‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ مرداد ۱۵, چهارشنبه

اعلامیه جهانی حقوق بشر

از آنجا که بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانواده ی بشری بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان است.
از آنجا که بی اعتنایی و تحقیر حقوق انسان به انجام کارهای وحشیانه انجامیده به طوری که وجدان آدمی را در رنج افکنده است.
از آنجا که پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند، به مثابه عالیترین آرزوی همگی انسانها اعلام شده است.
از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین راهکار، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به پاسداری حقوق بشر از راه حاکمیت قانون همت گمارد.

از آنجا که بایسته است تا روابط دوستانه بین ملتها گسترش یابد، از آنجا که مردمان «ملل متحد» در «منشور»، ایمان خود به اساسی ترین حقوق انسانها، در حرمت و ارزش نهادن به شخص انسان را نشان داده و در حقوق برابر زن و مرد هم پیمان شده اند و مصمم به ارتقای توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی در فضای آزادترند.
از آنجا که «ممالک عضو»، در همیاری با «ملل متحد»، خود را متعهد به دستیابی به سطح بالاتری از حرمت جهانی برای حقوق بشر و آزادی های زیربنایی و دیده بانی آن کرده اند.
از آنجا که فهم مشترک از چنین حقوق و آزادیها از اهم امور برای درک کامل چنین تعهدی است.

۱۳۹۹ تیر ۱۲, پنجشنبه

کلیپ صوتی و تصویری سخنرانی آقای منوچهر شفایی در خصوص حق آزادی بیان اندیشه

آزادی بیان یعنی آزادی اندیشه و عقیده؛ به مفهوم دیگر آزادی بیان ابزاری است برای رساندن اندیشه و عقیده‌ای به دیگران. در مقدمهٔ اعلامیه جهانی حقوق بشر ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در «بیان عقیده» آزاد و از ترس فارغ باشند، به‌ عنوان بالاترین آرمان بشری اعلام شده‌است. آزادی بیان معیاری اساسی برای …



source https://www.azadegy.de/?p=20029

گزارش ماهیانه نقض حقوق زنان،خرداد ماه ۱۳۹۹

جدول آماری نقض حقوق زنان خرداد۱۳۹۹ گزارش نقض حقوق زنان در خرداد ماه ۱۳۹۹ لیدا اسدی فر-مینا فرشی- نوری شریفی برای آگاهی بیشتر: آمار فوق از گزارشات رسانه های داخلی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران و خبرگزاریهای معتبر داخلی و خارجی جمعآوری شده است که عملا نمی تواند بیانگر کل واقعیت های جامعه باشد.گزارشات …

 جدول آماری نقض حقوق زنان خرداد۱۳۹۹

گزارش نقض حقوق زنان در خرداد ماه ۱۳۹۹

لیدا اسدی فر-مینا فرشی- نوری شریفی

برای آگاهی بیشتر:

آمار فوق از گزارشات رسانه های داخلی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران و خبرگزاریهای معتبر داخلی و خارجی جمعآوری شده است که عملا نمی تواند بیانگر کل واقعیت های جامعه باشد.گزارشات ماهیانه کمیته دفاع از حقوق زنان از سایت کانون دفاع از حقوق بشر در ایرانکه از رسانه های داخلی و خارجی  مانند ایسنا ؛ مشرق نیوز؛ رکنا ؛ رادیو زمانه ؛هرانا ؛ ایرنا ؛ایلنا ؛ رادیو صدای امریکا ؛رادیو بی بی سی ؛ ایران ؛ قطره ؛رادیو فردا ؛ سازمان حقوق بشر ایران ؛ باشگاه خبرنگاران جوان ؛ خبرگزاری مهر ؛ خبر گزاری خراسان ؛ روزنامه قانون ؛تسنیم و غیره جمع آوری گردیده است، تهیه و تدوین می شوند.

اسید پاشی

مدیر یک مجموعه فرهنگی ـ هنری از انتخاب زنان قربانی اسید پاشی به عنوان مدل لباس برای اولین بار خبر داد.(هرانا، ۱۰ خرداد ۱۳۹۹)

اعتیاد

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر خراسان شمالی گفت: یکی از مهمترین دغدغه ها در این استان در حوزه اعتیاد بانوان، اعتیاد پنهان در میان این افراد است.(ایسنا، ۱۳ خرداد ۱۳۹۹)

بهداشت

سیما بامری ۳۱ ساله در مورد شرایط دردناک زنان در چابهار گفت، «شرایط بهداشتی برای زنان به هیچ وجه در چابهار مناسب نیست و دوری از مرکز هم مزید بر علت شده و باعث شده هیچ ارگانی حتی علوم پزشکی ایرانشهر برای مردم چابهار دل نسوزانند.(هرانا، ۴ خرداد ۱۳۹۹)

زنان سرپرست خانواده

زنان کارگر و سرپرست خانوار علاوه بر تبعیض جنسیتی‌ای که در حق آنان روا داشته می‌شود، از تبعیض در کار نیز در رنج مضاعف‌اند. بر اساس آمارهای ارائه شده، بیش از ۳ میلیون زن در کشور ما سرپرست خانوارند . ( هرانا ، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ )

خشونت خانوادگی

معاونت حقوقی رئیس جمهور با توجه به ضرورت وجود قانون جامع برای پیشگیری و برخورد قانونی با پدیده خشونت علیه زنان از هیات دولت درخواست کرده است تا بررسی لایحه صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت که چندی پیش با تغییراتی از سوی قوه قضاییه به دولت ارسال شده است را خارج از نوبت در دستور کار خود قرار دهد.(هرانا، ۸ خرداد ۱۳۹۹)

یک دختر ۱۷ ساله در سقز به دلیل مشکلات اقتصادی از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد.(هرانا، ۹ خرداد ۱۳۹۹)

یک دختر نوجوان در تهران که از ناتوانی ذهنی نیز رنج ‌می‌برد، توسط اقوام خود مورد آزار جنسی قرار گرفت. به دنبال این حادثه که آسیب روانی شدیدی را برای وی به همراه داشته است،(هرانا، ۱۰ خرداد ۱۳۹۹)

یک دختر نوجوان در شهرستان سقز دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد. علت خودکشی این نوجوان فقر عنوان شده است. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است. ( هه نگاو ، ۲۲ خرداد ۱۳۹۹ )

طی هفته گذشته دست کم پنج شهروند در شهرهای مختلف کردستان به زندگی خود پایان دادەاند از آنجمله یک زن جوان اهل ایلام با هویت ”نهیه امامی“ به دلیل مشکلات خانوادگی که با خوردن قرص برنج به زندگی خود پایان دادە است.( هه نگاو،۲۴ خرداد۱۳۹۹ )

رئیس اداره بهزیسیتی شهرستان سیب و سوران واقع در استان سیستان و بلوچستان از ممانعت از ازدواج یک کودک ۱۱ ساله در این شهرستان خبر داد. به گفته وی از والدین کودک تعهدی مبنی بر تعویق ازدواج اخذ شده است . ( هرانا ، ۲۷خرداد۱۳۹۹ )

یک زن ۱۹ ساله در آبادان توسط همسرش سر بریده شد. همسر این زن پس از ارتکاب قتل به کلانتری ۱۱ ولیعصر آبادان رفته و به قتل وی اعتراف کرده است. در قوانین ایران مواردی در نظر گرفته شده تا افرادی که مرتکب “قتل‌های ناموسی” می‌شوند را از مجازات‌های سنگین معاف کند . ( هرانا ، ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ )

پدر کرمانی در پی اختلاف خانوادگی دختر ۲۵ ساله‌اش را به قتل رساند . ( مهر ، ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ )

یک زن ۲۲ ساله که توسط همسرش مورد آزار شدید جسمی قرار گرفته بود، پس از انتقال به بیمارستان و طی مراحل درمانی، به همراه فرزندش به اداره بهزیستی رودبار معرفی شد. همچنین دستور بازداشت همسرش ۸۰ ساله وی نیز صادر شده است. ( هرانا ، ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ )

برای آگاهی و اطلاع بیشتر میتوانید از وب سایت کمیته دفاع از حقوق زنان به آدرس ذیل بازدید فرمایید.

http://zanan.bashariyat.org/

https://zanan.bashariyat.org/?p=38850



اطلاعیه ۱۳۰۲ کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی در خصوص حق امنیت زندگی و کولبران

غم نان است و ترس از دست رفتن جان که بر شانه های استوارشان آوار شده است. غم بر دوشانی که واژه محرومیت و مظلومیت بهترین معرفشان است و از جمله شاخصه های آنها، کاسبکارانی که حضورشان، شکاف طبقاتی موجود در کشور و ناگریزی آنان را بطور کامل برملا ساخته، به تماشا می گذارد که …

غم نان است و ترس از دست رفتن جان

که بر شانه های استوارشان آوار شده است.

غم بر دوشانی که واژه محرومیت و مظلومیت بهترین معرفشان است و از جمله شاخصه های آنها، کاسبکارانی که حضورشان، شکاف طبقاتی موجود در کشور و ناگریزی آنان را بطور کامل برملا ساخته، به تماشا می گذارد که دردی عمیق تر و چه بسا سنگین تر از آنچه که بر دوش است، بر وجودشان سنگینی می کند.

حرفۀ «کولبری» زمانی آغاز شد که ناچاری در تأمین نیازهای اولیه زندگی قبل از آن آمده بود، کولبری یعنی حمل باری بسیار سبک تر از بار غمی که بر دل نشسته است حتی اگر از وزن حامل بار بیشتر باشد که غالبا اینگونه است اما حضورو وجود کولبری و کولبران در قرن ۲۱و در کشوری مانند ایران با ذخایر بسیارهنگفت زیر زمینی و صنایع گوناگون نظیر نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، ذخایر طلا و نقره، معادن آهن و آلومینیوم…بویژه در مناطقی مثل آذربایجان غربی، کردستان و سیستان-بلوچستان، یک غده بزرگ و چرکین است بر تک تک اندام های دولت جمهوری اسلامی ایران زمانیکه شهروندان از زن و مرد و جوان گرفته تا سالمندان و از کار افتادگان می بایست به خاطر تأمین مخارج زندگی و خانوده هایشان جان را فدای نان کنند و این یعنی: بحران فهمی نادرست از مدیریت در اقتصاد کشور.

آمار جان بردوشان و کولبران کشته و زخمی شده در هر ماه، رشدی بسیار فزاینده دارد، هموطنانی که اینگونه شکنجه می شوند و همه داشته هایشان (جان، مال، اسب و قاطر…) های آنان مورد هدف گلوله های بی امان و بی خبر پاسداران و مرزبانی قرار گرفته، به آتش کشیده می شود چرا که  به لطف دولت جمهوری اسلامی ایران، از آنهمه صنایع، معادن و ذخایر موجود حغرافیای میهن کمترین سهم یا بهره ای ندارند.

بیشتر بدانیم: فقط در سال گذشته ۷۰ نفر از کولبران کُرد کشته و ۱۵۴ نفر زخمی شدند از جمله فرهاد خسروی ۱۴ساله: یکی از جوانترین کولبران جان باخته است، فرهاد،اهل روستای نی بخش مرکزی مریوان، سه‌شنبه ۲۶ آذرماه گذشته همراه آزاد خسروی برادر ۱۷ساله خود، هنگام کولبری در گردنه‌ « ته‌ته» و در مسیر سروآباد کردستان گرفتار بهمن شدند و در نتیجه، آزاد جان‌ باخت و فرهاد مفقود شده و پس از چهار روز جست‌وجو، پیکر فرهاد نیز در محلی به نام گناوه یافت گردید.

در طی یکماهه خرداد نیز ۸ کولبر جوان و نوجوان با شلیک مستقیم نیروهای سپاه و مرزبانی کشته شده  و ۲۴ جوان دیگر زخمی و معلول.

آمار منتشر شده از ده روز اول تابستان سال جاری ( تیرماه) نیز نشان میدهد که در روزهای: ۵ تیر ماه: یک کولبر در مرزهای شهرستان ماکو و توسط شلیک مستقیم نیروهای مسلح کشته شده است، ۶ تیرماه :کولبری توسط نیروهای مسلح ایران در مرز چالدران به قتل رسیده که دارای دو فرزند خردسال بوده است و۸ تیرماه هم در ارتفاعات مرزی نوسود و مرز ارومیه، یک کولبر کشته و۶  کولبر دیگر بشدت زخمی شده اند، نیروهای مرزبانی حتی به سمت خودروی مردمی که برای کمک به زخمی‌ها و برداشتن جنازه‌ها به کمک آنها رفته بودند نیز تیراندازی کرد ه اند.

با تکیه بر اهداف ۱، ۲، ۸، ۱۰ از سند۲۰۳۰ یونسکوکه بر پایان دادن به فقر، بدون گرسنگی، کار و اقتصاد خوب و کاهش نابرابری تأکید دارد،ما ضمن اعلام محکومیت برای اینگونه عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران و بمنظور برقراری تمام اصول مندرج در قوانین بین المللی از جامعه جهانی بخصوص سازمان ملل و اتحادیه اروپا می‌خواهیم که پاسخگوئی دولتمردان ایران  نسبت به سرکوب و کشتار جوانان ونوجوان کولبر و یا فعالین و مدافعان حقوق بشر را در صدر گفتگوهای خود قرار دهند.

1302

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی



صدور حکم ۴ سال حبس برای یک وکیل در سنندج


وکیل دادگستری و دبیر شاخە کردستان حزب وحدت ملی از سوی دستگاه قضایی حکومت بە حبس محکوم شد.

برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، اواسط خرداد ماه امسال، فرهاد محمدی، از وکلای دادگستری و دبیر شاخە کردستان حزب وحدت ملی از سوی شعبە یکم دادگاه انقلاب سنندج بە تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدە است.

این حکم بە ریاست قاضی سعیدی و بە اتهام ”اقدام علیە امنیت ملی صادر شدە است.

فرهاد محمدی، روز چهارشنبە ١٢ دی ٩٧ ( ٢ ژانویە ٢٠١٩)، پس از احضار بە ستاد خبری ادارە اطلاعات بازداشت و پس از شش ماه بازداشت با وثیقە ۵٠٠ میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شدە بود.

بی خبری از وضعیت پیام درفشان، وکیل دادگستری

خبرگزاری هرانا – پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر باگذشت ۲ هفته کماکان در بازداشت و بی‌خبری بسر می‌برد. آقای درفشان روز دوشنبه ۱۹ خردادماه توسط نیروهای امنیتی در دفتر کارش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. آقای درفشان، تاکنون وکالت پرونده بسیاری از زندانیان سیاسی را برعهده داشته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر باگذشت ۲ هفته از زمان دستگیری کماکان در بازداشت بسر می‌برد.

آقای درفشان روز دوشنبه ۱۹ خردادماه توسط نیروهای امنیتی در دفتر کارش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. گفته می شود بازداشت آقای درفشان با حکم دادسرای امنیت صورت گرفته و ‌پرونده ای در شعبه ۲ دادسرای امنیت اوین برای وی گشوده شده است.

سعید دهقان،‌ وکیل مدافع پیام درفشان در خصوص بازداشت موکل خود در یادداشتی عنوان کرد: “این بازداشت بدون احضاریه قبلی، با حضور ماموران در دفتر کارش صورت گرفت. دلیل بازداشت مشخص نیست؛ چون وکلایش از لیست مورد تائید رییس قوه قضاییه نیستند و اجازه ورود و دفاع ندارند!”.

ناپدید کردن قهری پیام درفشان وکیل حقوق بشری به‌شدت نگران‌کننده است

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر از طریق جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (عضو فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر) از ناپدیدکردنِ قهری وکیل حقوق بشری آقای پیام درفشان [۱] و تداوم آزار قضایی او و وکیل حقوق بشری دیگر فرخ فروزان کرمانی مطلع شده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، آقای پیام درفشان روز ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ در دفتر کار خود در تهران به دست افراد ناشناس دستگیر شد. اما از محل بازداشت، دلیل دستگیری و اتهام او در زمان انتشار این فراخوان فوری اطلاعی در دست نیست. وکیل آقای درفشان پس از ناپدید شدن قهری گفته بود که دستگیری به محکومیت او در بهمن ماه (نگاه کنید در پایین) ارتباط ندارد و ممکن است به پرونده‌ی تازه مربوط به امنیت ملی مرتبط باشد که شعبه‌ی ۲ دادسرای امنیت علیه او گشوده است. درباره‌ی این پرونده اطلاعی در دست نیست، چون متهمان به ارتکاب جرائم مربوط به امنیت ملی به طور کلی به پرونده‌ی خود دسترسی ندارند و در مرحله‌ی تحقیقات مجاز به انتصاب وکیل به انتخاب خود نیستند.

شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب اسلامی کرج در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ آقایان پیام درفشان و فرخ فروزان کرمانی را به اتهام «اهانت به مقام رهبری» (ماده‌ی ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی) مجرم شناخت و آنها را به دوسال زندان و محرومیت از اشتغال به حرفه‌ی وکالت به مدت دو سال محکوم کرد. به گفته‌ی وکیل آقای درفشان، دادگاه پیش از محاکمه به وکیل مدافع اجازه مطالعه‌ی پرونده را نداد که نقض آشکار حقوق بین المللی در زمینه‌ی موازین دادرسی و محاکمه عادلانه است.

برنامه نظارت یادآوری می‌کند که آقایان درفشان و فروزان کرمانی پیش‌تر در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۱۸ (۹ شهریور ۱۳۹۷) در جریان سرکوب وکلای حقوق بشری [۲] و مدافعان حقوق بشر [۳] دستگیر و در تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۱۸ (۱۵ شهریور ۱۳۹۷) به قید وثیقه آزاد شدند (نگاه کنید به اطلاعات پیشینه در پایین).

برنامه‌ی نظارت نگرانی شدید خود را از ناپدید کردن قهری آقای پیام درفشان و تداوم آزار قضایی علیه او و آقای فرخ فروزان کرمانی ابراز می‌کند. به نظر می‌رسد این آزار برای مجازات فعالیت‌های به‌حق حقوق بشری آنهاست. برنامه‌ی نظارت از دولت‌مردان ایران می‌خواهد فوری و بدون قید و شرط درباره‌ی وضعیت و محل بازداشت آقای پیام درفشان اطلاع بدهند و به هرگونه اقدام‌های آزاردهنده، از جمله در سطح قضایی، علیه او و آقای فرخ فروزان کرمانی و نیز کلیه‌ی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.

بازداشت یک وکیل دیگر پرونده‌های سیاسی

بنا به گزارشها،علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری، که در برخی پرونده‌های سیاسی متهمان را وکالت کرده، صبح امروز پس از چندساعت جست‌وجوی خانه‌اش و ضبط وسائل شخصی‌اش بازداشت و به دادسرای اوین برده شده است.

مجتهدزاده وکالت برخی متهمان سیاسی را بر عهده گرفته بود. او همچنین شامگاه یکشنبه (۱۸ خرداد) پیامی در شبکه توئیتر در باره “قاضیان فاسد” در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی منتشر کرده بود.

این وکیل دادگستری در توییت خود نوشته بود: «پرونده هایی که تحقیقات و صدور قرارشان توسط قضات فاسد از جمله قاسم‌زاده و منصوری صورت گرفته، می‌بایست مورد بازبینی قرار گیرد و کسانی که بواسطه اعمال نفوذ تیم اکبر‌طبری در دستگاه قضا حقشان ضایع شده باید حق اعاده دادرسی داشته وخسارتشان جبران شود».

حسین تاج، وکیل دادگستری و از فعالان حقوق بشری در ایران در انتقاد و اعتراض به بازداشت مجتهدزاده پیامی در شبکه توییتر به انتشار رسانده و “برخوردهایی اینچنینی را غیرقابل قبول” دانست.

وکیل دادگستری در پی حضور دادسرای اوین بازداشت

خبرگزاری هرانا – محمدهادی عرفانیان کاسب، وکیل دادگستری امروز یکشنبه ۷ اردیبهشت در پی حضور در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. آقای عرفانیان کاسب پیشتر با دریافت ابلاغیه‌ای به این شعبه احضار شده بود.

این وکیل دادگستری وکالت پرونده‌هایی از جمله پرونده راحله راحمی ‌پور، مرجان داوری، علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی به قتل رسیده در زندان تهران بزرگ و برخی از شهروندان بهایی را برعهده داشته است.

مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در توییتر نوشت:‌ یک وکیل دیگر به اتهام دفاع از موکلانش بازداشت شد. محمد هادی عرفانیان که امروز به بازپرسی شعبه ۲ احضار شده بود با حکم بازپرس توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت و به بند امنیتی ۲الف که زیر نظر سپاه پاسداران است منتقل شد.

حکم تکاندهنده و ظالمانه وکیل ایرانی قطعی شد

خبرگزاری هرانا – وکیل مدافع امیرسالار داودی، از قطعی شدن حکم ۳۰ سال حبس موکلش خبر داد و گفت: امروز مطلع شدم که حکم ۳۰سال زندان (۱۵سال قابل اجرا) امیرسالار داودی، وکیل محترم دادگستری قطعی شده است.

این وکیل دادگستری در تاریخ ۱۱ خردادماه بر اساس حکمی که توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران علیه وی صادر شد به ۳۰ سال حبس تعزیری و ۱۱۱ ضربه شلاق محکوم شد که از این میزان، مجازات اشد یعنی ۱۵ سال حبس قابل اجرا خواهد بود.

امیرسالار داودی در تاریخ ۲۹ آبان‌ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود. مامورین پیش از بازداشت دفتر کار و منزل وی را مورد تفتیش قرار داده و تعدادی از پرونده‌ها و وسایل شخصی وی را نیز ضبط کرده بودند.

گفته می شود حدود ۸ تا ۹ اتهام به ایشان نسبت داده شده است. از جمله تشکیل گروه برای براندازی نظام، همکاری با دول متخاصم، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، توهین به مقامات و رهبری و چند اتهام دیگر که دو پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی ارجاع شده است.

مدیر تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین الملل در واکنش به صدور حکم ۳۰ سال زندان و ۱۱۱ ضربه شلاق آقای داودی، وکیل دادگستری با “حیرت انگیز و بی رحمانه” خواندن این حکم سنگین، گفت که “راه‌اندازی یک کانال تلگرامی برای افشای نقض حقوق بشر جرم نیست.

امیرسالار داوودی یک وکیل شناخته شده و یک فعال اجتماعی سیاسی است. او وکالت بسیاری از متهمان سیاسی و عقیدتی از جمله زینب جلالیان و زندانیان بهایی را بر عهده داشته و در کانال تلگرامی خودش به نام “بدون روتوش” در باره مسائل صنفی حوزه وکالت می‌نوشت.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود یادآوری کرده که صدور احکام سنگین علیه وکلای حقوق بشری در ایران تازگی ندارد: «محمد نجفی به ۱۸ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق در سه نوبت محکوم شده است. آرش کیخسروی، قاسم شعله سعدی، فرخ فروزان، مصطفی دانشجو، مصطفی ترک همدانی، پیام درفشان و زینب طاهری نیز از وکلایی هستند که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی آنها را تحت پیگیرد و کیفر قرار داده است.»



بحران کرونا؛ شهر تهران در آستانه وضعیت قرمز


وضعیت بستری بیماران کرونایی در تهران، باعث شده تا این کلانشهر در آستانه قرمز شدن قرار بگیرد.

به گزارش مهر، اوج گیری دوباره بیماری کرونا در برخی از استان‌های کشور، باعث شده تا مسئولان وزارت بهداشت از وضعیت موجود ابراز نگرانی کنند. این در حالی است که بر اساس مصوبه ستاد ملی مقابله با کرونا، از ۱۵ تیر ماه ۹۹، استفاده از ماسک در مکان‌های پرتجمع، اجباری خواهد شد.

در همین حال، ۱۴ استان کشور در وضعیت قرمز و هشدار قرار دارند که تهران نیز فعلا در لیست استان‌هایی است که در شرایط هشدار قرار دارند.

بر اساس آنچه که سیما سادات لاری سخنگوی وزارت بهداشت، اعلام کرده است، تا روز گذشته ۱۴ استان در وضعیت قرمز و هشدار قرار داشته اند. این در حالی است که میزان بیماران کرونایی بستری در تهران، ظرف روز‌های اخیر به شکل عجیبی افزایش یافته و تقریبا ظرفیت تخت‌های کرونایی بیمارستان‌های استان تهران، پر شده است.

بابک عشرتی معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران، گفت: در روز‌های اخیر و به دنبال بازگشایی‌ها و انجام مسافرت ها، شاهد افزایش موارد ابتلا به کرونا هستیم.

وی با اشاره به عدم رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی از سوی برخی از هموطنان، افزود: این وضعیت منجر به افزایش موارد بستری و مرگ و میر می‌شود.

معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران، تاکید کرد: از مردم درخواست می‌کنیم همچون ایام عید، به رعایت پروتکل‌های بهداشتی پایبند باشند.

وی افزود: نکته مهم در این روزها، استفاده از ماسک است که درخواست می‌کنیم بدون ماسک از خانه بیرون نیایید. همچنین، شستن دست‌ها را مرتب انجام دهید و تا حد امکان به سفر نروید.

در همین حال، علی رضا دلاوری معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، نیز نسبت به وضعیت ایجاد شده ابراز نگرانی کرد و گفت: اگر همین وضعیت ادامه داشته باشد، قطعا با مشکل مواجه خواهیم شد. بنابراین، لازم است که در خصوص برخی تصمیمات قبلی برای لغو محدودیت ها، تجدید نظر شود.

با یک ضایعه عمیق مواجه هستیم

معاون کل وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه هیچ عامل ویروسی تاکنون در این مدت کوتاه کشته نداده است، خاطرنشان کرد: کرونا شوخی بردار نیست و جدی جدی آدم می‌کشد. اخیرا موارد بستری مبتلایان بدحال و جوان افزایش یافته است و همه این‌ها یک زنگ خطر و هشداری است و مردم نباید این معضل را شوخی بدانند.

وی با اشاره به اینکه با یک ضایعه عمیق مواجه هستیم، تصریح کرد: تا الان فقط در بیمارستان‌های دولتی ۱۵ هزار و ۸۴ نفر علائم بیماری کووید۱۹ پیدا کردیم و تا دیروز صبح ۹۹۸۶ نفر از کادر درمان تنها در بیمارستان‌های دولتی با تست مثبت کرونا مواجه شدند، این در حالی است که ۶۴ نفر دکتر و پرستار و پیراپزشک تنها در بیمارستان‌های دولتی جان خود را از دست داده‌اند. متاسفانه براساس مشاهداتم تنها در بیمارستان بوکان ۴۰ نفر در قرنطینه بودند. برخی از این عزیزان مدت‌ها است که کودکان و پدر و مادر خود را ندیده‌اند.

حریرچی تاکید کرد: اینکه برخی محدودیت‌ها بازگردد اجتناب ناپذیر است. همانطور که ستاد ملی کرونا با ماهیت شهرستانی تصویب کرده است، اکنون ۶ استان به علاوه استان تهران درخواست‌هایی در این زمینه داشتند. این محدودیت‌ها در استان‌هایی مانند آذربایجان غربی اعمال شده است و مساجد، سینماها، مدارس و… با این اختیارات تعطیل شده است.

در همین حال معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی تهران از پر شدن تخت‌های مربوط به بیماران کرونا در بیمارستان‌های دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران خبر داد و گفت: اگر از بروز بیماری پیشگیری نکنیم، این گلوله برف بزرگ شده و ممکن است در جایی تاب‌آوری سیستم درمانی دیگر پاسخگو نباشد.

بالغ بر یک تا دو میلیون ایرانی فوت می ‌کنند؟

رئیس شبکه بهداشت و درمان در بروجرد پیش تر گفته بود: بیست درصد مردم شهرستان به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند

به گزارش ایسنا، محمد کاکاوند گفت: از نظر شیوع بیماری تقریبا بسیار بد هستیم و برآورد میدانی ما این است که ۲۰درصد مردم شهرستان مبتلا شده‌اند».

وی تصریح کرد: برای این بیماری هیچ راه و چشم‌اندازی وجود ندارد و در آستانه آن هستیم که بیش از ۵۰درصد مردم ایران مبتلا شوند.

رئیس شبکه بهداشت و درمان بروجرد خاطرنشان کرد: از این میزان سه الی چهار درصد فوت می‌کنند که بالغ بر یک تا دو میلیون ایرانی خواهد بود.

معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هم گفته بود: در بیمارستان خورشید ما داریم در راهروهای این بیمارستان بیمار را بستری می‌کنیم.

یک عضو مجلس شورای اسلامی هم گفت: هر چند مسئولان وضعیت شهرستان اهواز را زرد اعلام کرده‌اند ولی وضعیت این شهرستان اصلا خوب نبوده و فوق بحرانی است. حتی تخت‌های ویژه بیمارستانی در اهواز پر شده‌اند و باید برای این امر فکری عاجل داشت.

کریم حسینی در باره پنهان‌کاری آمار واقعی قربانیان هم گفت: اعتقاد دارم باید آمار صحیح در اختیار مردم قرار بگیرد تا آمارهای غلط در فضای مجازی منتشر نشود، چرا که این موضوع بیشتر باعث نگرانی مردم می‌شود



پرونده‌سازی در زندان و بازهم حبس برای آتنا دائمی

پرونده‌سازی جدید در زندان؛ آتنا دائمی به ۲ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد

خبرگزاری هرانا – آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. خانم دائمی در حالی که از سال ۹۵ دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان اوین طی می‌کرد تیرماه سال گذشته نیز در پرونده‌ای دیگر که در دوران حبس علیه او گشوده شد، به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری که ۲۵ ماه از آن قابل اجراست محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به حس و شلاق محکوم شد.

بر اساس این حکم که شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد صادر و روز چهارشنبه ۱۱ تیرماه ۱۳۹۹ به ‏⁧مصطفی نیلی وکیل مدافع وی ابلاغ شده است، آتنا دائمی از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس و به اتهام “اخلال در نظم زندان” به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
این پرونده با شکایت وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه علیه وی گشوده شده است. دادگاه درخصوص مصداق اتهام “تبلیغ علیه نظام” به صدور بیانیه‌ها و نوشتن نامه‌ها و بیانیه‌های منتسب به وی و در خصوص اتهام “اخلال در نظم زندان” به برقراری جشن، بزم و پایکوبی در مراسم سوگواری امام حسین، استناد کرده است.
این اتهامات در حالی مطرح شده که خانم دائمی آنها را از پایه بی‌اساس خوانده و مدعی شده به عنوان مثال در خصوص دلایل انتساب اخلال در نظم زندان هیچگونه جشنی در آن ایام از طرف وی و دیگر هم‌بندیان او برپا نشده است.

در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق برای وی قابل اجرا خواهد بود.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم دائمی در این پرونده پیشتر در تاریخ ۸ تیرماه ۱۳۹۹ در این شعبه برگزار شد.

آتنا دائمی در تاریخ ۱۸ خردادماه ۱۳۹۹ نیز جهت تفهیم اتهام از بابت پرونده دیگری که اخیرا برای وی گشوده شده است، در دادسرای اوین حاضر شد. در این جلسه خانم دائمی توسط شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی به اتهام “اخلال در نظم زندان از طریق سر دادن شعار علیه جمهوری اسلامی” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.

آتنا (فاطمه) دائمی در تاریخ ۲۹ مهر ۹۳ بازداشت در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” به ۱۴ سال حبس محکوم شد. حکم وی توسط دادگاه تجدیدنظر به ۷ سال تقلیل یافت و نهایتا با اعمال ماده ۱۳۴، ۵ سال آن قابل اجرا بود. خانم دائمی نهایتا در بهمن‌ماه ۹۴ با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد.

این زندانی سیاسی از آذرماه ۹۵ دوره محکومیت خود را آغاز کرد و سال ۹۷ زمانی که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند زنان زندان اوین بود، به همراه گلرخ ابراهیمی ایرایی با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک از این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به آنان ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.



بازداشت پرورش دهندە اسب به اتهام ضدیت با اسلام

نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران کرمانشاه یک شهروند اهل اسلام آباد غرب را کە پرورش دهندە اسب نژاد کرد نیز می باشد بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل کردەاند.

برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز چهارشنبە ١١ تیر ٩٩ (١ ژوئیە ٢٠٢٠)، نیروهای اطلاعات سپاه کرمانشاه یک شهروند اهل اسلام آباد غرب (شاباد) را با هویت ”رضا رمضانی“ بازداشت کردەاند.

بە گفتە یک منبع مطلع، رضا رمضانی پرورش دهندە اسب نژاد کرد بودە بە دلیل لایو های اینیستاگرامیش بازداشت شدە است. وی چندین مقام کشوری نیز در زمینە پرورش اسب دارد.

از سوی دیگر، خبرگزاری حکومتی رکنا بە نقل از دادستان عمومی شهرستان اسلام آباد غرب بدون اشارە بە هویت فرد بازداشت شدە از وی بە عنوان ”سرشبکە اصلی جریان ضد دین مقدس اسلام و فرقە انحرافات دینی مذهبی“ نام بردە و اتهامات مطروحە علیە وی را ”توهین بە مقدسات و “تبلیغ علیە نظام“ اعلام کردە است.



احضار دانشجوی دانشگاه تهران جهت تحمل حبس

خبرگزاری هرانا – ملیحه جعفری، دانشجوی دانشگاه تهران جهت تحمل دوران محکومیت خود به دادسرای اوین احضار شد. وی در جریان اعتراضات سال گذشته موسوم به اعتراضات آبان ۹۸ بازداشت و به شش ماه حبس و مجازات‌های دیگر از جمله رو‌نویسی کتاب‌های مذهبی محکوم شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شوراهای صنفی دانشجویان کشور، ملیحه جعفری، دانشجوی دانشگاه تهران جهت تحمل دوران محکومیت خود به دادسرای اوین احضار شد.

وی روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ماه ۹۸، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، از بابت اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور” به شش ماه حبس و مجازات‌های دیگر از جمله ارائه‌ خدمات عمومی رایگان به مدت دو ماه تحت نظر شورای فرهنگی-اجتماعی زنان و خانواده وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی، پژوهش درباره حجاب اسلامی و آثار آن در ۹۰ صفحه‌ دست‌نویس تحت نظارت شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده و همچنین رونویسی از سه کتاب “خاطرات سفیر”، “پسرک فلافل فروش” و “سه دقیقه در قیامت” محکوم شده بود.

ملیحه جعفری که پیشتر در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸ بازداشت شده بود، روز یکشنبه ۱۰ آذرماه همان سال به همراه مریم جعفری و دو تن دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

لازم به یادآوری است از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه ۹۸، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

نسخه کامل گزارش هرانا از این اعتراضات را تحت عنوان “آبان خونین” می‌توانید در این لینک مطالعه کنید.

هرانا همچنین در تاریخ ۲ دی ماه ۹۸ در گزارشی جداگانه با عنوان “گلوله و عفونت؛ بحران زخمی‌های اعتراضات آبان ماه” به وضعیت شماری از زخمی شدگان در جریان اعتراضات آبان پرداخته بود.



۱۳۹۹ تیر ۱۱, چهارشنبه

جمهوری اسلامی؛ دارا و ندار احساس ناامنی می کنند


یک جامعه شناس در ایران در گفتگو با خبرگزاری شفقنا در باره اوضاع بحرانی کشور گفت: کشوری که فقر و فساد در آن به اوج رسیده و آستانه ها را شکسته، قطعا آینده دشوار و نگران کننده ای خواهد داشت، بارها شخصیت ها هشدار داده اند که ما به کجا می رویم ولی در بر همان پاشنه ویران می چرخد امری که تحلیلگران اجتماعی و اقتصادی پیش بینی کرده اند. اما گوش شنوایی نیست و حاضر نیستند قبل از اینکه دیر شود شرایط را برای ورود کسانی که می توانند اندکی از بروز بحران ها جلوگیری کنند فراهم کنند.

سعید معیدفر، گفت: ما امروز در شرایطی قرار داریم که بجز کسانی که با

رانت سر و کار دارند و براساس آن رانت ها می توانند ثروت خود را حفظ کنند یا افزایش بدهند، شرایط برای دیگر اقشار جامعه موجب نگرانی است و دارا و ندار امروز احساس ناامنی می کنند و نسبت به آینده کشور و جامعه و دارایی های خود نگرانی دارند. امروز شرایط برای تعادل و ثبات اقتصادی فراهم نیست و تنها کسانی در چنین شرایطی می توانند خوشحال باشند که نه مولدان اقتصادی بلکه انگل های جامعه هستند. انگل هایی که با رانت و شیوه های بد تخلف می کردند. این افراد موجب تولید و بهبود و افزایش ثروت و اشتغالزایی در جامعه نبودند. در این شرایط نه تنها اقشار ضعیف که محتاج نان شب خود هستند بلکه سایر افراد جامعه و حتی ثروتمندانی که با رعایت اصول کار می کردند نیز از این وضعیت ناراضی هستند. اوضاع امروز بر وفق مراد معدود متخلفین است و بقیه افراد جامعه دچار ابهام و سردرگمی هستند.

نظام در حال جان دادن است

وضعیت انفجاری جامعه و خطر شورش گرسنگان علیه نظام، مقامات حکومتی را به شدت نگران ساخته است تا جایی که صراحتا نسبت به فروپاشی جمهوری اسلامی به خامنه ای هشدار می دهند.

روزنامه مستقل در این باره نوشت: شتاب گرانی‌ها، شوک لحظه‌ای به مردم وارد کرده است. خیل عظیم مردم ناتوان در تأمین حداقل ها و جبهه چهار درصدی های چاق‌تر شده رو در روی هم می‌ایستند و قطعا بازنده‌ٔ این رویارویی، انسان‌هایی نیستند که چیزی برای از دست دادن ندارند.

روزنامه آفتاب یزد هم نوشت: مردم وقتی چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، دست از جانشان می‌کشند. تا شرایط از این بدتر نشده باید این مردم خسته را دریابند.

روزنامه اعتماد هم خواستار مذاکرات فوری با آمریکا شد و نوشت: این بزرگ‌ترین خطای نظام و بزرگ‌ترین فرصت‌سوزی برای نظام خواهد بود که در شرایط بحران اقتصادی کنونی و با جمعیت عظیم جوانان بیکار که هر لحظه آماده انفجار است، مذاکراتی که امروز می‌توانیم انجام بدهیم را به امید شکست ترامپ به تعویق بیاندازیم.

آخوند هاشم‌زاده هریسی، عضو مجلس خبرگان رهبری هم نسبت به شرایط انفجاری جامعه ابراز نگرانی کرد و گفت: وضعیت امروز جامعه عملا غیرقابل تحمل است و متأسفانه هر روز نیز بدتر می‌شود؛ بنابراین این‌طور نیست که بگوییم صبر کنیم تا فردا یا پس فردا مشکلات حل شود. مردم هر روز از نظام دورتر می‌شوند.

وی افزود: امروز شرایط بسیار حساس است. نمی‌توانیم بنشینیم و شاهد جان دادن نظام و انقلاب باشیم.

سیل چو بگرفت، سد نشاید بست!

روسای کمیسیون های مجلس ولایت در نامه‌ای به روحانی ضمن هشدار نسبت به شرایط انفجاری جامعه نوشتند: این تنها ارزش پول ملی نیست که هر روز رو به کاهش است بلکه امید و آرزوی صدها هزار جوان است که دستخوش ناملایمات می‌شود.

آنها در نامه خود، دولت روحانی را مسئول اصلی این وضعیت دانسته و با ریختن اشک تمساح برای مردم محروم نوشتند: ای کاش در مسیری که به محل کار می‌روید صورت کودکانی که از فقر مشغول کار هستند یا زباله گردانی که برای لقمه‌ای نان می‌جنگند را هم بنگرید. آیا از قیمت روزافزون مواد غذایی اطلاع دارید؟

آنها در پایان نامه خود به روحانی با نگرانی از شرایط کنونی و احتمال به حرکت درآمدن سیل‌ اعتراضات ضد حکومتی نوشتند: حساسیت مسئولیت شما ایجاب می‌کند که اوضاع و احوال جامعه را رصد کنید و برای حوادث واقع شده پیش از بحران تدبیری بیندیشید وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست.

فاطمه مقصودی نماینده بروجرد پیش تر در مجلس گفته بود: من معلم هستم گرسنگی کودکانه محصل خود را با تمام وجود حس کرده‌ام، من مادر هستم بیکاری جوانان رشید افسرده از بیکاری را با اشک و آه دیده‌ام، من پیرزنان و پیرمردان شهر مظلوم‌ خود را دیده‌ام و در چروک پیشانی آنها نقش شمشیر خشم خدا را بر علیه همه‌مان مشاهده کرده‌ام.

بیدار شوید پیش از آنکه مردم بیدارتان کنند!

سایت عصر ایران: مگر نه این است که حکومت ها مسوول تامین امنیت مردمان شان هستند و مگر نه این است که امنیت اقتصادی یکی از ارکان امنیت ملی است؟ اصلاً مسؤولان ما می دانند که مردم چگونه زندگی می کنند؟ نان شب و فرش زیر پا و سقف بالای سرشان را چگونه تامین می کنند؟

البته که مسؤولانی که معیشت شان همانند اکبر طبری و امثال اوست و میلیارد، برایشان پول خرد است و دوستانی دارند که حتی سند لواسان را نیز به اسم شان بزنند، چه می فهمند حال مردی که دینام کولر آبی اش سوخته و خانواده اش در گرما مانده اند و او در این هوای گرم چند روز است دنبال جایی می گردد که ۱۰۰ هزار تومان ارزان بفروشند؟

چه می فهمند حال خانواده ای مریض دار را که هر بار با قیمت های جدید داروها مواجه می شوند و بیمناک آینده بیمارشان می شوند؟ چه می فهمند حال مستاجری را که هر سال باید خانه کوچک تری را در محله فقیرتر اجاره کند؟

هشدار به همه مسؤولان، که مردم تا جایی می توانند در هزینه ها صرفه جویی کنند، تا جایی می توانند قرض کنند، تا جایی می توانند ماشین و لوازم خانه شان را بفروشند و خرج خورد و خوراک و درمان و پوشاک کنند و… ولی از یک جا به بعد، دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمی ماند و آن گاه خیلی ها ترجیح خواهند داد به جای شرمساری هر روزه پیش بچه هایشان، دست به اعتراض بزنند و نان بخواهند.

دولت، مجلس، قوه قضائیه و سایر نهادهای حاکمیتی بدانند که فقیرتر شدن مردم، به معنای آسیب پذیر شدن جامعه و حکومت است. انهدام طبقه متوسط و سوق دادن آن به سمت دره های فقر، مصداق بارز اقدام علیه امنیت ملی است.

پیامبر اسلام فرمودند: کاد الفقر ان یکون کفرا (نزدیک است که فقر به کفر بینجامد) ؛ فقری که ممکن است حتی به کفر خدا هم منجر شود، آیا نمی تواند به حوادث دیگری هم بینجامد؟

مسوولان جمهوری اسلامی ایران! بیدار شوید قبل از آن که به گونه ای بیدارتان کنند که دیگر خیلی دیر شده باشد!



source https://www.azadegy.de/?p=19995

۱۳۹۹ تیر ۶, جمعه

روز جهانی قربانیان شکنجه؛ هشدار به شکنجه گران


دبیرکل سازمان ملل در پیامی به مناسبت فرا رسیدن ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه همگان را به ساختن جهانی عاری از شکنجه فراخواند.

به گزارش پایگاه خبری سازمان ملل، آنتونیو گوترش در پیامی اعلام کرد که حقوق بین‌الملل به ‌روشنی شکنجه را در همه موارد منع می‌کند.

وی افزود: شکنجه هر فرد و هرچیزی که لمس می‌کند، از جمله شکنجه‌گران و سیستم‌ها و کشورهایی که شکنجه در آن‌ها اتفاق می‌افتد را از ارزش می‌اندازد.

دبیرکل سازمان ملل خواستار کمک به قربانیان شکنجه و بازماندگان آن‌ها در جست‌وجوی عدالت شد و گفت: به شکنجه‌گران هرگز نباید اجازه داد از مکافات جنایت‌های خود بگریزند و سیستم‌هایی که شکنجه را ممکن می‌سازند باید برچیده شوند.

این در حالیست که هفته گذشته اعلام شد یک پزشک سوری مظنون به دست داشتن در شکنجه مخالفان رژیم اسد در آلمان بازداشت شده است.

دادستان فدرال آلمان این پزشک سوری را مظنون به ارتکاب جنایت علیه بشریت و آزار جسمی خطرناک تشخیص داده و علیه او اعلام جرم کرده است.

خبرگزاری آلمان با ارسال این گزارش نوشت: شواهد زیادی حاکی از آن است که نیروی قدس، واحد برون مرزی سپاه پاسداران، از آغاز حرکت‌های اعتراضی در سوریه در کنار نیروهای حکومتی قرار گرفته و در سرکوب خونین معترضان به آنها یاری رسانده ‌است.



۱۳۹۹ تیر ۵, پنجشنبه

مجوزی برای بگیر و ببند زباله گردها نداریم

مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران: با راهکارهای کوتاه مدت به جایی نمی رسیم

رکنا، اجتماعی؛ مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند تهران، گفت: حرف سازمان پسماند در خصوص زباله گردی مشخص است. مگر ما اجازه یا وظیفه برخورد، با زباله گردی را داریم؟ تنها با اجرای طرح کاپ می توانیم کمک کنیم. باید بدانند که ، مادامی که، پسماند دارای ارزش در مخازن زباله وجود دارد، زباله گردی هم وجود دارد.

زباله گردی- پسماند/ به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا؛ زباله گردی به ویژه زباله گردی کودکان معضلی قدیمی است که با شیوع کووید 19، مباحث جدی تری را به خود معطوف کرد. بسیاری از افراد نگران ابتلای زباله گردها و گردش آنها در شهر بودند چراکه امکان ابتلای شهروندان دیگر را افزایش می داد.دقیقا درباره همین موضوع افرادی که نگران سلامت خود بودند با افرادی که دغدغه های انسانی داشتند، منافع مشترک پیدا کردند. در این اثنا گفته شد زباله گردی را حذف کنیم که واکنش منتقدین این بود مگر تا کنون قصد دیگری داشتیم؟ اما چطور باید این کار را انجام داد؟ این اواخر هم شهردار تهران دستور جلوگیری از زباله گردی کودکان و نوجوانان را داد که رسانه ها با اشتیاق “زباله گردی در تهران ممنوع شد” را تیتر کردند. منتهی این اقدام هم مورد نقد قرار گرفت. زیرا پیشتر هم نص قانون کار کودک را ممنوع کرده بود.

پس خانه همان خانه نخست شد؛ چگونه باید زباله گردی را حذف کنیم؟ این پرسش ابعاد گوناگونی دارد؛ حذف زباله گردی یعنی مقابله با افرادی که سود کلان از تفکیک و جمع آوری زباله می برند. اما مبارزه با این افراد و مناسبات آنها برعهده چه کسی یا چه ارگانی است؟
به عبارت بهتر، این امر از عهده که برمی آید؟
عمده افراد،نهایتا انگشت اتهام را به سوی سازمان پسماند دراز می کنند. اما سازمان پسماند بارها اعلام کرده که هیچ گاه مجوزی برای زباله گردی صادر نکرده است و فعالیت پیمانکاران تفکیک هم طبق قانون شهرداری زیرنظر مناطق صورت می گیرد. مسئولیت این سازمان نیز نظارت بر اجرای درست مسئولیت و ارائه راهکار برای حل مشکل است. شاهد مثال مسئولان سازمان پسماند در این خصوص هم ابلاغیه جدید شهردار تهران و خطاب قرار دادن شهرداران مناطق برای برخورد با پیمانکاران متخلف است.
با همه این اوصاف، راه حل پدیده زباله گردی چیست؟
برای واکاوی چگونگی مقابله زباله گردی با صدرالدین علیپور، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران گفتگو کردیم.

صدرالدین علیپور
مگر ما ضابط قضایی هستیم ؟

علیپور در پاسخ به چرایی حضور زباله گردها می گوید: پدیده زباله گردی را به شکل های مختلف می توان ریشه یابی کرد اما واقعیت این است تا زمانی که پسماند باارزش در مخازن زباله وجود دارد، امکان مقابله با زباله گردی نیست. از طرف دیگر، همه از سازمان پسماند انتظار برخورد با زباله گردی را دارند، اما مگر ما ضابط قضایی هستیم و اجازه دستگیری داریم؟ برخی هم ما را به خاطر تخلفات پیمانکاران مذمت می کنند که پیگیری این موضوع هم به شکل مستقیم مربوط به شهرداری های مناطق است.
سازمانی که هیچ اختیاری ندارد مجرم می شناسند!

مدیرعامل سازمان پسماند عنوان می کند: قطعا زباله گردی پدیده مذموم و دور از شان انسان هاست، زباله گردی کودکان هم حتما شکلی از کار کودک است. حالا سوال این است که آیا متولی برخورد با کار کودک و ساماندهی کودکان کار و به طور کلی برخورد با آسیب اجتماعی زباله گردی با سازمان پسماند است یا بهزیستی، دستگاه قضا و نیروی انتظامی؟ نباید در این میان سازمانی که هیچ اختیار و وظیفه قانونی ندارد را به عنوان مجرم اصلی معرفی کرد.
طرح کاپ تنها راه مقابله با زباله گردی

او با تاکید بر اینکه تنها راه مقابله با زباله گردی اجرای طرح کاپ است، بیان می کند: ما مسئولیت و مجوزی برای بگیر و ببند زباله گردها نداریم، اما باید برای حل مشکل موجود راهکار دهیم و پیگیری کنیم. راهکار سازمان پسماند این است که مخازن را مطابق با طرح کاپ، به مخازن خشک و تر تبدیل کنیم و مخازن خشک و قابل تفکیک را به داخل ساختمان ها ببریم. تحت این شرایط می توانیم پسماندهای خشک را از سرایدار، صاحبخانه (بطور کلی صاحب زباله) تحویل بگیریم و پول آنها را هم پرداخت کنیم.
علیپور در ادامه تاکید می کند: اجرای پایلوت این طرح در 4 منطقه شروع شده و ادامه آن نیازمند تامین بودجه است تا مخازن جداگانه پسماند تر و خشک، برای مناطق دیگر تامین شود. در صورتی که بودجه تامین شود، آمادگی داریم تا پایان سال 1400، کلیه مخازن فعلی موجود در سطح شهر تهران را با مخازن جداگانه جایگزین کنیم.
او اشاره می کند: غیر از اجرای طرح کاپ چاره دیگری برای مقابله با زباله گردی نداریم و اگر دنبال راهکارهای کوتاه مدت بگردیم، به هیج جا نخواهیم رسید. در واقع این موضوع هیچ راهکار کوتاه مدتی ندارد.
نیروی انتظامی سرشاخه زباله گردی ها را شناسایی کند

مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران با بیان اینکه باید به دایره اختیارات سایر دستگاه ها هم در بحث زباله گردی توجه شود، بیان می کند: ما اعلام کردیم شهروندان در صورت مشاهده فرد زباله گرد به ویژه کودک زباله گرد با سامانه 137 تماس بگیرند. اما دوباره تاکید می کنم شهرداری نمی تواند اقدامی برای جلب زباله گردها بکند، تنها می تواند با نیروی انتظامی هماهنگ کند تا جلوگیری و برخوردهای قانونی انجام شود. نیروی انتظامی هم می تواند پیگیری کند که سرشاخه زباله گردی به چه کسانی می رسد.
پیمانکاران متخلف قراردادشان لغو می شود

او اشاره می کند: اگر سرشاخه هایی که از کودکان برای جمع آوری زباله استفاده می کنند از پیمانکاران شهرداری های مناطق باشند، قراردادشان لغو می شود.
علیپور در پاسخ به این پرسش که “شهروندان نگران آن هستند که جمع آوری کودکان از خیابان آنها را به کار در کارگاه های زیرزمینی سوق دهد. با توجه به اینکه این نگرانی واقعی است، چه باید کرد؟” پاسخ می دهد: اگر تمام دستگاه هایی که در این زمینه مسئول هستند، بویژه بهزیستی وظایف قانونی خود را انجام دهند، پازل حلّ مشکل زباله گردی (و از آن مهم تر کودکان زباله گرد) تکمیل می شود. باید توجه کنیم اگر زباله گردی را جمع کنیم، افراد حذف نمی شوند بلکه وارد یک حوزه دیگر می شوند. بنابراین اگر می خواهیم زباله گردی از شهر رخت بربندد، همه دستگاه ها (به طور خاص بهزیستی) باید مقید به انجام وظایف خود باشند. البته شواهد نشان می دهد اگر این موضوع اولویت و دغدغه اصلی سازمان های مسئول بود، ما شاهد فعالیت زباله گردها در تمام این سال ها نبودیم.

تنظیم لایحه‌ای برای مجازات پدر در صورت قتل فرزند

معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده با اشاره به طرح جدید این معاونت گفت: در مورد بازنگری مجازات پدر در صورت آسیب رساندن و قتل فرزند لایحه ای را تنظیم و ارایه کردیم.

به گزارش ایسنا، معصومه ابتکار در برنامه‌ای که به صورت ویدئو کنفرانسی به مناسبت روز دختر برگزار شد، با بیان اینکه یک بُعد فعالیتهای ما در ستاد ملی زن و خانواده بوده است، اظهار کرد: مصوبه ای را برای افزایش نشاط و ورزش دختران و زنان داشتیم، دلیل تهیه و تصویب این مصوبه این بود که در نشستی که با آموزش و پرورش در سال 96 داشتیم متوجه شدیم، درس ورزش ابتدایی از دروس مدارس دخترانه حذف شده که با وزارت آموزش و پرورش وارد رایزنی شدیم آنها نیز تایید کردند که اتفاق ناگواری در حدود 10سال پیش رخ داده و عملا درس ورزش برای دختران ارایه نمیشد. صحبت کردیم که به صورت فشرده آموزش هایی را برای معلمان ابتدایی داشته باشیم.

وی افزود: حدود 76 هزار معلم ابتدایی در تابستان سال تحصیلی 97 و 98 دوره دیدند. این معلمان آموزشهای لازم را برای ارایه درس تربیت بدنی برای دختران دیدند و درس تربیت بدنی به آموزش و پرورش دختران به مدارس ابتدایی برگشت.

معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده تاکید کرد: همچنین برای مناسب سازی فضای مدارس با آموزش و پرورش همکاری کردیم زیرا فضای مدارس در بسیاری از نقاط برای ورزش دختران مناسب نبود که بر روی این موضوع کار کردیم که با همکاری شوراها و شهرداریها مناسب سازی اتفاق بیفتد. همچنین یکسری اقدامات حقوقی برای بحث دختران انجام دادیم که مهمترین آن طرحی است که ازدواج زیر 13 سال را ممنوع کرده است.

وی گفت: برای بازنگری قانون مجازات آسیب رساندن پدر به فرزند و یا قتل وی، لایحه ای را تنظیم و ارایه کردیم. حمایت دولت و معاونت از لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان باعث شد که این لایحه به تصویب برسد که پیگیر اجرای قانون از طریق وزارت کار و وزارت دادگستری هستیم. این لایحه بسیار مهم است، زیرا یکی از جمعیتهای هدف این قانون دختران است. همچنین کارگروه دختران فعالیت خوبی برای موضوع مهارتهای زندگی داشتند.

ابتکار در ادامه به طرح گفتگوی ملی خانواده اشاره کرد و گفت: طرح بزرگی را با آموزش و پرورش تحت عنوان گفتگوی ملی خانواده داریم که موضوع ارتباط و مهارتهای ارتباطی اعضای خانواده را مورد هدف قرار میدهد.

معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده در ادامه درباره سوالی درباره موضوع محتوای فرهنگی و اطلاعات و آموزشهای لازم افزود: طرح گفتگوی ملی خانواده به بحث مهارتهای ارتباطی و تقویت مهارتها در اعضای خانواده برمیگردد و روی این موضوع به طور خاص در استانها با تشکلها، بخشهای دانشگاهی، جوانان کار میکنیم و این موضوع هم جنبه آموزشی و هم جنبه مهارتی دارد و یک ارزیابی مشارکتی وضعیت خانواده را در 31 استان داشتیم که اطلاعات خوبی را بر روی پرتال معاونت قرار دادیم و اطلاعات خوبی در دسترس است. همچنین با آموزش و پرورش مجموعه ای را تحت عنوان مهارتهای زندگی تولید کردیم این مجموعه برای مهارتهای مختلف مورد نیاز جوانان است که هم برای دانش‌آموزان و هم دانشجویان قابل استفاده است. این طرح به مهارت های مختلف رفتاری فردی و ارتباطی باز می‌گردد که لازم است برای اینکه یک نفر بتواند موفق و سالم در زندگی خود رفتار کند و این نیز تدوین شده و در اختیار قرار دارد.

وی در بخش دیگری از صحبتهای خود تاکید کرد: تلاش شده علاوه بر استفاده از رسانه های مجازی با رسانه ملی در برنامه هایی مانند برنامه خانواده و شبکه سلامت اقدامات مشترکی انجام دهیم تا برنامه‌هایی تولید شود که هدف آن آگاه سازی خانواده یا جوانان و کودکان باشد.

۱۳۹۹ تیر ۳, سه‌شنبه

کنوانسیون حقوق سیاسی زنان-مصوب ۲۰ دسامبر

 

اعضای متعاهد : خواهان اجرای اصل مساوات حقوق زنان و مردان مندرج در منشور ملل متحد ، با شناسایی اینکه همه حق دارند در حکومت کشور خود به نحو مستقیم یا غیر مستقیم از طریق نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده اند ، شرکت کنند و اینکه حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خود را دارند ، و خواهان ایجاد مساوات در وضعیت زنان و مردان در بهره مندی و اعمال حقوق سیاسی ، وفق مقررات منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر ، مصمم به انعقاد کنوانسیونی به همین منظور ، به نحو زیر توافق می نمایند :

ماده ۱ – زنان محق خواهند بود که در تمام انتخابات در شرایطی برابر با مردان ، بدون هیچ تبعیضی ، رای دهند .

ماده ۲ – زنان صلاحیت انتخاب شدن برای تمام هیات های منتخب عمومی که توسط قوانین ملی ایجاد شده اند، در شرایطی برابر با مردان ، بدون هیچ تبعیضی را خواهند داشت .

ماده ۳ – زنان صلاحیت تصدی سمت های عمومی و ایفای تمام وظایف عمومی که توسط قوانین ملی ایجاد شده اند ، در شرایطی برابر با مردان ، بدون هیچ تبعیضی را خواهند داشت .

ماد ه ۴ -۱- این کنوانسیون برای امضا توسط هر عضو ملل متحد و نیز توسط هر دولت دیگری که از جانب مجمع عمومی دعوت گردد ، مفتوح خواهد بود .

۲ – این کنوانسیون تصویب خواهد شد و اسناد تصویب آن نزد دبیر کل سازمان ملل متحد تودیع خواهند گردید .  .

ماده ۵ – ۱-این کنوانسیون برای الحاق تمام دولت هایی که در بند ۱ ماده ۴ به آنها اشاره شد مفتوح خواهند بود.۲-الحاق ، با تودیع سند الحاق نزد دبیر کل سازمان ملل متحد موثر خواهد شد.

ماده۶ – ۱- این کنوانسیون در نوزدهمین روز پس از تودیع ششمین سند تصویب یا الحاق لازم الاجرا خواهد شد. ۲- کنوانسیون ، برای هر دولتی که پس از تودیع ششمین سند تصویب یا الحاق کنوانسیون را تصویب نماید یا به آن ملحق گردد ، نوزده روز پس از تودیع سند تصویب یا الحاق آن دولت لازم الاجرا خواهد شد .

ماده ۷ – چنانچه دولتی در زمان امضا تصویب با الحاق ، به هر کدام از مواد این کنوانسیون شرطی وارد کند ، دبیر کل متن شرط را به تمام دولت هایی که عضو کنوانسیون هستند یا ممکن است عضو آن شوند مخابره خواهد نمود.هر دولتی که به شرط اعتراض کند می تواند ظرف مدت نود روز از تاریخ مخابره مزبور ( یا در تاریخی که عضو کنوانسیون میان چنین دولتی و دولت وارد کننده شرط لازم الاجرا نخواهد شد .

ماده ۸ – ۱-هر دولتی می تواند طی یک اعلامیه کتبی به دبیر کل از این معاهده خارج شود .خروج ۱ سال پس از تاریخ دریافت اعلامیه توسط دبیر کل موثر خواهد شد. ۲- این کنوانسیون ، از تاریخ لازم الاجرا شدن خروجی که تعداد اعضا را به کمتر از شش تقلیل می دهد ، فاقد الزام خواهد شد .

ماده ۹ – هر اختلافی که ممکن است درباره تفسیر یا اجرای این کنوانسیون میان دو یا چند عضو آن ناشی شود و این اختلاف از طریق مذاکره فیصله نیابد ، به درخواست هریک از طرفین اختلاف برای تصمیم گیری به دیوان بین المللی دادگستری ارجاع خواهد شد ، مگر اینکه آنها راجع به فیصله آن به نحو دیگری توافق کنند .

ماده ۱۰ – دبیرکل ملل متحد به تمام اعضای ملل متحد و دولت های غیر عضوی که در بند یک ماده چهار این کنوانسیون به آنها اشاره شده است ، راجع به موارد زیر اطلاع خواهد داد: (الف) امضا ها و اسناد تصویبی که وفق ماده ۴ دریافت شده اند؛ (ب) اسناد الحاقی که وفق ماده ۵ دریافت شده اند؛ (ج) تاریخی که کنوانسیون وفق ماده ۶ لازم الاجرا خواهد شد؛ (د) مکاتبات و اعلامیه ها یی که وفق ماده ۷ دریافت شده اند؛ (و) نسخ وفق بند ۲ ماده ۸

ماده ۱۱ – ۱- این کنوانسیون که متون چینی ، انگلیسی ، فرانسه ، روسی و اسپانیایی اعتبار واحد دارند ، در آرشیو های ملل متحد تودیع خواهد شد. ۲- دبیر کل ملل متحد کپی مصدقی به تمام دولتهای عضو و غیر عضو ملل متحد که در بند یک ماده ۴ به آنها اشاره شده است ارسال خواهد کرد 

۱۳۹۹ خرداد ۲۱, چهارشنبه

فصل نامه سیاسی و مدنی


حق حیات
نشریه مستقل هواداران حقوق بشر


سال دوم شماره ششم (بهار) خرداد 1399 / ژوئن ۲۰۲۰


ما هواداران مستقل حقوق بشر، خواهان احترام به حقوق ذاتی (حقوقی که در زمان زایش همراه ماست چون نفس کشیدن، دیدن، شنیدن، رشد، حرکت، احساسات و...) و شهروندی (وظیفه جامعه برای امکان رشد حقوق ذاتی چون امنیت زندگی، رفاه، بهداشت، آموزش، پرورش و...) انسان ها هستیم.

۱۳۹۹ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

تفسیر عمومی شماره ۲۵ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاس

حق شرکت در امور عمومی، حق رأی و حق تساوی در دسترسی به مشاغل دولتی

(ماده ۲۵): ۱۲/۷/۱۹۹۶میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی

تفسیر عمومی شماره ۲۵حق شرکت در امور عمومی، حق رأی و تساوی در دسترسی به مشاغل دولتی
(ماده ۲۵)(نشست پنجاه و هفتم، ۱۹۹۶)این تفسیر عمومی در جلسه هزار و پانصد و دهم (نشست پنجاه و هفتم) این کمیته در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۶ اتخاذ گردیده است. اعداد داخل پرانتز نشانگر نشستی است که این تفسیر عمومی در آن اتخاذ گردیده است.

۱)   ماده ۲۵ این میثاق حقوق هر شهروندی را برای شرکت در اداره امور عمومی، برخورداری از حق رأی و حق انتخاب شدن، و نیز حق دسترسی به مشاغل عمومی را به رسمیت شناخته و مورد حمایت قرار می دهد. هر گونه ساختار قانونی یا حکومتی که بر سر قدرت باشد، این میثاق از آنها می‎خواهد قوانین  و دیگر اقدامات لازم را به طریقی اتخاذ نمایند که ضامن ایجاد فرصت های مؤثر برای یکایک شهروندان در برخورداری از حقوق مورد حمایت این میثاق باشد. ماده ۲۵ زیربنای اصلی یک دولت مردم سالار می‎باشد که بر پایه رضایت مردم و مطابقت با اصول این میثاق بنا شده است.

۲)   حقوق ذکر شده در ماده ۲۵ اگرچه به حق تعیین سرنوشت مردم مربوط می‎شود، اما از آن متمایز است. بر اساس حقوق ذکر شده در ماده (۱) ، ملل جهان حق دارند آزادانه موضع سیاسی خویش را تعیین نمایند و نوع ساختار قانونی یا حکومت مورد نظر خود را انتخاب کنند. ماده ۲۵ در باره حقوق افراد برای شرکت در مراحلی است که  اداره امور عمومی ملت را تشکیل می‎دهد. چنین حقوقی می‎تواند مانند حقوق فردی، مطالباتی را بر اساس اولین پروتکل اختیاری مطرح نماید.

۳)   علیرغم دیگر حقوق و آزادی‎هائی که توسط این میثاق به رسمیت شناخته شده‎ است (که برای کلیه ساکنان یک کشور و افرادی که در قلمرو قضائی آن کشور قرار دارند، تضمین گردیده)، ماده ۲۵ حقوق «یکایک شهروندان» را مورد محافظت قرار می‎دهد. گزارش‎های دولت باید شرایط حقوقی تعریف شهروندی را در ارتباط با حقوق محافظت شده در ماده ۲۵، به طور مختصر شرح دهد. در برخورداری از این حقوق نباید به دلیل نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا عقاید دیگر، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی، وضعیت تولد یا شرایط دیگر، هیچگونه تبعیضی میان شهروندان قائل شود. تمایز میان آن دسته از افراد که به دلیل [محل] تولد، از حق شهروندی برخوردار می‎شوند و افرادی که از طریق اعطای تابعیت، شهروندی یک کشور را کسب می نمایند، ممکن است سؤالاتی را از جهت تطابق با ماده۲۵ به وجود آورد. گزارش‎های دولت باید مشخص نماید که آیا هیچیک از گروه‎ها، از قبیل ساکنان دائمی این کشورها، به طور محدود از این حقوق بهره منده می‎شوند یا خیر، مثلاً آیا در انتخابات محلی حق رأی دارند یا اینکه می‎توانند مناصب خاصی را در بخش دولتی عهده دار شوند.

۴)   هر گونه شرایطی که شامل اجرای حقوق مطروحه در ماده ۲۵ گردد، باید بر اساس معیارهای عینی و معقول باشد. برای مثال ممکن است به منظور انتصاب یا انتخاب شدن برای مناصب بخصوصی، شخص لزوماً سن بالاتری داشته باشد تا برای داشتن حق رأی که باید در اختیار هر شهروند بزرگسال قرار گیرد. شهروندان نباید از شمول چنین حقوقی محروم یا معلق گردند مگر بنا به دلایلی که توسط قانون تعیین گردیده و عینی و معقول است. برای مثال احراز عدم سلامت عقلانی می تواند دلیلی برای محرومیت شخص از حق رأی و یا داشتن مناصب اداری باشد.

۵)   اداره امور عمومی که در بند (الف) به آن اشاره گردید، مفهومی گسترده است که به اِعمال قدرت سیاسی، به ویژه برخورداری از اختیارات نهادهای قانونگذار، اجرائی و اداری مربوط می‎شود. این مفهوم، کلیه جنبه‎های ساختارهای اداری دولتی، و نیز تدوین و تحقق خط مشی دولت در سطوح بین‎المللی، ملی، منطقه‎ای و محلی را در بر می‎گیرد. تخصیص اختیارات و طُرُق برخورداری هر یک از شهروندان از حق مشارکت در اداره امور عمومی، به شرحی که در ماده ۲۵ شامل گردیده، باید توسط قانون اساسی و نیز قوانین دیگر، تعیین گردد.

۶)   شهروندان یک کشور در صورتی به طور مستقیم در اداره امور عمومی مشارکت خواهند داشت که بتوانند به عنوان اعضاء نهادهای قانونگذار یا اداره کنندگان امور سازمان‎های اجرائی، اِعمال قدرت نمایند. این حق مشارکت مستقیم در بند (ب) مورد محافظت قرار گرفته است. شهروندان یک کشور همچنین در صورتی که قانون اساسی کشور خود را انتخاب نمایند یا تغییر دهند و یا از طریق انجام رفراندوم یا روندهای دیگر انتخاباتی که بر طبق بند (ب) انجام شود، نیز می‎توانند به طور مستقیم در اداره امور عمومی مشارکت نمایند. شهروندان یک کشور همچنین می‎توانند با شرکت در مجالس شورای ملی که در باره موضوعات محلی یا  در باره امور مربوط به گروه خاصی از مردم قدرت تصمیم گیری دارند، و یا با شرکت در نهادهایی که به نمایندگی از طرف مردم به مشاوره با دولت می‎پردازند، مستقیماً [در اداره امور عمومی] شرکت نمایند. در مواردی که شرکت شهروندان به طور مستقیم صورت می‎گیرد، نباید هیچگونه تمایزی بر اساس دلایل مذکور در ماده ۲، بند ۱، میان شهروندان در باره مشارکت ایشان قائل شد، و همچنین نباید هیچگونه محدودیت نامعقولی تحمیل شود.

۷)   در صورتی که شهروندان یک کشور از طریق نمایندگان منتَخَبِ خود که آزادانه برگزیده شده‎اند، در اداره امور عمومی کشور شرکت نمایند، مفاد ماده ۲۵ به طور ضمنی بر این مطلب دلالت دارد که این نمایندگان در واقع به عنوان دولت، اِعمال قدرت می‎نمایند و نیز ایشان برای اِعمال چنین اختیاراتی، از طریق روند انتخاباتی مزبور، پاسخگو خواهند بود. این ماده همچنین تلویحاً بیان می‎کند که نمایندگان فوق صرفاً اختیاراتی را اعمال می نمایند که بر طبق قانون اساسی آن کشور به ایشان اعطا گردیده است. مشارکت از طریق نمایندگانی که آزادانه انتخاب گردیده اند، از طریق رأی گیری صورت می‎گیرد که مراحل آن باید بر طبق قوانین مطابق با بند (ب) پایه ریزی شده باشد.

۸)   شهروندان همچنین با اِعمال نفوذ از طریق مباحثات عمومی و مذاکره با نمایندگان خود، یا از طریق موقعیت و قابلیت‎ خود برای تشکیل سازمان‎های مردمی، می‎توانند در اداره امور عمومی شرکت نمایند. این مشارکت باید با تضمین آزادی بیان، اجتماع ، وانجمن، پشتیبانی گردد.

۹)   بند (ب) ماده ۲۵ دستورالعمل‎های خاصی را تدوین می نماید که به بررسی حقوق شهروندان برای شرکت در اداره امور عمومی، چه به عنوان رأی دهنده و چه به عنوان نامزدهای انتخاباتی می‌پردازد. انتخابات واقعی دوره‎ای بر طبق بند (ب) برای کسب اطمینان از پاسخگو بودن نمایندگان برای اِعمال اختیارات قانونگذاری یا اجرایی که به ایشان محول گردیده است، حیاتی می‎باشد. چنین انتخاباتی باید به فواصلی برگزار گردد که بی جهت طولانی نباشد و تضمین نماید که قدرت دولت کماکان بر اساس آزادی بیان و اراده انتخاب کنندگان قرار دارد. حقوق و تعهداتی که در بند (ب) تدوین گردیده است باید توسط قانون تضمین شود.

۱۰) برخورداری از حق رأی در انتخابات و رفراندوم ها باید توسط قانون وضع شود و فقط می تواند تابع محدودیت های معقول از قبیل تعیین میزان حد اقل سن برای داشتن حق رأی، گردد. محدود ساختن حق رأی بر اساس دلایلی مانند معلولیت جسمانی و یا تحمیل الزاماتی مانند داشتن سواد، تحصیلات یا دارائی، نامعقول می‎باشد. عضویت  در حزب نباید شخص را برای رأی دادن، واجد شرایط نماید یا اینکه از وی سلب صلاحیت کند.

۱۱) کشورها باید اقدامات مؤثری را به کار گیرند تا اطمینان حاصل نمایند که تمام افرادی که مستحق داشتن حق رأی می‎باشند، قادرند از حق خود استفاده نمایند. در مواقعی که ثبت نام رأی دهندگان الزامی باشد، باید تسهیلات انجام این امر فراهم گردد و نباید برای ثبت نام هیچگونه موانعی تحمیل شود. اگر داشتن محل سکونت، برای درخواست ثبت نام الزامی  است،  باید شرط مزبور معقول بوده و نباید به گونه ای تحمیل گردد که افراد بی خانمان را از داشتن حق رأی محروم نماید. هر گونه مداخله آزار دهنده در مراحل ثبت نام یا اخذ رأی، و نیز ارعاب یا اجبار رأی دهندگان باید توسط قوانین کیفری کشور ممنوع شود و قوانین مزبور باید جداً به موقع اجرا گذارده شوند. برای حصول اطمینان از اجرای مؤثر حقوق مندرج در ماده ۲۵ به وسیله یک جامعه مطلع، آموزش دادن به رأی دهندگان و اجرای فعالیت‎های ثبت نام افراد، امری ضروری است.

۱۲) وجود آزادی بیان، اجتماع، و انجمن برای برخورداری واقعی از حق رأی، بسیار مهم است و باید به طور کامل مورد محافظت قرار گیرد. به منظور غلبه بر مشکلات بخصوصی از قبیل بی سوادی، مشکل زبان، فقر، یا موانعی که بر سر راه آزادی سفر وجود دارد که رأی دهندگان را از اجرای مؤثر حق خود باز می‎دارد، باید اقدامات سازنده‎ای انجام گیرد. اطلاعات و مطالب راجع به رأی گیری باید به زبان‎های اقلیت هم موجود باشند. روش‎های ویژه از قبیل عکس و نماد نیز باید به کار گرفته شوند تا اطمینان حاصل شود که رأی دهندگان بی سواد نیز فرد مورد نظر خود را بر اساس اطلاعات کافی انتخاب کرده‎اند. کشورهای عضو این میثاق باید در گزارش‎های خود طُرُق توجه به مشکلاتی که در این بند به آنها اشاره گردید را ذکر نمایند.

۱۳) گزارش‎های کشور عضو باید قوانین و مقررات حاکم بر حق رأی و نیز چگونگی شمول آن قوانین در طی دوره تحت پوشش آن گزارش را شرح دهد. گزارش کشور عضو همچنین باید عواملی که مانع از برخورداری شهروندان از حق رأی شان می‎شود و نیز اقدامات سازنده‎ای که برای غلبه بر این عوامل اتخاذ گردیده است را شرح دهد.

۱۴) کشورهای عضو باید در گزارش‎های خود دستورالعمل‎های قانونی که شهروندان را از داشتن حق رأی محروم می‏نماید، مشخص نموده و آن را توضیح دهند. دلایل چنین محرومیت‎هایی باید عینی و معقول باشد. اگر محکومیت شخص به جرمی علت تعلیق حق رأی وی شود، دوران چنین تعلیقی باید متناسب با تخلف و مجازات مربوطه باشد. افرادی که از آزادی خود محروم گردیده‎اند اما محکوم نشده‎اند، نباید از داشتن حق رأی محروم گردند.

۱۵) اجرای مؤثر این حق و امکان نامزد شدن برای مناصب انتخابی، تضمین می کند که رأی دهندگان می‎توانند آزادانه نامزد مورد نظر خود را انتخاب نمایند. هر گونه محدودیتی در باره حق نامزد شدن برای انتخابات، از قبیل تعیین حد اقل سن، باید بر اساس معیارهای عینی و معقول، توجیه پذیر باشد. افرادی که از جهات دیگر برای کاندیداتوری انتخابات واجد شرایط هستند، نباید به دلیل الزامات غیر معقول یا تبعیض آمیز، از قبیل تحصیلات، سکونت یا اصل و نسب، یا به دلیل وابستگی های سیاسی، سلب صلاحیت شوند. هیچ شخصی به علت نامزد شدن برای انتخابات نباید مورد هیچگونه تبعیض قرار گیرد یا به هیچ وجه متضرر شود. کشورهای عضو باید دستورالعمل های قانونی که هر گروه یا طبقه ای از افراد  را از مناصب انتخابی سلب صلاحیت می‎کند، مشخص نموده و در مورد آن توضیح دهند.

۱۶) شرایط مربوط به تاریخ های نامزدی انتخابات، مبالغ و سپرده ها باید معقول بوده و تبعیض آمیز نباشند. اگر دلایل معقولی برای ناسازگاری برخی از مناصب انتخابی با تصدی مقاماتی خاص وجود دارد (برای مثال مقامات قضائی، مناصب عالی نظامی، خدمات دولتی)، اقداماتی که برای پیشگیری از تضاد منافع صورت می‎گیرد، نباید حقوق محافظت شده در بند (ب) را بی دلیل محدود نماید. دلایل خلع افراد از مقامات انتخابی باید بر طبق قوانینی باشد که بر پایه معیارهای معقول و عینی قرار دارد  و روال عادلانه‎ای را طی کند.

۱۷) حق افراد برای نامزد شدن در انتخابات نباید به طور نامعقول و با الزام نامزد‎ها به عضویت در حزب باشند یا متعلق به احزاب بخصوصی باشند، محدود شود. در صورتی که نامزد انتخاباتی باید حد اقل تعدادی طرفدار داشته باشد تا بتواند نامزد انتخابات شود، چنین الزامی باید معقول باشد نه اینکه مانعی برای نامزدی انتخابات گردد. با توجه به حفظ حقوق مندرج در بند (۱) ماده ۵ این میثاق، اعتقادات سیاسی نباید به عنوان دلیلی برای محرومیت شخص از حق نامزد شدن در انتخابات مورد استفاده قرار گیرد.

۱۸) گزارش کشورها باید قوانینی که شرایط اشتغال در مناصب دولتی انتخابی را مشخص می نمایند، و نیز هر گونه محدودیت و صلاحیتی که در مورد برخی از مناصب بخصوص شامل می گردد را شرح دهد. این گزارش ها باید شرایط نامزدی انتخابات را توضیح دهد، مثلاً محدودیت های سنی، و هر گونه صلاحیت یا محدودیت دیگر. گزارش های کشور عضو باید نشان دهد آیا محدودیتی وجود دارد که اشخاص شاغل در پست های دولتی (از جمله سمت های موجود در نیروی پلیس یا نیروهای مسلح) را از انتخاب شدن به سمت های دولتی بخصوصی، مانع گردد. دلایل و مراحل قانونی خلع اشخاص از سمت های انتخابی باید شرح داده شود.

۱۹) انتخابات باید مطابق با مفاد بند (ب) به طور عادلانه و آزاد و به صورت متناوب و در چارچوب قوانینی که اجرای مؤثر حق رأی را تضمین می‎کنند، انجام شود. افراد واجد شرایط رأی دادن باید بتوانند آزادانه به هر نامزد انتخاباتی که مایلند، و به طرفداری یا بر علیه هر پیشنهادی که به نظرخواهی عمومی یا همه پرسی گذاشته شده، رأی دهند و بدون هیچگونه تأثیر پذیری بیمورد یا هیچگونه اجباری که ممکن است سبب انحراف یا منع بیان آزادانه نظرات انتخاب کنندگان شود، بتوانند آزادانه به حمایت از دولت  یا مخالفت با آن بپردازند. رأی دهندگان باید قادر باشند به طور مستقل، بدون خشونت یا تهدید به خشونت، اجبار، تلقین یا هر گونه دخالتی که جنبه اِعمال نفوذ داشته باشد، عقاید خود را شکل دهند. محدودیت های معقول بر میزان هزینه های مبارزات انتخاباتی را هنگامی می توان توجیه نمود که حصول اطمینان از تضعیف نشدن انتخابات آزاد برای رأی هندگان ضروری باشد و یا اینکه در اثر صرف هزینه های نامتناسب توسط هر یک از کاندیداها یا احزاب، روند دمکراسی تحریف شده باشد. باید به نتایج یک انتخابات واقعی احترام گذاشت و آن را اجرا نمود.

۲۰) به منظور نظارت بر مراحل انتخابات و حصول اطمینان از انجام انتخابات عادلانه و بی طرف که بر طبق قوانین مدون سازگار با این میثاق باشد، باید یک نهاد انتخاباتی مستقل تأسیس گردد. دولت ها باید در جهت تضمین لزوم رأی مخفی در طی انتخابات، از جمله مخفی بودن رأی غیابی در مواردی که امکانات انجام آن فراهم باشد، اقداماتی انجام دهند. این بدان معناست که رأی دهندگان باید از هر گونه فشار و اجبار برای افشای اینکه چگونه قصد دارند رأی دهند یا اینکه چگونه رأی دادند، و نیز از هر گونه دخالت غیرقانونی یا خودسرانه در طی مراحل رأی گیری در امان باشند. نادیده گرفتن حقوق مزبور با ماده ۲۵ این میثاق تناقض دارد. امنیت صندوق‎های رأی باید تضمین گردد و آراء باید در حضور نامزدهای انتخاباتی یا نمایندگان آنها شمارش شوند. باید مراحل رأی گیری و شمارش آراء مستقلاً زیر نظر قرار داشته و امکان انجام بررسی های قضائی یا اقدامات مشابه آن فراهم باشد تا رأی دهندگان نسبت به امنیت ورقه رأی خود و نیز مراحل شمارش آراء اطمینان داشته باشند. کمک‏هائی که در اختیار افراد معلول، نابینا یا بی‎سواد قرار داده می‎شود باید توسط منابع غیر وابسته انجام شود. رأی دهندگان باید از اینگونه تضمین‎ها کاملاً مطمئن باشند.

۲۱) اگرچه این میثاق هیچ سیستم رأی گیری بخصوصی را تحمیل نمی‎کند، اما هر شیوه ای که در کشورهای عضو متداول باشد باید با حقوق محافظت شده در ماده ۲۵ همخوانی داشته، بیان آزادانه خواست رأی دهندگان را تضمین نموده و به آن تحقق بخشد. اصل «هر فرد، یک رأی» باید به کار گرفته شود، و در چارچوب سیستم انتخاباتی هر یک از کشورها، آراء انتخاب کنندگان باید از ارزش مساوی برخوردار باشد. مرزبندی انتخاباتی و روش تخصیص آراء نباید سبب تقسیم بندی غیر طبیعی رأی دهندگان شده یا علیه هیچیک از گروه ها تبعیض قائل شود و نباید حقوق شهروندان برای انتخاب آزاد نمایندگان مورد نظر خود را به دلائل نامعقول محدود نماید.

۲۲) گزارش‎های کشورها باید نشان دهد دولت‎های ایشان چه اقداماتی در جهت تضمین انجام انتخابات واقعی، آزاد و دوره‎ای انجام داده‎اند و چگونه سیستم یا سیستم‎های انتخاباتی آنها بیان آزادانه نظر رأی دهندگان را تضمین نموده و به آن تحقق می‎بخشد. این گزارش‎ها باید شیوه برگزاری انتخابات را شرح داده و توضیح دهند که چگونه دیدگاه‎های سیاسی گوناگون که در جامعه ایشان موجود است، در نهادهای منتَخَب، نشان داده شده است. گزارش‎ها همچنین باید قوانین و مقرراتی که تضمین کننده انتخابات آزاد برای تمامی شهروندان می‎باشد را شرح دهند، و نیز نشان دهند که قوانین ایشان چگونه می‎تواند انجام یک انتخابات سِرّی، امن و معتبر را تضمین نماید. همچنین اجرای این تضمین‎ها در عمل برای دوره‎ای که تحت پوشش این گزارش قرار گرفته نیز باید توضیح داده شود.

۲۳) بند (ج) ماده ۲۵ در مورد حق و فرصت‎هائی است که در اختیار شهروندان قرار می‎گیرد تا بر طبق شرایط کلی تساوی، به مشاغل عمومی کشور خود دست یابند.  برای کسب اطمینان از برخورداری افراد از شرایط کلی تساوی حقوق، معیارها و مراحل گزینش، ارتقاء، تعلیق و خلع افراد از مناصب شان باید عینی و معقول باشد. در موارد لازم، برای اطمینان یافتن از تساوی افراد برای دسترسی به مشاغل عمومی، باید اقدامات مناسبی صورت گیرد. اگر دسترسی به مشاغل دولتی بر پایه تساوی فرصت‎ها و اصول کلی شایستگی فردی و نیز فراهم آوردن امنیت تصدی مَناصب باشد، می‎توان اطمینان حاصل نمود که افراد شاغل در سمت‎های دولتی، از دخالت‎ها و فشارهای سیاسی در امان هستند. این مطلب بسیار حائز اهمیت است که اطمینان حاصل کنیم افراد در برخورداری از حقوق مطروحه خود در ماده ۲۵، بند (ج)، به دلیل هیچیک از مواردی که در ماده ۲، بند ۱، ذکر شده، دچار تبعیض نگردند.

۲۴) گزارش‎های کشورها باید شرایطی را که برای دستیابی به مناصب دولتی وجود دارد، هر گونه محدودیت و نیز مراحل انتصاب، ارتقاء، تعلیق و اخراج یا برکنار نمودن از یک سمت و همچنین ساختکارهای رسیدگی قضائی و غیره که شامل این مراحل می‎گردند را شرح دهند. گزارش‎ها همچنین باید نشان دهند  شرط دسترسی مساوی به این موقعیت‎ها چگونه برآورده شده است، و آیا اقدامات مثبتی در این جهت صورت گرفته، و اگر چنین است، تا چه حد انجام شده.

۲۵) به منظور حصول اطمینان از برخورداری کامل از حقوق محافظت شده در ماده ۲۵، انتقال آزاد اطلاعات و عقاید در باره موضوعات عمومی و سیاسی میان شهروندان، نامزدهای انتخاباتی و نمایندگان منتَخَب، امری اساسی است. این به معنای وجود مطبوعات و دیگر رسانه‎های آزاد می‎باشد که قادرند بدون سانسور و محدودیت، به تفسیر مسائل عمومی پرداخته و افکار عمومی را مطلع نمایند. لازمه چنین امری، برخورداری کامل از حقوق تضمین شده در مواد ۱۹، ۲۱ و ۲۲ این میثاق و احترام کامل به آنها می‎باشد، از جمله؛ آزادی در پرداختن به فعالیت‏های سیاسی، چه فرداً و چه از طریق احزاب سیاسی و سازمان‎های دیگر، آزادی تبادل آرأ در باره عمور عمومی، برگزاری تظاهرات و گردهمائی های صلح‎آمیز، انتقاد و مخالفت، انتشار مقالات سیاسی، انجام مبارزات انتخاباتی و تبلیغ عقاید سیاسی.

۲۶) حق آزادی انجمن، از جمله حق تشکیل و پیوستن به سازمان‎ها و انجمن‎هایی که در امور سیاسی و عمومی فعال هستند، بخش اساسی از حقوقی را تشکیل می‎دهد که ماده ۲۵ از آنها محافظت می‎کند. احزاب سیاسی و عضویت در احزاب نقش عمده‎ای را در اداره امور عمومی و روند انتخابات دارد. دولت‎ها باید اطمینان حاصل کنند که در اداره امور داخلی خود، احزاب سیاسی به دستورالعمل‏های ماده ۲۵ که بر آنها شمول می‎یابد احترام می‎گذارند تا شهروندان بتوانند به موجب آن از حقوق خود بهره مند شوند.

۲۷) با توجه به مقررات ماده ۵، بند ۱ این میثاق، هر گونه حقوقی که به موجب ماده ۲۵ به رسمیت شناخته شده و مورد محافظت قرار گرفته، را نمی‎توان به گونه‎ای تفسیر نمود که بیش از آنچه که در میثاق فعلی تدوین گردیده است،به شخص حق اقدام بدهد  یا  اینکه هر عملی در جهت نابود یا محدود ساختن حقوق و آزادی‎های مورد محافظت این میثاق را معتبر سازد.

یادداشت‎ها

۱- در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۶ در جلسه هزار و پانصد و دهم کمیته (نشست پنجاه و هفتم) اتخاذ گردیده است.

۲- عدد داخل پرانتز نشانگر نشستی است که تفسیر عمومی فوق در آن اتخاذ گردیده است.

۲۰۰۱-۱۹۹۶

دفتر کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر

ژنو – سوئیس