بر اعدام این زندانی داد، حکمی که آذرماه سال گذشته برای دومین بار توسط شعبه ۴۷ دیوان عالی کشور نقض شده است.

این حکم به دلیل اینکه برای دومین بار توسط دیوان عالی کشور نقض شده است، پرونده جهت بررسی به هیئت عمومی دیوان ارجاع شده است.

لازم به ذکر است در تاریخ ۱۰ بهمن‌ماه سال ۹۶ کریم زرگر، رئیس سابق دانشکده صدا و سیما که چندی پیش به همراه مرجان داوری در ارتباط با تبلیغ و ترویج جنبش نوپدید عرفانی “اکنکار”، به اتهاماتی از جمله فساد فی الارض به اعدام محکوم شده بود در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.


ممانعت مسئولان زندان از اعزام مرجان داوری به مرخصی

مرجان داوری، محقق و مترجم ۵۲ ساله محبوس در زندان قرچک ورامین که به دلیل شرایط جسمی نامساعد پدرش و قطع امید پزشکان از وی از دو هفته قبل درخواست اعزام به مرخصی کوتاه مدت داده بود، همچنان علیرغم تامین وثیقه از مرخصی محروم مانده است. خانم داوری اخیرا از اعدام تبرئه و در پرونده دیگری در شعبه یک دادگاه کیفری به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود.

۱۳۹۸ اسفند ۹, جمعه

تشکیل دو پرونده جدید و تفهیم اتهام نرگس محمدی در زندان زنجان

روز شنبه ۳ اسفند ماه، نرگس محمدی، سخنگو و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در حالی که دوران محکومیت ۱۶ ساله خود را در زندان زنجان سپری می‌کند، با گشایش دو پرونده جدید روبرو و تفهیم اتهام شد. پرونده اول  در ارتباط با “انتشار بیانیه‌های سیاسی، تشکیل کلاس‌های آموزشی و تحصن اعتراضی در بند زنان اوین” و پرونده دوم با شکایت غلامرضا ضیایی، رئیس زندان اوین به دلیل آنچه “افترای شکنجه و ضرب‌وشتم شدن توسط او” خوانده و همچنین اتهاماتی از جمله “اخلال در نظم زندان از طریق خواندن سرود با صدای بلند” گشوده شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر، «نرگس محمدی» نایب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، با تشکیل ۲ پرونده و اتهامات جدید مواجه شده است.
بر اساس این گزارش، روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸، با حضور بازپرس شعبه ۲ دادسرای زنجان همراه با رئیس و معاون حفاظت اطلاعات و رئیس بند زنان، اتهامات جدید در قالب ۲ پرونده جداگانه به خانم محمدی تفهیم شد. این تفهیم اتهام بدون اعزام او به دادسرا و انجام تشریفات قانونی، و در بند زنان انجام شده است.
بر اساس این گزارش در پرونده نخست، خانم محمدی به “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” متهم شده است. انتشار بیانیه‌های سیاسی، تشکیل کلاس‌های آموزشی و تحصن اعتراضی در بند زنان از جمله استنادهای دادستانی برای اتهامات این پرونده بوده است.
همچنین پرونده دوم با شکایت «غلامرضا ضیائی» رئیس زندان اوین تشکیل شده و خانم محمدی به «اخلال در نظم زندان و برهم زدن آسایش عمومی بند زنان از طریق برگزاری مجالس و نشست‌ها و خواندن سرود با صدای بلند» و همچنین “توهین به ماموران دولت از جمله ضیائی و افترای شکنجه و ضرب‌وشتم شدن توسط او”، متهم شده است.
بازپرس اعزامی به زندان به نرگس محمدی گفته است که این ۲ پرونده در دادسرای ۳۳ تهران تشکیل شده است.
نرگس محمدی که از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ١٣٩۴ در زندان بسر می‌برد، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده است. پنج سال برای ” اجتماع و تبانی علیه نظام” یک سال برای “برای تبلیغ علیه نظام” و ده سال برای تاسیس و همکاری با انجمن لگام، انجمنی برای لغو مجازات اعدام، مطالبه‌ای که از سوی حکومت در ایران تحمل نمی‌شود. بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با در نظر داشت «مجازات اشد»، نرگس محمدی باید ١٠ سال زندان را تحمل کند.
خانم محمدی روز شنبه ۳۰ آذرماه همراه با ۷ زندانی سیاسی دیگر در بند زنان زندان اوین طی نامه‌ای از تحصن چند روزه خود در زندان به مناسبت چهلمین روز و در همراهی با خانواده‌های داغدار اعتراضات سراسری آبان خبر داده بودند.
در پی این تحصن مسئولان زندان اوین خانم محمدی و دیگر زندانیان تحصن کننده را به تبعید به زندان دیگر تهدید کرده بودند که در نهایت روز سه شنبه ۳ دی ماه ۹۸ وی را از زندان اوین به زندان زنجان منتقل کردند.
 خانم محمدی پس از انتقالش به زندان زنجان، طی نامه ای به شرح وقایع و برخورد رییس زندان اوین و نیروهای امنیتی در جریان انتقال وی پرداخته و از آن به عنوان “روز نکبتی خشونت عریان مردان امنیتی و زندان علیه من” یاد کرده بود.​

تشکیل دو پرونده جدید و تفهیم اتهام نرگس محمدی در زندان زنجان

روز شنبه ۳ اسفند ماه، نرگس محمدی، سخنگو و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در حالی که دوران محکومیت ۱۶ ساله خود را در زندان زنجان سپری می‌کند، با گشایش دو پرونده جدید روبرو و تفهیم اتهام شد. پرونده اول  در ارتباط با “انتشار بیانیه‌های سیاسی، تشکیل کلاس‌های آموزشی و تحصن اعتراضی در بند زنان اوین” و پرونده دوم با شکایت غلامرضا ضیایی، رئیس زندان اوین به دلیل آنچه “افترای شکنجه و ضرب‌وشتم شدن توسط او” خوانده و همچنین اتهاماتی از جمله “اخلال در نظم زندان از طریق خواندن سرود با صدای بلند” گشوده شده است.

۱۳۹۸ اسفند ۸, پنجشنبه

زنان «قطور»؛ کارگردانان دیروز و امروز زندگی

زنانی که ذره‌ذره‌ی وجودشان برای داشتنِ خانه و کاشانه‌ای گرم در پشت دارِ قالی صرف شده، پس از زلزله ویرانگر روزهای اخیر هم همچنان زندگی را با بیم و امید کارگردانی می‌کنند و چشم‌شان به یاری همنوعان‌شان است تا این روزهای سرد و سخت در میان آوارها را صبورانه پشت سر بگذارند.
پنج سال قبل «ریحان» با پسری که در کارگاه قالی‌بافی کار می‌کرد، آشنا شد و ازدواج کرد؛ نه جهیزیه داشت و نه مثل بعضی زوج‌های امروزی خانه و طلا و پول کلان. با ۱۰ میلیون وام ازدواج و اراده همسرش، خانه‌ای ۴۰ متری در روستای «مَخین» قطور ساختند و یک دار قالی خریدند.

آنان کنار هم از هشت صبح تا پاسی از شب تارو پود قالی را زندگی کردند و دست بر قضا، صاحب فرزندی نشده بودند تا وقتی که به قول خودشان در سایه پیشرفت‌های علمی و با صرف هزینه‌های کلان، کودکی با نوای دلنشین گریه و خنده‌هایش سکوت زندگی سخت و مشقت‌بارشان را طی سال قبل شکست؛ این زوج دست در دست هم و با خوشی زندگی خود را با دار قالی ترسیم می‌کردند تا اینکه میهمان ناخوانده‌ای لرزه بر چهار ستونِ خانه امید و آرزوهای آنان انداخت.
تمام اینها را ریحان، زن ۲۰ ساله ساکن روستای «مَخین» از توابع «شهر» قطور در سفری که به این منطقه زلزله‌زده داشتیم؛ عنوان کرد و از نقش کارگردانی خود در دیروز و امروز سخت به میان آورد.
«ریحان» تنها با یک پیراهن و جلیقه کاموایی دست‌دوز در سرمای استخوان‌سوز و طاقت‌فرسای کوهستان و روستایی که در دامنه کوه بنا شده‌، ایستاده است. نه اینکه تصور کنید این ایستادگی فقط به خاطر وجود ما و گپ‌وگفتی کوتاه در یان آوارهاست؛ آنان سالهاست که پای زندگی مشترک ایستاده‌اند و اشک فروخته بر چشمان‌ بازشان را پنهان می‌کنند.
به ظاهر بسیار مقاوم و استوار به نظر می‌رسد اما در حالی که اشکهایش تمام صورتش را خیسانده است، از روزهایی سخن می‌گوید که به ازای کسب درآمد روزانه ۲۰ تا ۴۰ هزار تومانی، برای دیگران قالی بافته‌اند و خرید یک دار قالی برای خودشان را آرزو می‌کرده‌اند.
صدای گریه کودک نازنین یکساله‌اش ما را به داخل چادر کشاند؛ «ریحان» شیر می‌داد اما کودک باز هم گریه می‌کرد. پرسیدم «نهار خورده‌ای؟» پاسخ داد: جیره غذایی را دیشب تمام کردیم و منتظر حضور مجدد امدادگران هستیم. نان خشک داریم و اگر با تاخیر آمدند، نام می‌خورم.
پرسیدم «جیره غذایی به اندازه کافی توزیع می‌شود»؟ گفت: خانواده‌هایی که تعدادشان زیاد است، می‌توانند به اندازه کافی بگیرند ولی ما هم باید مراقب بچه باشیم و هم مراقب وسایل‌مان؛ در برخی از موارد تا بخواهیم به محل توزیع برسیم، جیره غذایی تمام می‌شود.
پرسیدم «از این وضعیت خیلی ناراحت هستی؟» ریحان به فکر فرو رفت و گویا از رمز ایستادگی‌اش در برابر سختی‌ها سخن به میان آورد؛ «من سختی‌های زیادی در زندگی کشیده‌ام. این هم امتحان خداست چرا باید ناراحت باشم؟»
اشک‌های روی گونه‌های سرخ و سفیدش، ایستادگی و غرور این زن کُرد را ترسیم می‌کند و سخنان از دل برآمده‌اش، گویای ایمان و تقوای تک‌تک اعضای یک خانواده روستایی است.
خانه چادری اما استوار «ریحان» که به همت امدادگران هلال‌احمر برپاست را با هدف گپ و گفت با یکی دیگر از زنان روستایی ترک می‌کنیم؛ کارگردان زندگی این خانواده هم نام روحیه‌بخشی دارد و «گلستان» خانم می‌خواننش.
«گلستان» نام بانوی دیگری از روستای «مخین» در بخش قطور است که با سه فرزند و شوهرش در چادر زندگی می‌کند؛ چهار فرزند دارد که دختر ۶ ساله‌اش سال گذشته در رودخانه قطور غرق شد و حالا از ترس تکرار زلزله، لحظه‌ای فرزندانش را رها نمی‌کند.
«گلستان» هم مانند «ریحان» سالهاست برای گذران زندگی در کنار کارِ خانه، قالی‌بافی می‌کند اما برعکس ریحان‌خانم پس از وقوع زلزله، دیگر خود را مقاوم نمی‌بیند. شوهرش چوب‌بری دارد و  بشکه‌های نفت آنان در داخل مغازه و زیر آوار مدفون است.
داخل چادر کودکی ۶ ماهه به آرامی جا خوش کرده، ولی هوای اینجا زیاد گرم نیست؛ اگرچه بهتر از هوای سرد کوهستان است اما به نظر می رسد کمتر مادر شهری بخواهد که فرزندش در این دما به خواب برود.
«گلستان» در حالی که چهره پر از درد و رنج و ناامیدی دارد، درباره مشکلاتش می‌گوید و گویا یخ زدن لوله‌های آب، نبود آب شرب و اقلام کافی برای پخت و پز، عرصه زندگی روزمره را برایشان تنگ‌تر کرده‌است.
وی می‌گوید که تمام کارت‌های بانکی و پول‌هایشان زیر آوار مانده است و به آنها دسترسی ندارند. با نیم‌نگاهی به لباس‌های پسرش ادامه می‌دهد که «لباس و پوشاک بچه‌هایم زیر تلی از خاک و چوب و آهن است و از ترس زلزله‌های مکرر نمی‌شود به داخل خانه رفت».
«گلستان» با بیان اینکه در تمام مشکلات و تنگناها به خدا پناه می‌برد، از مردم و مسوولان می‌خواهد که آنان را تنها نگذارند. این زن نقش‌آفرین در زندگی هم اقلام غذایی، لباس، پوشاک و وسایل گرمایشی را مهمترین نیاز مردم منطقه عنوان می‌کند.
«هاجر خزری» زن نحیف و لاغری از دیگر ساکنان روستاست که به اصرار خودش برای دیدن اوضاع زندگی‌اش رهسپار خانه‌اش می‌شویم؛ تمام مساحت خانه «هاجر» به ۵۰ متر نمی‌رسد اما دیوارهای آن فرو ریخته‌است و از روی دیوار کوتاهی وارد خانه می‌شویم.
«هاجر» تمام وسایل خانه را به تنهایی در وسط حیاط خانه‌اش جمع کرده و شوهرش به دنبال چادری است تا شاید بتواند قبل از بارش برف و تاریکی شب، وسایل را داخل چادر جابجا کند.
هاجر می‌گوید: فامیل‌هایش برای آنان نایلون و کیسه آورده‌اند تا اسبابش را با آنها بپوشاند و فعلا دغدغه‌ای جز مراقبت از اسباب خانه ندارند زیرا به گفته وی «برخی افراد سودجو به صورت شبانه به خانه‌ها دستبرد می‌زنند».
وی با اشاره به اینکه اقلام غذایی روزانه دوبار در این روستا توزیع می‌شود، عنوان می‌کند که برخی از روستاییان در روزهای اول به این اقلام دسترسی پیدا نمی‌کردند چون به صورت مدیریت‌شده توزیع نمی‌شد اما شاکر بوده‌اند و نان و پنیری برای خوردن پیدا می‌کرده‌اند.
«مَخین» را به مقصد بخش مرکزی «قطور» ترک می‌کنیم که مسیری پنج کیلومتری است؛ در طول مسیر در حریم رودخانه چادرهای هلال‌احمر برای زلزله‌زدگان برپا شده که به نظر می‌رسد به خاطر کوهستانی بودن منطقه و احتمال بارش برف و باران، خطر سیل آنها را تهدید کند.
با خانواده‌ای کوچ‌نشین و عشایری همکلام شدم که تعداد زیاد آنان در یک چادر توجهم را جلب کرده بود؛ در این چادر عشایری ۱۵ نفر اسکان دارند؛ «عزیزه محمدی» از اعضای این خانواده می‌گوید: «به خاطر اینکه ساکن ثابت منطقه نیستیم، در عرض ۲ روز گذشته چیزی به ما ندادند و همچنان منتظر امدادگران هستیم».
وی هم راجع به مشکلات روزمره‌اش می‌گوید که «پخت‌وپز برای ما بسیار سخت است زیرا مغازه‌ها تعطیل و دسترسی به کپسول گاز و نفت بسیار دشوار است؛ از ترس پس‌لرزه‌ها هم آرامش نداریم».
بانوی دیگری از این جمع که به خاطر طلاهای فراوانی که بر دست و گردن دارد، به نظر می‌رسد تازه عروس باشد، می‌گوید: جهیزیه‌ام زیر آوار مانده‌است؛ نه می‌توانم از زیر خاک و گل آنها را بیرون بیاورم و نه تحمل دیدن این وضعیت را دارم.
وی ادامه می‌دهد که «در هوای سرد کوهستان و در چادر زندگی بسیار سخت و اقلام بهداشتی در این منطقه بسیار کمیاب است».
«خالدی» بانوی دیگری است که برای مصاحبه به داخل چادرشان که در محوطه منزلشان به پا شده بود، وارد شدم؛ از درزهای چادر شخصی‌شان سرمای استخوان‌سوز کوهستان به داخل نفوذ می‌کرد و حتی بخاری نفتی چکه‌ای نیز قادر نبود با سرما مقابله کند.
گرم گفت‌وگو با این خانواده شده‌ بودیم که ۲ پس‌لرزه را تجربه و صدای غریدن زمین را در زیر پایمان حس کردیم؛ خانم «خالدی» با اشاره به وحشت بچه‌هایش از زمین‌لرزه می‌گوید: دشواری زندگی چادر یکی دو تا نیست از نبود لباس مناسب برای کودکان گرفته تا پوشک بچه و صابون و اقلام خوراکی؛ کمبودهایمان زیاد است.
وی چنین بیان می‌کند که اگر باران ببارد تمام وسایل‌شان خیس و زندگی‌شان نابود می‌شود و فقط دعا می‌کند که تا فرارسیدن فصل بهار، باران و برف نبارد.
زندگی وقتی که زیر پایت روزی بیش از ۱۰ بار بلرزد حتی در داخل چادر امدادی هم طاقت فرساست؛ باید از نزدیک دید تا بتوان لمس کرد که این کارگردانان زندگی دیروز و امروز تا چه حدی به همراهی نیاز دارند و تا چه میزان آسیب‌های روحی و روانی را در این روزهای سخت در کنار استرس‌های ناشی از زلزله تحمل می‌کنند.
این روزها زنان و مردان روستاها و شهر قطور که در ۷۰ کیلومتری خوی قرار دارد، روزهای سرد و سختی را سپری می‌کنند؛ زندگی در چادرهای هلال‌احمر و چادرهای عشایری برای آنان تبدیل به یک تراژدی غمناک شده‌است و با هر پس‌لرزه و ریختن تعداد بیشتری از آجرهای خانه‌هایشان، زخمی تازه بر دل آنان نقش می‌بندد.
تنها مرحمی که می‌تواند تسلی اندکی بر غصه‌های بی‌خانمانی آنان باشد، همدردی همنوعان و تداوم امدادرسانی است که می‌تواند اندکی دلگرمی برایشان در بر داشته باشد.
به گفته مسوولان آذربایجان‌غربی اسکان اضطراری به مراحل پایانی رسیده و تکاپو برای رفع کمبودها آغاز شده است تا امیدواری‌ها برای کاهش دردهای زلزله‌زدگان در این شرایط دشوار، بشتر شود.
به گزارش ایرنا روز یکشنبه – چهارم اسفندماه – ابتدا منطقه «قطور» و سپس «زرآباد» خوی با زمین‌لرزه نسبتا شدیدی لرزید که این امر در مجموع موجب مصدومیت حدود ۱۰۴ نفر، بستری شدن ۱۰ نفر، تلف شدن صدها راس دام، تخریب چهار هزار واحد مسکونی و وارد شدن خسارت جزئی به یکهزار واحد دیگر در روستاهای خوی و سلماس شد.​

زنان «قطور»؛ کارگردانان دیروز و امروز زندگی

زنانی که ذره‌ذره‌ی وجودشان برای داشتنِ خانه و کاشانه‌ای گرم در پشت دارِ قالی صرف شده، پس از زلزله ویرانگر روزهای اخیر هم همچنان زندگی را با بیم و امید کارگردانی می‌کنند و چشم‌شان به یاری همنوعان‌شان است تا این روزهای سرد و سخت در میان آوارها را صبورانه پشت سر بگذارند.
پنج سال قبل «ریحان» با پسری که در کارگاه قالی‌بافی کار می‌کرد، آشنا شد و ازدواج کرد؛ نه جهیزیه داشت و نه مثل بعضی زوج‌های امروزی خانه و طلا و پول کلان. با ۱۰ میلیون وام ازدواج و اراده همسرش، خانه‌ای ۴۰ متری در روستای «مَخین» قطور ساختند و یک دار قالی خریدند.

۱۳۹۸ اسفند ۷, چهارشنبه

قدیانی: مسئول آزار و شکنجه نیلوفر بیانی شخص خامنه‌ای است

ابوالفضل قدیانی شکنجه و تهدید جنسی یکی از فعالان محیط زیست را تکان دهنده خواند و خامنه‌ای را مسئول مستقیم آن معرفی کرد. نیلوفر بیانی که به ده سال زندان محکوم شده به تازگی بدرفتاری با خود در بازجویی‌های سپاه را فاش کرد.
چند روز پیش نامه‌هایی از نیلوفر بیانی، متهم ردیف دوم پرونده فعالان محیط زیست، علنی شد که بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج ایران داشت.
ابوالفضل قدیانی، از فعالان و زندانیان سیاسی که بارها به خاطر مواضع و نامه‌های صریح خود به رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، با زندان و شکنجه روبرو شده، به افشاگری‌های خانم بیانی اشاره می‌کند که شرحی از “شدیدترین شکنجه‌های فیزیکی و تهدید‌های جنسی” ماموران سازمان اطلاعات سپاه برای گرفتن اعتراف‌های اجباری از اوست.

نیلوفر بیانی، کارشناس محیط زیست موسسه “حیات وحش پارسیان” که به اتهام جاسوسی محاکمه شده، در نامه‌ای به مسئولان جمهوری اسلامی که نسخه‌ای از آن ۲۹ بهمن در شبکه فارسی بی‌بی‌سی منتشر شد، فاش کرده که بازجویان طی ۱۲۰۰ ساعت برای اعتراف‌گیری او را به اشکال مختلف شکنجه کرده و تحت فشار قرار داده‌اند.
ماهیت نظام استبداد دینی
قدیانی در یاداشتی که شنبه سوم اسفند در وب‌سایت کلمه منتشر شد شرح این بازجویی‌ها را “تکان دهنده و حیرت‌انگیز” خواند و نوشت: «این ماهیت نظام استبداد دینیست که برای بقای خود هر جنایتی، هرگونه رفتار غیر اخلاقی و عمل ضدبشری را مجاز می‌داند.»
او در ادامه نوشته است: «این رفتار‌های بی‌شرمانه ثمره‌ مسموم حکومت مطلقه‌ی فردی و غاصبانه‌ای است که می‌خواهد مادام‌العمر به ضرب سر نیزه و سرکوب دائم بر این سرزمین فرمانروایی کند. پایه‌های قدرت مطلقه ولی‌فقیه بر چنین فجایع و اعمال شنیعی استوار گردیده است.»
نامه‌های نیلوفر بیانی خطاب به خامنه‌ای، مسئولان زندان و رئیسان قوه قضائیه، دولت و مجلس نوشته شده است. اسحاق جهانگیری، معاون اول زئیس جمهوری، ادعا کرده از این نامه‌ها خبر ندارد اما وعده داده موضوع را پیگیری کند.
رئیسان سه قوه “شریک فاجعه”
مصطفی تاج‌زاده، از فعالان سیاسی جناح موسوم به اصلاح‌طلبان حکومت جمهوری اسلامی، در یک پیام توئیتری خطاب به رئیسان سه قوه آنها را شریک فاجعه رفتار “زشت و غیرانسانی” بازجویان با نیلوفر بیانی خوانده است.
مسئول اصلی، “مستبد امروز خامنه‌ای”
ابوالفضل قدیانی مسئول اصلی را خامنه‌ای دانسته و نوشته است: «در این ماجرای دلخراش علاوه بر سازمان اطلاعات سپاه که مسئولیت مستقیم دارد، قوه‌ی قضائیه و رؤسای قوای سه گانه هم مسئولند و پاسخگو، اما مسئول اصلی این فاجعه مستبد امروز ایران علی خامنه‌ای‌ست چون این نهاد‌های سرکوبگر فقط از او فرمان می‌برند و با اشارات مستقیم و غیرمستقیم او عمل می‌کنند بنابراین باید پاسخگو باشد.»
این فعال سیاسی که یکی از پایه‌گذاران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بوده پیش از این نیز بارها خامنه‌ای و رژیم مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را مسئول تمام معضلات ایران دانسته و خواستار کنار رفتن او و هموار کردن راه برای برقراری یک حکومت دموکراتیک شده است.
هشت فعال محیط زیست که به اتهام‌هایی نظیر جاسوسی و همکاری با آمریکا روی‌هم به ۵۸ سال زندان محکوم شدند
قدیانی با اشاره به این سابقه نوشت: «باز هم می‌گویم باید آقای خامنه‌ای دست از این قدرت جهنمی بردارد و کنار رود و نظام استبداد دینی برود و جای خود را به یک نظام جمهوری دمکراتیک سکولار بدهد؛ البته با روشی مسالمت‌آمیز یعنی برگزاری رفراندوم تغییر نظام جمهوری اسلامی.»
کاظم حسینی، وکیل سپیده کاشانی، از دیگر متهمان پرونده فعالان محیط زیست اول اسفند به “انصاف‌نیوز” گفته آنچه در نامه‌های نیلوفر بیانی آمده در مورد موکل او نیز مطرح بوده است.
دادستانی کل تهران در واکنش به افشای نامه‌های نیلوفر بیانی در بیانیه‌ای مدعی شده که طرح موارد تهدید و فشار برای اقرار گرفتن اجباری یا شکنجه‌های جنسی و روحی در بازجویی‌ها “اقدام برنامه‌ریزی شده” و “عملیات رسانه‌ای” در آستانه انتخابات است.
به رغم این تهمت، افراد مختلفی تأیید کرده‌اند که نیلوفر بیانی در نخستین جلسه دادگاه خود نیز به بدرفتاری‌هایی که برای وادار کردنش به اعتراف دروغین انجام شده اشاره کرده است. کاظم حسینی به انصاف‌نیوز گفته است: «خانم بیانی در جلسه اول مواردی را اشاره کرد اما وسط دادگاه ایشان را بردند و ما هم دیگر ایشان را ندیدیم.»
ابوالفضل قدیانی در خاتمه یادداشت خود راه پایان دادن به این جنایت‌ها را تغییر حکومت جمهوری اسلامی خوانده و ابراز خوش‌بینی کرده که مخالفان، معترضان و منتقدان نظام می‌توانند با مقاومت مدنی و ایستادگی “حاکمیت استبدادی را مجبور به پذیرش رفراندوم تغییر نظام” کنند.

قدیانی: مسئول آزار و شکنجه نیلوفر بیانی شخص خامنه‌ای است

ابوالفضل قدیانی شکنجه و تهدید جنسی یکی از فعالان محیط زیست را تکان دهنده خواند و خامنه‌ای را مسئول مستقیم آن معرفی کرد. نیلوفر بیانی که به ده سال زندان محکوم شده به تازگی بدرفتاری با خود در بازجویی‌های سپاه را فاش کرد.
چند روز پیش نامه‌هایی از نیلوفر بیانی، متهم ردیف دوم پرونده فعالان محیط زیست، علنی شد که بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج ایران داشت.
ابوالفضل قدیانی، از فعالان و زندانیان سیاسی که بارها به خاطر مواضع و نامه‌های صریح خود به رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، با زندان و شکنجه روبرو شده، به افشاگری‌های خانم بیانی اشاره می‌کند که شرحی از “شدیدترین شکنجه‌های فیزیکی و تهدید‌های جنسی” ماموران سازمان اطلاعات سپاه برای گرفتن اعتراف‌های اجباری از اوست.

۱۳۹۸ بهمن ۲۷, یکشنبه

 .

 19:04 - 2 آذر 1398
هەنگاو: با گذشت یکهفتە از آغاز اعتراضات نسبت بە گرانی بنزین در شهرهای ایران و کردستان همچنان در بیشتر مناطق بە دلیل قطع انترنت و خطوط تلفن اخبار درست و قابل استنادی از شمار جانباختگان و بازداشت شدگان در دست نمی باشد.
پس از یک هفتە و با توجە بە آماری کە سازمان حقوق بشری هەنگاو تایید می کند، دست کم ٤٨ شهروند کرد در اعتراضات اخیر کردستان در شهرهای کرمانشاه، جوانرود، مریوان، سنندج، تهران و اسلام شهر جانشان را از دست دادەاند.
در این گزارش تنها نام افرادی ذکر شدە است کە اسامی کامل آنها برای هەنگاو احراز و می تواند آن را تایید کند و برطبق آن شهرهای کرمانشاه و مریوان بیشترین آمار جانباختگان را داشتەاند.
کرمانشاه (٢٨ مورد)
با استناد بە گزارشی کە از یک منبع امنیتی بە هەنگاو رسیدە است، در جریان اعتراضات شهر کرمانشاه ٢٨ شهروند جانشان را از دست دادەاند.
تاکنون هویت ٨ نفر از شهروندانی کە در جریان اعتراضات کرمانشاه جانباختەاند برای هەنگاو احراز شدە است کە بە شرح زیر می باشد؛
١_ محمد میرزایی ٢_ نادربیژنوند ٣_ مظهر ظهیری ٤_ یونس عزتی ٥_ برهان منصور نیا (اهل مریوان) ٦_ عبدالرضا شیرزادی ٧_ سجاد باقری ٨_ مصطفی فرزامی

مریوان (١٠ مورد)
در جریان اعتراضات مریوان و بر طبق گزاشاتی کە بە هەنگاو رسیدە است، بیش از ١٠ نفر جانشان را از دست دادەاند. ٨ جسد بە خانوادەها تحویل دادە شدە کە تاکنون هویت ٦ نفر از آنها برای هەنگاو احراز شدە و بە شرح زیر می باشد؛
١_ عثمان نادری (اهل نودشە) ٢_ مهران تاک ٣_ دانیل استواری (اهل نودشە) ٤_ ادریس بیوارە ٥_ آرین رجبی ٦_ بهروز ملکی (اهل سنندج)
پی نوشت (١) : پیشتر اسم شاهو ولیدی در لیست جانباختگان منتشر شدە بود کە با پیگیریهای هەنگاو و تماس با خانوادە وی، معلوم شد کە ایشان جانش را از دست ندادە است.
پی نوشت (٢): نام کوچک دو نفر دیگر از جانباختگان مریوان برای هەنگاو احراز شدە است کە تا دریافت اطلاعات تکمیلی از انتشار آن پرهیز میکنیم.

جوانرود (٦ مورد)
همچنان کە پیشتر نیز اعلام کردەایم، یک منبع امنیتی در کرمانشاه بە هەنگاو اعلام کردە است کە، درکل این استان ٣٤ نفر جانشان را از دست دادەاند کە ٢٨ نفر از آنها در کرمانشاه جانشان را از دست دادە و ٦ نفر نیز در جوانرود جانباختەاند.
هویت کامل ٦ نفری کە در جوانرود جانشان را از دست دادەاند بە شرح زیر می باشد؛
١_ کاوە محمدی ٢_ حمزە نقدی ٣_ ابراهیم مرادی ٤_ مبین عبداللهی (اهل روانسر) ٥_ جبار تجارە ٦_ یونس هوشنگی
پی نوشت (٣) :  پیشتر اسم “سلمان رحمانی” بە عنوان یکی از جانباختگان جوانرود منتشر شدە بود کە با پیگیری های هەنگاو معلوم شد کە، جسد این شهروند روز پنج شنبە و یک روز پیش از شروع اعتراضات در یکی از هتل های اهواز کشف شدە و تاکنون دلیل یا دلایل مرگش معلوم نمی باشد.
پی نوشت (٤): در گزارشات قبلی هویت فردی بە نام “عزیز” در میان جانباخگان جوانرود بود کە هەنگاو از طریق چندین منبع مطلع شدە است کە عزیز همان “یونس هوشنگی” می باشد. گفتنیست نامبردە کارمند شهرداری و ناشنوا و لال نیز بودە است.

سنندج (٢ مورد)
با استناد بە گزارشی کە از یک منبع مطلع بە هەنگاو رسیدە است، در اولین روز اعتراضات در این شهر (شنبە) دو دانشجو در مقابل دانشگاه آزاد این شهر با شلیک مامورین حکومتی جانشان را از دست دادەاند کە هویت آنها برای هەنگاو احراز نشدە است.
یکی از دانشجویان طی تماسی با هەنگاو اعلام کرد کە خود وی شاهد جانباختن این دو دانشجو بودە است. بە گفتە وی یکی از دانشجویان دختر و اهل سقز بودە کە گلولە گاز اشک آور بە شکمش برخورد و شکمش را پارە کردە است.
گزارشاتی از جانباختن یک شهروند نیز می باشد، اما تعدادی از منابع می گویند کە این شهروند بە دلیل شدت جراحات بە تهران منتقل شدە و بر همین اساس در این گزارش تنها دو مورد از سنندج ذکر شدە است.