‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارشات، زنان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارشات، زنان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ مرداد ۱۳, دوشنبه

خودکشی یک دختر جوان شرق کوردستان در اطراف سلیمانیه

شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ خورشیدی، دختر جوانی در اردوگاه نظامی حزب کومله شورشگیری زحمتکیشان کوردستان ایران به نام «تینا محمدی» معروف به “هیرو” با اقدام به خودکشی به زندگی خود پایان داد.
براساس گزارش: تینا محمدی اهل شهرستان جوانرود در شرق کوردستان و ۱۷سال داشته که بر اساس اعلام خبرگزاری حزب کومله شورشگیری زحمتکیشان کوردستان ایران؛ شب شنبه با اقدام به خودکشی بە زندگی خود پایان داد.
لازم به ذکر است که: تینا محمدی از پیشمرگان جوان و جدید الورود به حزب مذکور در اردوگاه رزگویزله در اطراف سلیمانیه در جنوب کوردستان بوده است.
بر اساس آمارهای مرکزی جمعیت حقوق بشر کوردستان و با احتساب مورد فوق از ابتدای سال میلادی جاری تاکنون ۲۲ زن و ۲۰ مرد از شهروندان شرق کوردستان با اقدام به خودکشی جان خود را از دست داده اند.

۱۳۹۸ شهریور ۲۱, پنجشنبه

خواست بی شرمانه روحانی از زنان و کارگران

زینت میرهاشمی
آتش خشم دختر آبی (سحر خدایاری)، بار دیگر سیمای تمام قد دیکتاتوری ولایت فقیه با تمام باندهایش را به جهانیان نشان داد. مرتجعان مردسالاری که فرزندان خودشان را به خارج فرستاده اند تا از مزایای آزادیهای غربی استفاده کنند، دختری را مجبور می کنند که برای نرفتن به زندان جهنمی جان خود را به آتش بکشد.
تجربه چهل سال دیکتاتوری ولایت فقیه نشان داده که هر گاه رژیم خود را در سراشیبی سقوط می بیند برای نجات خود، دست به بازداشتهای فله ای و کشتار می زند. از قتل عام زندانیان سیاسی بی دفاع بعد از نوشیدن جام زهر در سال ۶۷، تا این روزها که رژیم گرفتار بن بست اقتصادی و سیاسی است. شرایطی که بیش از هر هنگام با تنفر مردمی و خیزش توده ای روبرو است. به ویژه که تجربه حرکتهای اعتراضی عظیم کارگران هفت تپه، فولاد اهواز و هپکو را وجود دارد.

صدور احکام ظالمانه ۱۱۰ سال زندان برای اسماعیل بخشی نماینده منتخب کارگران هفت تپه و فعالان کارگری سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی، عسل محمدی و محمد خنیفر از طرف بیدادگاه رژیم، نشان دهنده پوشالی بودن این رژیم است. مگر اینها چه می خواستند؟ خواسته های آنان برای دریافت حقوقهای عقب افتاده شان و اعتراض به خصوصی سازی (فامیلی سازی)، نشان دادن سفره های خالی و دستهای خالی فرزندانشان چگونه امنیت این رژیم را به خطر انداخته است؟
صدور این گونه احکام به معنای خفه کردن صدای اعتراضی کارگران و مزدبگیران در آینده است. آنقدر دزدی و چپاول و غارت زیاد شده است که بالادستان هر شب کابوس خیزشهای توده ای را می بینند. نماینده ولی فقیه در اراک گفت: «اگر روند اعتراضات کارگری به این صورت تداوم یابد به دور از تصور نیست که وقایع سال ۹۶ به طور مجدد رخ دهند.» (خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه قدس، ۱۴ شهریور ۹۸)
محکوم شدن ۷۶ کشاورز معترض به طرح انتقال آب در استان چهارمحال بختیاری، به ۴ ماه زندان و ۳۰ ضربه شلاق در بیدادگاهی در بروجن، ترس از خیزش دوباره کشاورزان بر سر آب است. به ویژه که وضع آب در ایران هر روز بحرانی تر می شود.
حرفهای حسن روحانی در روز چهارشنبه ۲۰ شهریور، بعد از شوک جان باختن دختر آبی و حکمهای شرم آور علیه فعالان کارگری، چندش آور است. وی گفت: «راه اصلی برای کسب حق زنان و کارگران انتخابات است». (خبرگزاری حکومتی ایسنا، ۲۰ شهریور)
دعوت به شرکت در شعبده بازی انتخابات، تاکتیکی در مقابل مردم به جان آمده ای است که در کف خیابان با صدای بلند بر تمامیت رژیم خط باطل کشیدند. در آینده ای نه چندان دور مردم عمل خود را مانند اسماعیل بخشیها در خیابانها نشان خواهند داد.

۱۳۹۸ شهریور ۲۰, چهارشنبه

مرگ “دختر آبی”؛ چگونه این خبر جهانی شد؟



کسی فکر نمی‌کرد زمانی ممنوعیت حضور زنان ایران در ورزشگاه‌ها هشتگی به نام “بلوگرل” پدید بیاورد. طرفداران فوتبال در سراسر جهان با این هشتگ به سوگ دختری نشسته‌اند که روزی “با عشق تیم استقلال به ورزشگاه آزادی رفته بود”.
بیهوده نبود که روزنامه دولتی “ایران” با نگرانی از جهانی شدن خبر خودسوزی “دختر طرفدار تیم استقلال” و لطمه به “وجهه جمهوری اسلامی در انظار عمومی دنیا” خبر داد.
خبر بیش از آن تکان‌دهنده بود که به رسانه‌های بین‌المللی راه نیابد. از شبکه‌های خبری “سی‌ان‌ان” و “بی‌بی‌سی” گرفته تا روزنامه‌های “واشنگتن‌پست”، “گاردین” و خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس، رویترز و فرانسه همه از این موضوع گزارش داده‌اند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس که در گزارش‌های مجزا به تفصیل به این ماجرا پرداخته در توییتر خلاصه‌ای از ماجرای سحر را روایت کرده و آورده که او برای مشاهده بازی فوتبال تیم مورد علاقه‌اش خود را به شکل مردها درآورده بود.
روزنامه آلمانی “دی ناخریشتن” نوشت: او خود را به آتش کشید، چون تهدیدش کردند، به دلیل نقض ممنوعیت ورود به ورزشگاه به زندان می‌رود.
کاربری با نام آندریاس هالاشکا می‌نویسد: «او خود را آتش زد تا از زندان رهایی یابد.
در این توییت با اشاره به تاوان این رهایی که مرگ سحر بوده اشاره شده که در سراسر جهان طرفداران فوتبال با هشتگ‌های “بلوگرل” برای این واقعه سوگواری می‌کنند.
رائول کالواپالا از هیأت تحریریه “یو‌ آو نیوز” در توییتی می‌پرسد: جرم او چه بود؟ این که طرفدار فوتبال است؟ اینکه فیفا هنوز حکومت ایران را با این ممنوعیت قرون وسطایی از حضور در همه رقابت‌های بین‌المللی منع نکرده مایه تعجب است.
با مرگ “دختر آبی” بیدار می‌شوید؟!
بهارنیوز: سحر خدایاری، دختری علاقه‌مند به فوتبال و تیم استقلال بود که همچون دیگر دختران این سرزمین برای حضور در ورزشگاه‌ها و تماشای بازی تیم محبوبش با ممنوعیت‌ها روبرو بود. او خواست تا از این ممنوعیت غیرمنطقی و حتی غیرقانونی گذر کند و راهی برای ورود به ورزشگاه بیابد که بازداشت شد و کارش به «عدلیه» کشیده شد.
خودسوزی «دختر آبی» این قصه تلخ و در نهایت از نفس افتادن او که چند روز پیش رخ داد بسیاری را به تلاطم انداخت و همه از یکدیگر می‌پرسیدند او به کدامین گناه به چنین سرنوشتی دچار شد؟!
این اتفاق تلخ واکنش‌های بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت؛ گروهی خواهان تحریم حضور در ورزشگاه‌ها شدند، برخی خواستار یک دقیقه سکوت در ابتدای مسابقات لیگ برتر فوتبال هستند، بعضی از ضرورت محاکمه افرادی می‌گویند که چنین سرنوشتی را برای این هوادار استقلال رقم زدند، برخی پیشنهاد دادند که در دقایق مشخصی در ورزشگاه‌ها «سحر خدایاری» را تشویق کنند و…
اما در کنار این پیشنهادها و شاید حتی ماقبل آن، اندیشیدن به این پرسش اهمیت دارد که آیا کسر قابل توجهی از اقشاری که حضور در ورزشگاه را به‌عنوان یک گزینه همیشگی برای تفریح خود انتخاب می‌کنند اساساً به موضوعی همچون حضور زنان در ورزشگاه‌ها و حق انتخاب آنان توجهی دارند که بتوان انتظار همراهی آنان را داشت؟!
شاید بتوان گفت ریشه باقی ماندن بسیاری از موانع در این موضوع را می‌باید در همین عدم همراهی‌های اقشار مختلف جامعه با یکدیگر و در برابر فشارها و محدودیت‌ها جستجو کرد، زیرا به‌عنوان مثال در همین موضوع اگر همراهی اکثریت اهالی ورزشگاه وجود داشت می‌شد امیدوار بود که این بدنه اجتماعی گسترده در برابر مخالفت‌ها با روش‌هایی گوناگون بایستد و تغییری نیز حاصل آید.
از سویی دیگر و در کمال تاسف با دولتی مواجه هستیم که با وجود شعارهای رنگارنگ دوران انتخابات درباره حقوق زنان و حقوق شهروندی و مانند آن نه تنها قدمی در جهت پذیرش این خواسته حداقلی دختران این سرزمین برنمی‌دارد بلکه با انفعال و بهانه‌تراشی‌هایی عجیب و غریب همچون «نبود زیر ساخت کافی در ورزشگاه‌ها برای حضور زنان» مسیر را برای ایجاد موانع تازه بر سر راه حضور زنان در ورزشگاه‌ها هموار می‌کنند!
حال باید منتظر ماند و دید که آیا خودسوزی و مرگ این دختر جوان مسئولان دولتی و دیگر اثرگذاران بر تصمیمات را از خواب غفلتی که چنین فجایعی را رقم می‌زند بیدار خواهد کرد، البته اگر خود را به خواب نزده باشند!
“دختر آبی” را خاکستر کردند
تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی نوشت: …دختر آبی را خاکستر کردند؛ می‌شود از زینب گفت اما از دختری که برای دیدن فوتبال و تشویق تیم مورد علاقه‌اش تنبیه شد و به اعتراض خودسوزی کرد چیزی نگفت. بر زینب گریستن و عامل مرگ دختر آبی بودن خود وهن زینب است….
«سحر خدایاری» دختری که هفته گذشته جلوی دادسرای ارشاد تهران خودسوزی کرده بود، صبح امروز درگذشت. این دختر جوان هفته گذشته بعد از اینکه برای گرفتن تلفن همراهش به دادسرا مراجعه کرد، متوجه شد که باید برای تحمل ۶ ماه حبس به زندان برگردد. او بعد از شنیدن این خبر برآشفت و از دادسرا خارج شد و درحالیکه فریاد می‌کشید و به این موضوع اعتراض داشت، اقدام به خودسوزی کرد و با ۹۰ درصد سوختگی به بیمارستان منتقل شد.
دختر آبی سه روز پیش از دنیا رفته بود؛ خاکسپاری بدون خانواده
در همین حال یک رسانه فارسی‌زبان خارج از کشور نوشت: «او سه روز پیش فوت کرد اما جنازه را به خانواده‌اش تحویل ندادند. گفتند اول باید بروید و توجیه شوید.» این توضیحات رضا (نام مستعار) از دوستان خانوادگی «سحر» است. دختری که خانواده‌اش سعی کردند او را با نام مستعار «سارا» معرفی کنند اما خیلی زود با لقب «دختر آبی» در رسانه‌ها و فضای مجازی ایران شناخته شد.
رضا یکی از دوستان خانوادگی سحر می‌گوید که سحر روز جمعه، فوت شده و دستگاه تنفس را از او جدا کرده بودند. ابتدا خانواده‌اش را برده بودند برای توجیه شدن: «به خانواده‌اش گفته بودند حق مصاحبه کردن ندارید. ترجیحا مجلس ترحیم نگیرید و مراسم را خانوادگی برگزار کنید. گفتند الان عوامل خارجی و داخلی منتظر سواستفاده هستند و دختر شما تا همین‌جا به اندازه کافی هزینه روی دست مملکت گذاشته است.»
پیکر سحر که اهل قم بود را روز یکشنبه در «بهشت فاطمه» قم دفن کرده‌اند. بدون سر و صدا و بدون آگاهی هیچ‌کس. جنازه دختر آبی را تا آخرین لحظه هم به خانواده‌‌اش تحویل نداده بودند. رضا می‌گوید: «نگرانی اصلی الان برای خانواده‌اش است. آن‌ها به شدت ترسیده‌اند.» یک روز بعد از آن‌که مراسم خاکسپاری خاموش سحر به پایان رسید، بیمارستان مطهری اجازه پیدا می‌کند که خبر فوت او را منتشر کند.
واکنش مسیح علینژاد: شرم شرم بر تک تک مردان اگر بعد از جان باختن #دختر_آبی دوباره وارد استادیوم‌های صدهزار پسری شوند بی‌آنکه خودسوزی خواهرشان به خاطر حق ساده ورود به همان استادیوم ذره‌ای برای‌شان مهم باشد که دست از همدستی با ظالم بردارند. تحریم کنید استادیومی را که واپسگرایان ۴۰سال به شما صدقه دادند
واکنش پروانه سلحشوری، نماینده مجلس: او تنها #دختر_آبی نبود. سحر #دختر_ایران بود. در جایی که مردانش برای زنان تکلیف تعیین می‌کنند و ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌ را از آن‌ها سلب می‌کنند، و زنانی که علیه زنان در این ظلم آشکار مردان را همراهی می‌کنند، همه ما در حبس و سوختن سحرهای این سرزمین مسئولیم.
چرا در برابر خودسوزی یک دختر جوان ساکتیم؟
یک نماینده زن مجلس شورای اسلامی از بی‌‌تفاوتی جامعه نسبت به خودسوزی یک دختر جوان انتقاد کرده و گفته است که چنین اتفاقی در هر جای دیگری در دنیا با واکنش وسیع‌تری روبرو می‌شد. او از مردم خواسته سکوت نکنند و دست به دست هم دهند.
اشاره پروانه سلحشوری، به خودسوزی دختری است که نام‌های گوناگونی که به او اطلاق می‌شود این روزها در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد: دختر آبی، سحر، سارا… به او فقط به این خاطر که می‌خواست به تماشای تیم مورد علاقه‌اش برود (کاری که فقط در ایران برای زنان ممنوع است) حکم زندان دادند و او در مقابل دادسرا دست به خودسوزی زد. ۹۰ درصد بدن او سوخته است؛ فاجعه‌ای که شاید در کشوری دیگر جامعه را تکان می‌داد. در ایران ولی واکنش‌ها علیرغم انتشار وسیع رسانه‌ای محدودتر از آن بود که می‌توانست باشد.
جزئیات خودسوزی جلوی دادسرا
سایت خبری رکنا گزارش کرده است که دختری که روز دوشنبه در مقابل ساختمان دادسرای ارشاد تهران با ریختن بنزین خودش را آتش زد، یکی از دختران طرفدار تیم استقلال تهران بوده است که به دلیل تماشای فوتبال در استادیوم آزادی بازداشت شده بود.
این در حالیست که پیش‌تر مقام‌های قضایی در روایتی متفاوت، گفته‌ بودند این دختر به‌سبب بدحجابی و درگیری با مأموران پلیس امنیت دستگیر شده‌بوده و با وثیقه آزاد بوده ولی چون جلسه نخست‌ دادگاه‌اش عقب‌افتاده، خودش را آتش زده است.
خواهر این دختر گفته است: «خواهرم اسفندماه ۹۷ برای دیدن بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی می‌رود که هنگام ورود خواهرم به ورزشگاه ماموران متوجه می‌شوند و وقتی خواهرم مقاومت می‌کند بازداشتش می‌کنند.
خواهر این دختر جوان افزود: خواهرم بیماری دوقطبی داشته و از دو سال پیش تحت نظر پزشک بوده و مدارک کاملی در این زمینه به دادسرا ارائه شده است، اما او مثل فردی عادی مورد بررسی قضایی قرار گرفته و به زندان ورامین منتقل شده است. پس از این که او «به زندان قرچک ورامین انتقال داده می‌شود، لطمه روحی زیادی می‌بیند و می‌ترسد تا اینکه با وثیقه آزاد می‌شود. وقتی برای دریافت گوشی‌اش به دادسرا می‌رود در آنجا اتفاقاتی می‌افتد که می‌شنود باید شش ماه در زندان بماند.» او تاکید کرد: «خواهرم در شرایط بیماری روحی و روانی خودش را آتش می‌زند و حالا در بیمارستان شرایط بدی دارد.»
پایگاه خبری رکنا به نقل از دکتر مصطفی ده مرده‌ئی، رییس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری، درباره وضعیت این زن نوشت: «بیمار خانم جوانی است که به‌ دلیل سوختگی شدید ناشی از بنزین با ۹۰ درصد سوختگی درجه سه در بیمارستان بستری شده و در حال حاضر با کمک دستگاه تنفس می‌کند و در آی‌سی‌یو تحت درمان است.» این دختر جوان عصر دوشنبه ۱۱ شهریور، پس از خروج از دادسرای ارشاد تهران با ریختن بنزین خودش را آتش زد. حاضران به کمک او رفتند و آتش را خاموش کردند، اما شدت سوختگی به حدی بود که با رسیدن اورژانس، مصدوم به سختی نفس می‌کشید.
خودسوزی این دختر ایرانی یادآور ماجرای خودسوزی هما دارابی، فعال زن سیاسی است که حدود 26 سال پیش در تجریش، خود را در اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان ایران به آتش کشید.
23 فوریه 2019
04 اسفند 1397
بی بی سی فارسی: “ماجرای خودسوزی هما دارابی را در تجریش، به عنوان اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان که پیش‌تر شنیده بودم دیروز در گاردین خواندم. شرحی ساده، کوتاه و خشک ولی کاردی در زخم.”
این روایت شاهرخ مسکوب، نویسنده ایرانی از مرگ هما دارابی در کتاب “روزها در راه” است. پزشک کودکان و روان پزشکی که بیست و پنج سال پیش در نزدیکی میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری خود را به آتش کشید.

۱۳۹۸ شهریور ۸, جمعه

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی «گیتی پورفاضل» شد


کانون نویسندگان در بیانیه خود اشاره کرده است که بازداشت افراد به دلیل انتشار و بیان نظرات خود شکلی از «سرکوب آزادی بیان» در ایران است و «دستگیری و زندان» در جمهوری اسلامی پاسخ به «معمولی‌ترین شکل آزادی بیان» است.

روز سوم شهریور ماه اعلام شد که گیتی پورفاضل، حقوقدان، از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی و عضو کانون نویسندگان ایران، «پنج روز است که ناپدید شده» و مشخص نیست کدام نهاد امنیتی او را بازداشت کرده و در کجا نگهداری می‌شود.
چهار ده تن از فعالان سیاسی و مدنی ایران روز ۲۲ خرداد سال جاری در نامه‌ای خواستار استعفای رهبر جمهوری اسلامی و تغییر قانون اساسی ایران شده بود.
زرتشت احمدی‌راغب، محمدرضا بیات، کمال جعفری یزدی، هاشم خواستار، محمدحسین سپهری، گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی)، حوریه فرج‌زاده (خواهر شهرام فرج‌زاده از کشته‌‌شدگان اعتراض‌های سال ۸۸)، محمد کریم‌بیگی، جواد لعل‌محمدی، محمد ملکی، محمد مهدوی‌فر، رضا مهرگان، محمد نوری‌زاد و عباس واحدیان شاهرودی امضاکنندگان این نامه بودند.
از این جمع تاکنون حوریه فرج‌زاده، عباس واحدیان شاهرودی، محمدحسین سپهری، جواد لعل محمدی، هاشم خواستار، محمد نوریزاد و زرتشت احمدی راغب بازداشت شده‌اند.
پس از انتشار این نامه، ۱۴ کنشگر حوزه زنان هم مرداد ماه سال جاری نامه‌ای در حمایت از آن‌ها منتشر و درخواست‌هایی چون«استعفای خامنه‌ای» و «گذار کامل از جمهوری اسلامی» مطرح کردند.
شهلا انتصاری، نصرت بهشتی، فرشته تصویبی ، پروا (سکینه) پاچیده، گیتی پورفاضل، عزت جوادی‌حصار، زهرا جمالی، شهلا جهان‌بین ، فاطمه سپهری، مریم سلیمانی ، سوسن طاهرخانی، فرنگیس مظلوم، نرگس منصوری و کیمیا نوروزی‌صابر امضا کنندگان این نامه بودند.
از میان این این افراد تاکنون شامل نرگس منصوری، فرنگیس مظلوم، فاطمه سپهری، شهلا جهان‌بین، شهلا انتصاری و گیتی پورفاضل و زهرا جمالی بازداشت شده‌اند.
پیشتر مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی، امضاکنندگان این نامه‌ها را به تلاش برای «طراحی فتنه جدید» متهم کرده بودند. بسیاری از امضاکنندگان این دو نامه در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند.

وزارت خارجه آمریکا صدور حکم ۲۴ سال زندان برای صبا کرد افشاری را محکوم کرد

به گزارش رادیو فردا-مورگن اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز پنجشنبه صدور حکم ۲۴ سال زندان برای صبا کرد افشاری از معترضان به حجاب اجباری، را محکوم کرد.


خانم اورتگاس گفته است:«دادگاه انقلاب ایران صبا کرد افشاری، زن ۲۰ ساله، را به دلیل اعتراض به حجاب اجباری در ایران به ۲۴ سال زندان محکوم کرده است. ما این حکم‌ ناعادلانه را محکوم می کنیم و از حکومت ایران می خواهیم که به حقوق جهانی مردم خود برای داشتن آزادی بیان‌ احترام بگذارد.
حسین تاج، وکیل صبا کرد افشاری پیشتر گفته بود که دادگاه انقلاب تهران صبا کرد افشاری را به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» به ۱۵ سال، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به هفت سال و نیم و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و نیم زندان محکوم کرده است.
طبق این گزارش، در صورت تائید این حکم در دادگاه تجدیدنظر، ۱۵ سال از این ۲۴ سال حکم اجرا خواهد شد.
صبا کرد افشاری روز ۱۱ خردادماه ۹۸ بازداشت شد. «اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب» از اتهامات او اعلام شده است.

۱۳۹۸ شهریور ۷, پنجشنبه

نمایش اعتراف − این بار برای شکستن اعتراض علیه حجاب اجباری

سناریوی تکراری: 

فیلم اعترافات مریم و متین، می‌رود در‌ آرشیو فیلم‌های مائده دختر رقصنده، سپیده قلیان و اسماعیل بخشی فعالان کارگری، عبدالله مومنی، سعیدی سیرجانی و ده‌ها فعال سیاسی، دانشجویی و مدنی که چهار دهه است روبه همین دوربین‌ها، به «اشتباهات خود» اعتراف کرده‌اند.
تصویری از فیلم اعتراف اجباری معترضان حجاب اجباری
تجربه بیشتر کسانی که به دلایل مختلف پایشان به زندان‌های سیاسی و عقیدتی ایران کشیده شده، تایید می‌کند که اعتراف تلویزیونی یک شیوه مورد علاقه بازجویان نهادهای اطلاعاتی است. یک فیلم حاضر و آماده که نه تنها می‌توان آن را در اختیار دادگاه قرار داد، که به آسانی با پخش از شبکه‌های تلویزیونی و خبری، برد رسانه‌ای پیدا می‌کند و افکار عمومی را به نفع جریان‌های مورد نظر حاکمیت شکل می‌دهد. حتی کسانی که خود را مخالف جمهوری اسلامی و سیاست‌های فرهنگی آن می‌دانند، اعتراف می‌کنند که تماشای چنین مستندهایی، گاه بر آنها اثر گذاشته و دست‌کم این تردید را برایشان ایجاد کرده که این اعترافات ممکن است رنگی از واقعیت داشته باشد. به همین دلیل است که هنوز هم بسیاری از زندانیان خبر می‌دهند که برای نشستن جلوی دوربین تحت فشار قرار دارند و بازجوها شرط آزادی آنها را اعتراف تلویزیونی گذاشته‌اند.
اعتراف‌گیری تلویزیونی نوعی شکنجه است و معمولا با هدف درهم شکستن زندانی و در مرحله بعد برای ایجاد تغییر در او و نهایتا بازسازی و پذیرش القائات مورد نظر ماموران امنیتی انجام می‌شود. در نخستین مرحله، زندانی با شکنجه‌های روحی و جسمی مجبور به پذیرش اعترافات می‌شود و از او می‌خواهند تا اشتباهات خود را برای عبرت دیگران مقابل دوربین اعتراف کند. برای اینکه اعترافات، بیشترین تاثیر را داشته باشد، اطلاعات و جهان بینی مورد نظر بازجوها به او دیکته می‌شود (مازیار ابراهیمی در مصاحبه‌های خود گفته که کل سناریوی ترور دانشمندان هسته‌ای به او و سایر متهمان دیکته شده بود). در آخرین مرحله این احتمال وجود دارد که فرد، به آنچه مورد نظر ماموران است تن دهد و حتی آنها را بپذیرد یا دست‌کم برای زمان کوتاهی، تظاهر به پذیرش یا پشیمانی کند.
پیش‌تر یاسمن آریانی از دیگر بازداشت‌شدگان معترض به حجاب اجباری از اعمال فشار بازجوها برای اعتراف اجباری خبر داده بود، اما با شکست ماموران در تهیه فیلم‌ اعتراف از او، دو قربانی دیگر را رو به دوربین نشانده‌اند. مریم و متین، دو دختر فیلم خبرگزاری فارس، از قضا مطلقه و در راه طلاق هستند و تنها زندگی می‌کنند. سوژه‌هایی مناسب برای بازجویانی که علاقه دارند با سوءاستفاده از تابوها و حساسیت‌های جامعه، مخالفان خود را افرادی خارج از نرم و عرف جامعه معرفی کنند. بر این اساس، مطلقه بودن و تنها زندگی کردن یک زن، به اندازه کافی گویا هست که فریب‌خوردگی آنها را به مخاطب القا کند.
در مراحل بعدی، اعتراف‌کنندگان می‌گویند که با اینکه حجاب درست و حسابی نداشته‌اند اما از حجاب اذیت نشده‌اند و مشکل خاصی با آن نداشته‌اند. اما چرا به جمع معترضان پیوسته‌اند؟ چون «فیلم‌های معترضان را دیده‌اند و از شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ها الگو گرفته‌اند.»
آنها کلیدواژه‌های بازجویان خود را جا نمی‌اندازند: ماهواره، شبکه‌های اجتماعی، توصیه از خارج، رسانه‌های خارجی.
شیوه مرسوم جمهوری اسلامی در برخورد با هر معترضی این بوده که از گفتمان‌هایی که خود به تدریج راه انداخته و آنها را به افکار عمومی قبولانده است -هرچند افکار عمومی ممکن است آگاهانه آن را نپذیرفته باشند- برای اتهام‌زنی استفاده کند. یکی از این گفتمان‌های رایج، «پول‌گرفتن» یا تهمت مالی زدن به فعالان و متهم کردن آنها یا حامیان آنها در خارج از کشور به استفاده از کمک خارجی است. مریم و متین هم یک نمونه ساده از اعتراف اجباری به این باورند: کسانی که از خارج آنها را حمایت می‌کنند و بابت آن پول می‌گیرند. جالب است که تهیه‌کنندگان فیلم از ارائه مدرکی برای اینکه فعالان داخلی از کمک مالی برخوردار بوده‌اند عاجز مانده‌اند و به تکرار سناریوی «خارج‌نشینان در رفاه» در سناریوی خود اکتفا کرده‌اند.
روش رایج دیگر، تضعیف گفتمان حقوق بشری به طور عام و اتهام زنی به این گفتمان در خارج از کشور است. سناریونویسان با سوءاستفاده از اختلافات جریان‌های اپوزسیون خارج از کشور و مثلا پخش فیلم یک سخنرانی که در آن از شیرین عبادی به عنوان کسی که جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری گرفته و مسیح علینژاد که برنده جایزه حقوق بشری دیگری شده، به عنوان نمونه‌ای از برخورد سودجویانه با حقوق بشر نام برده شده و تمام فعالیت‌های حقوق بشری خارج از ایران را «بیزینس» معرفی کرده‌اند.
روش دیگر، بدنام کردن سایر کنشگران و ایجاد خط و ربط میان آنهاست. تصاویری از مریم و متین منتشر می‌شود که در آن از سپیده قلیان، نسرین ستوده و آتنا دائمی حمایت می‌کنند و در حالی که تلاش می‌شود نقش فعالان شناخته شده مدنی تحقیر شود و آنها را هدایتگر و عامل هر اعتراضی معرفی کنند، عاملیت خود این زنان به عنوان صاحبان فکر و اندیشه و دارندگان حق اعتراض مدنی زیر سوال می‌رود.
اعتراف‌گیرندگان با این فیلم هدف دیگری هم دارند: تضعیف مخالفان و منتقدان خارج از کشور، با خائن، مزدور، فسیل و دورافتاده نشان دادن آنها از مسایل روز کشور با استفاده از استدلال نخ‌نمای «برگرد به ایران و مبارزه کن» یا «از دور نشستی می‌گی لنگش کن». برای ماموران امنتی حیاتی است که مخالفان خود را در خارج از کشور موجوداتی ترسیم کنند که هیچ درد و دغدغه‌ای درباره ایران و ایرانیان ندارند و با به خطر انداختن آنها برای خود بیزینس و شهرت و اعتبار می‌سازند و حتی میان شهروندان تقابل ایجاد می‌کنند: سیاستی که خود جمهوری اسلامی به روش‌های مختلف با ترویج فرهنگ «امر به معروف و نهی از منکر»، دوگانه‌سازی، خود و غیرخودی کردن اقشار مختلف جامعه و با سیاست‌های رانتی خود و ایجاد شهروندان درجه یک و درجه دو، ید طولایی در آن داشته است.
در نهایت، اعتراف‌گیرندگان با چیدن تمام این مقدمات می‌خواهند فضای رعب و وحشت و سیاست سرکوب خود را نهادینه کنند. مریم و متین را وامی‌دارند تا با اشاره به جرم انگاری من‌درآوردی «فیلم فرستادن برای خارج از کشور جرم است»، بر قوانین نابحق خود صحه بگذارند، نافرمانی مدنی را جرمی نابخشودنی جلوه دهند و ترس و وحشت را بر دیگرانی که ممکن است به جریانات اعتراضی بپیوندند، حاکم کنند.
اما آیا این تمام ماجراست؟ نه. ماهواره و شبکه‌های اجتماعی، این دشمنان قسم خورده سیاست‌های توتالیتری جمهوری اسلامی، مدام نقشه‌هایش را بر آب می‌کنند. هر روز بر تعداد کسانی که جرات می‌کنند و پرده از اعترافات اجباری و تحت شکنجه بر می‌دارند افزوده می‌شود و روز به روز تعداد بیشتری بر کاربران شبکه‌هایی که واقعیت‌های جاری زندان‌های ایران و پشت پرده فیلم‌ اعترافات اجباری را می‌بینند، افزوده می‌شود.

۱۳۹۸ مرداد ۲۷, یکشنبه

پرونده اعتراضات هفت تپه؛ جلسه دادگاه سپیده قلیان برگزار شد

پخبرگزاری هرانا – جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه امروز در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. گفته می‌شود سپیده قلیان در این جلسه دادگاه اعلام کرد که در مراحل بازجویی مورد بدرفتاری قرار گرفته و مجبور به اعتراف تحت فشار شده است، از این رو اتهامات وارده را قبول ندارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز شنبه ۱۹ مردادماه ۹۸، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.
سپیده قلیان در این جلسه دادگاه اعلام کرد که در حین بازجویی مورد بدرفتاری قرار گرفته است و مجبور به اعتراف تحت فشار شده است، از این رو اتهامات وارده را قبول ندارد.
جمال حیدری منش، وکیل مدافع خانم قلیان نیز با تاکید بر تحت فشار بودن موکلش در زمان بازداشت و بازجویی اعلام کرد که اتهامات وارده به وی کذب بوده و دفاع از حقوق کارگران نه جرم، بلکه یکی از حقوق شهروندی موکلش است.
گفته می شود که آقای حیدری منش در این جلسه دادگاه به زیر سوال بردن دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی به خاطر دفاع از سپیده قلیان متهم و به بازداشت تهدید شده است. همچنین وسایل شخصی وی نیز در هنگام برگزاری جلسه دادگاه ضبط شده است.
همچنین سپیده قلیان در پاسخ به اینکه وی به زندان اوین منتقل خواهد شد گفته است که مهم مشخص شدن وضعیت وی و خاتمه یافتن قرار بازداشتش است.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمین این پرونده قرار بود صبح روز شنبه ۱۲ مردادماه با حضور متهمین پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شود با این حال این جلسه به روزهای بعد موکول شد. خبرگزاری ایلنا روز یکشنبه در گزارش خود در ارتباط با این جلسه دادگاه از ابلاغ کیفرخواست متهمین پرونده خبر داده بود.
لازم به ذکر است در خلال انتقال متهمین به ساختمان دادگاه انقلاب، عسل محمدی یکی از متهمین این پرونده که با قرار وثیقه آزاد بود همزمان بازداشت و گفته می‌شود مبلغ وثیقه وی نیز توسط قاضی مقیسه به میزان ۲ میلیارد تومان افزایش پیدا کرد.
همچنین همزمان با انتقال متهمین به دادگاه تعدادی از فعالان مدنی که به همراه خانواده متهمین در مقابل دادگاه حاضر شده بودند از جمله ۳ فعال کارگری به نام های رهام یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از تفهیم اتهام “اخلال در نظم عمومی” و صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند.
اوایل ماه گذشته پرونده هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه به نام‌های “اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز اله یاری، علی نجاتی و عسل محمدی” پس از جلسه دفاع آخر به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران ارسال شده بود.
لازم به یادآوری است اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان فعال مدنی که هم اکنون به ترتیب در زندان های اوین و قرچک ورامین نگهداری می شوند در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندانهای شیبان و سپیدار اهواز منقل شده بودند. بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در حالی صورت گرفته بود که تلویزیون ایران شب ۲۹ دی ماه در فیلمی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافاتی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد که در آن گفته بودند با “گروه‌های مارکسیستی و برانداز در خارج از ایران” ارتباط دارند.

۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه

وزیر ورزش هم پیش شرط “بانوان” را نپذیرفت

به گزارش ایسنا، پیرو مصوبه اخیر شورای امنیت ملی و الزامات کنفدراسیون فوتبال آسیا در سیستم مجوز حرفه‌ای سازمان لیگ در نامه ای به باشگاه های لیگ برتری اعلام کرد ضروری است که ورزشگاه‌های میزبان مسابقات لیگ برتر کشور به تجهیزات لازم جهت کنترل نظم عمومی و تضمین ایمنی و امنیت مجهز شوند.
در این نامه آمده بود که با توجه به الزام و تاکید شورای امنیت کشور چنانچه برخی از ورزشگاه‌هایی که با وجود آغاز نمودن عملیات استقرار الزامات خواسته شده نتوانند قبل از شروع لیگ جدید امکانات مورد نظر را نهایی کنند به ناچار باید تا زمان استقرار امکانات خواسته شده مسابقات مذکور به ورزشگاه‌هایی واجد شرایط در سایر شهرها و استان‌های دیگر منتقل شود.
حسب این نامه، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ با توجه به دستورالعمل صادرشده در صورتی مجاز به برگزاری مسابقه هستند که اکثریت ورزشگاه‌های میزبان سه شرط خواسته شده اعم از راه اندازی و استقرار سیسستم بلیت الکترونیک به همراه نصب گیت‌های ورودی و شماره دار شدن صندلی‌ها، تجهیز ورزشگاه به سیستم اتاق کنترل و دوربین‌های مدار بسته از مبادی ورودی تا سکوها و نیز جدا سازی و تفکیک فضاهای بیرونی تا سکوها و مسیرهای تردد تماشاگران میهمان، میزبان و عوامل اجرایی را راعایت کنند.
سعید فتاحی-رییس کمیته مسابقات سازمان لیگ- به تازگی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا علت تعویق لیگ حضور بانوان در ورزشگاه ها است؟ ضمن عدم پاسخگویی مستقیم به این مسئله اظهار کرد که به دلیل تجهیز ورزشگاه ها و رعایت شروط تعیین شده، این رقابت ها با تاخیر زمانی روبرو شده است.
اما مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان در تازه ترین اظهاراتش در مورد لزوم صدور مجوز برای حضور بانوان در رقابت های لیگ برتر در فصل جاری تصریح کرد که هیچ تهدیدی برای ورود بانوان در ارتباط با دیدارهای لیگ برتر وجود ندارد و ان‌شاءلله مشکل خاصی نداریم.
وی هم‌چنین خاطرنشان کرد که کشور ما ملاحظات شرعی و فرهنگی خود را با رییس فدراسیون بین المللی فوتبال مطرح کرده که برای وی نیز کاملا قابل درک بود، هرچند درخواست شده شرایط خاصی فراهم شود تا با رعایت ملاحظات فرهنگی اخلاقی و حدود شرعی، بانوان بتوانند وارد ورزشگاه شوند و از نزدیک دیدارهای ملی را ببینند.
وزیر ورزش چندی پیش نیز با اشاره به هم نظر بودن وزارت ورزش و جوانان با فدراسیون فوتبال به منظور تعویق زمانی رقابت‌های لیگ برتر تا آماده شدن زیرساخت‌های لازم تأکید کرد که به صورت صددرصدی با استانداردسازی ورزشگاه‌ها موافق است و باید الزامات بین‌المللی در این رابطه مدنظر قرار گیرد.
نکته قابل تامل اما بخش دوم اظهارات وزیر بود. بخشی که عنوان کرد: “همه کشورهای دنیا قوانین داخلی خود را دارند و علاوه بر این نهادهای بین‌المللی به قوانین و ملاحضات فرهنگی داخلی کشورها نیز توجه می‌کنند.”
هنوز زمان آغاز رقابت های لیگ برتر مشخص نیست و باید منتظر ماند و دید که آیا همزمان با الزام باشگاه های لیگ برتری در رعایت سه شرط تعیین شده از سوی سازمان لیگ به منظور تجهیز ورزشگاه ها، پای بانوان به تماشای رقابت های لیگ برتر فوتبال ایران با رعایت ملاحظات شرعی و فرهنگی باز خواهد شد یا صرفا صحبت های مطرح شده در مورد ورود بانوان به ورزشگاه ها صرفا در خصوص رقابت های ملی است و مسابقات باشگاهی جایی در این پازل ندارند؟

۱۳۹۸ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

گزارشی از مادران و فرزندان در بند؛ فشار مضاعف با چاشنی عاطفه

خبرگزاری هرانا – استفاده ابزاری از عواطف خانوادگی طی دهه های گذشته یکی از شناخته شده ترین روش های نهادهای امنیتی برای اعمال فشار بر زندانیان سیاسی محسوب می شود. تمرکز بر سبک زندگی زندانیان و برجسته کردن مغایرت آن با هنجارهای مطلوب حاکمیت به عنوان تخلف، انگیزه اصلی این نهادها برای وارد کردن خانواده‌ها به پرونده زندانیان سیاسی است. فرنگیس مظلوم، منیره عربشاهی، شکوفه یداللهی و نازیلا نوری تنها چهار نمونه از مادرانی هستند که در حال حاضر در ارتباط و همزمان با فرزندان خود در زندان یا بازداشت به سر می‌برند. این گزارش نگاهی دارد به آخرین وضعیت مادران زندانیان عقیدتی که هم اکنون و همزمان با فرزندان خود در زندانها به سر می برند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در حال حاضر حداقل ۴ مادر همزمان با فرزندان خود که زندانی عقیدتی هستند در زندانهای مختلف به سر می برند.
این مادران -غیر از خانم مظلوم که جزییات بازداشت او هنوز مشخص نیست – بصورت مجزا متهم به فعالیت مدنی یا سیاسی هستند با این حال باید در نظر گرفت عمده مادران محبوس و همینطور دهها مادر دیگری که اکنون در خارج از زندان با شرایط مختلف حضور دارند در پی فعالیت فرزندان خود و در مقام دفاع از حقوق آنان به صحنه اعتراض و فعالیت مدنی و با هدف مشخص پا گذاشتند.
فارغ از اینکه دستگاه امنیتی برای مادران دربند پرونده های مجزا از فرزندان خود گشوده است و مدعی است که آنها به خاطر فعالیت های خود و جدا از فرزند بازداشت شده اند با این حال قابل انکار نیست با در نظر گرفتن دانش روانشناسانه رابطه عاطفی عمیق مادر_فرزند از دربند بودن مادران زندانی برای فشار بر فرزندان آنان استفاده شده است. آخرین نمونه آن بازداشت راحله احمدی، مادر صبا کردافشاری بود که در زمانی که خانم کردافشاری در برابر انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری مقاومت می کرد صورت گرفت.
بازجوها بصورت آشکار به خانم کردافشاری گفته بودند که بازداشت مادر او به هدف در هم شکستن او و وادار ساختن او به مصاحبه صورت گرفته است.
همانطور که اشاره شد با توجه به مسبوق به سابقه بودن این رویه نزد دستگاه امنیتی در سراسر چهار دهه گذشته می‌تواند مثالهای پرشماری را یافت با این حال در حال حاضر مادر و فرزندانی که با اتهامات سیاسی یا امنیتی همزمان محبوس هستند به چهار تن خلاصه می شوند.
فرنگیس مظلوم، منیره عربشاهی، شکوفه یداللهی و نازیلا نوری چهار مورد شناسایی شده هستند که این گزارش به بررسی وضعیت آنان و فرزندان دربند آنها می پردازد.
۱- فرنگیس مظلوم
فرنگیس مظلوم در تاریخ ۳۱ تیرماه سال جاری بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین موسوم به بند ۲۰۹ منتقل شد.
وضعیت سلامتی فرنگیس مظلوم به شدت نگران کننده است. وی سابقه جراحی قلب دارد و از درد مفاصل رنج می برد و امکان دسترسی به داروهایش در زندان تاکنون فراهم نشده است.
 فرزند خانم مظلوم، سهیل عربی در تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۲ بازداشت شد و هم اکنون در زندان اوین به سر می‌برد. وی همزمان با تحمل دوران محکومیت ۷ سال و شش ماهه خود در زندان تهران بزرگ ، از بابت پرونده ای دیگر که در زندان علیه وی مفتوح شده بود در تاریخ ۳۱ شهریور ۹۷، به اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “تشویش اذهان عمومی” به ۳ سال حبس، ۳ سال تبعید و جزای نقدی محکوم شد. سهیل عربی در تمام این مدت از مرخصی محروم بوده است.
۲-  منیره عربشاهی
منیره عربشاهی در تاریخ ۲۲ فروردین سال جاری، تنها یک روز پس از بازداشت دخترش، یاسمن آریانی، در پی مراجعه به بازداشتگاه وزرا جهت پیگیری وضعیت او بازداشت شد. این مادر و دختر روز پنجشنبه ۲۲ فروردین به دادسرای مقدسی منتقل شدند.

گفته می شود در ارتباط با خانم عربشاهی همان روز بازداشت، قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادر شده است با این حال وی کماکان در زندان قرچک ورامین در حبس ماند.
روز چهارشنبه ۹ مردادماه ۹۸، رای دادگاه انقلاب تهران مبنی بر محکومیت این مادر و فرزند بازداشتی در زندان قرچک ورامین، بدون حضور وکلا به آنها ابلاغ شد. بر اساس رای شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی هرکدام به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند. در صورت قطعی شدن این حکم و با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس تعزیری در خصوص هر یک از متهمان قابل اجرا خواهد بود.
این مادر و دختر هم اکنون در بند ۵ زندان قرچک ورامین که عمده ساکنین آن را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند نگهداری می‌شوند.
۳. شکوفه یداللهی
شکوفه یداللهی یکم اسفند ماه ۱۳۹۷، در پی حادثه گلستان هفتم به همراه سه فرزند خود بازداشت شد و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

شکوفه یداللهی مادر امیر، پوریا و کسری نوری، در زمان بازداشت توسط نیروهای امنیتی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بر اثر ضربات باتوم از ناحیه چپ سر مجروح شده است. شدت این ضربات به حدی بوده که سر وی شکافته و از ناحیه دهان و بینی دچار خونریزی شده است. وی همچنین قدرت بویایی‌اش را از دست داده و دنده‌هایش هم شکسته است.
خانم یدالهی در ابتدا به همراه شماری دیگر از زنان دراویش آزاد شد اما پس از اینکه بازپرس پرونده متوجه شد که خانم یداللهی مادر کسری نوری (از فعالان دراویش) است دوباره او را بازداشت و برای وی قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی صادر کرد.
وی در تاریخ ۴ مردادماه ۱۳۹۷ سرانجام پس از ۵ ماه پیگیری‌های مستمر به مراکز درمانی اعزام شدند. تعلیق ۵ ماهه در درمان این زن درویش باعث تشدید اختلالات در بینایی و سردردهای طولانی‌مدت و فرساینده شده است.
شکوفه یداللهی بارها در اعتراض به محرومیت درویشان زندانی از حداقل‌ حقوق قانونی زندانی، از جمله حق دسترسی به وکیل، توهین‌های قضات دادگاه انقلاب به عقاید درویشان گنابادی و عدم رعایت تشریفات قانونی در روند دادرسی از حضور در دادگاه خودداری کرد.
وی همچنین در اعتراض به حمله‌ی خشونت‌بار روز چهارشنبه‌ ۲۳ خردادماه مأموران گارد ویژه این زندان به زنان درویش زندانی، برای مدتی دست به اعتصاب غذا زده بود.
خانم یداللهی در تاریخ ۲۱ مرداد ماه ۹۷، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت و محرومیت از فعالیت اجتماعی و رسانه‌ای محکوم شد. همزمان سه فرزند این زن درویش با نام‌های کسری نوری، پوریا نوری و امیر نوری که همراه با مادرشان در حادثه گلستان هفتم بازداشت شده بودند به ترتیب به ۱۲، ۲ و ۶ سال حبس محکوم شده‌اند. به این ترتیب این خانواده چهارنفره مجموعا به تحمل ۲۵ سال حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از فعالیت‌های رسانه‌ای و اجتماعی محکوم شده‌اند. در مرحله تجدید نظر، حکم صادره توسط دادگاه انقلاب علیه شکوفه یداللهی به ۲ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.
وی در تاریخ ۶ آذرماه ۱۳۹۷، به همراه دو تن دیگر از زنان درویش گنابادی محبوس در زندان قرچک ورامین با تحذبک مسئولان زندان قرچک بار دیگر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
خانم یداالهی نهایتا در تاریخ ۲۷ تیرماه سال جاری از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
گفتنی است که از میان فرزندان این زن درویش حکم ۲ سال حبس پوریا نوری در دادگاه تجدید نظر به ۸ ماه حبس تقلیل یافت و در نهایت وی در روز پنجشنبه ۲۶ مهرماه ۱۳۹۷، با پایان دوران محکومیت از زندان تهران بزرگ آزاد شد.
حکم محکومیت کسری نوری و امیر نوری در اسفند ماه سال گذشته، عینا تایید و به آنان ابلاغ شد. بر اساس این احکام، کسری نوری به ۱۲ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به ثلاث باباجانی، ۲ سال ممنوع الخروجی و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای محکوم شد و برادرش امیر نوری نیز در نتیجه این حکم به ۶ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و حضور در رسانه ها و احزاب و ۲ سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شده است. این دو برادر در حال حاضر در زندان تهران بزرگ تحمل حبس می‌کنند.
۴. نازیلا نوری
این دوریش گنابادی در زمستان سال ۹۶ و در جریان حوادث گلستان هفتم به همراه فرزندش کیانوش عباس زاده بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

نازیلا نوری در تیر ماه سال گذشته توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی کشور” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی ۷ ماه پس از بازداشت با تودیع قرار وثیقه آزاد و محکومیت وی در مرحله تجدید نظر به ۱ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.
نازیلا نوری در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه سال جاری جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شده است.
لازم به ذکر است که کیانوش عباس زاده، فرزند این درویش گنابادی نیز که در جریان حوادث موسوم به گلستان هفتم به همراه مادرش بازداشت شده بود، به حبس محکوم شده و در حال حاضر در زندان تهران بزرگ تحمل حبس میکند. از جزییات پرونده و رای دادگاه نهایی وی در تجدیدنظر وی اطلاعی در دست نیست. برای کیارش عباس زاده، فرزند ۱۶ ساله وی نیز از بابت همان موضوع، پروندهای در دادسرای کودکان تشکیل شده است.
x

۱۳۹۸ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

نه قصاص می‌خواهم نه اعدام

مرضیه ابراهیمی، قربانی اسیدپاشی ، خواهان توقف چرخه خشونت هستم

خبرگزاری هرانا – تعدادی از قربانیان اسید پاشی روز جاری در مجلس شورای اسلامی حاضر بودند تا در جریان بررسی طرح تشدید مجازات اسید پاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن قرار گیرند. زهرا سعیدی، نماینده مبارکه اصفهان در مجلس خطاب به مرضیه ابراهیمی، شهروند اصفهانی و یکی از قربانیان اسیدپاشی که نیمی از صورتش به شدت آسیب دیده است گفت: “شما از دست مجرم قِسِر دررفته‌‌ای و فقط یک طرف صورتت آسیب دیده است!” مرضیه ابراهیمی پس از ابراز تاسف از اینکه خانم سعیدی به عنوان نماینده مبارکه اصفهان در جریان مشخص نشدن عاملان اسیدپاشی به وی نبوده است ضمن اینکه اعلام کرد قصاص و اعدام مرتکب اسیدپاشی را نمی خواهد، خواهان توقف چرخه خشونت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایلنا، امروز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۸، در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی قربانیان اسیدپاشی به همراه اعضای انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی در صحن بهارستان حضور پیدا کردند تا از نزدیک شاهد بررسی طرح تشدید مجازات اسیدپاشی باشند.
سیده فاطمه حسینی،  طراح، طرح تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن با حضور در میان قربانیان اسیدپاشی گفت: کمیته‌ای در کمیسیون قضایی مجلس برای بررسی طرح تشدید مجازات اسیدپاشی تشکیل شد که پیشنهادی برای محدود کردن خرید و فروش اسید در آن به تصویب رسیده بود تا اسید در دسترس همگان قرار نگیرد و خرید و فروش آن بدون ارائه اوراق هویت امکان‌پذیر نباشد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: متاسفانه این پیشنهاد در کمیسیون رای نیاورد ولی مجددا آن را در صحن علنی مجلس مطرح خواهیم کرد.
 وی تاکید کرد: در برخی موارد اسیدپاشی‌های صورت گرفته، مجرم با قید وثیقه آزاد شده و ادامه روند رسیدگی با حداکثر تخفیف به مجرم صورت می‌گیرد ولی ما در این طرح، پیشنهاد کردیم که هرگونه تخفیف برای مجرمان قابل اعمال نباشد و پرونده‌ها بدون نوبت در دستگاه قضایی رسیدگی شود.

به گفته حسینی دلیل این مساله آن است که گاهی رسیدگی به برخی پرونده‌ها چهار یا پنج سال به طول می‌انجامد. همچنین اگر مجرم شناسایی نشود خلائی در مورد دیه ایجاد خواهد شد.

وی با بیان اینکه ما در این طرح برای برطرف کردن این خلاء پیشنهاد کردیم که در صورت فرار مرتکب اسیدپاشی یا عدم تمکن مالی او یا قابل شناسایی نبودن مرتکب اسیدپاشی، دیه از محل بیت‌المال پرداخت شود، گفت: همچنین تا پیش از این صرفا دیه به قربانیان اسیدپاشی تعلق می‌گرفت در حالی که هزینه درمان این افراد به مراتب بالاتر است لذا پیشنهاد ما این است که هزینه درمان برعهده مرتکب باشد و در مواردی که او شناسایی نشده، از محل صندوق تامین خسارات بدنی تامین شود.

در طرح تشدید مجازات اسید پاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن در مورد توان‌افزایی روحی قربانیان هم سازوکارهایی از طریق بهزیستی پیش‌بینی شده است.

این عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی افزود: هفته گذشته یک فوریت این طرح در صحن علنی مجلس تصویب شد که این مهم نشانگر حساسیت مجلس نسبت به این موضوع است؛ زیرا در شرایط فعلی کشور طرح‌های غیراقتصادی در مجلس رای نمی‌آورد ولی این رای بالای ۸۰ درصدی به این طرح امری کم سابقه بود.
حسینی در پاسخ به سوالی درباره اسیدپاشی‌های اصفهان و پیگیری آن در مجلس هم گفت: مجلس شورای اسلامی به عنوان قانون‌گذار خلاءهای قانونی را شناسایی کرده تا اگر مرتکب شناسایی نشد، حقوق قربانی از محل بیت‌المال پرداخت شود و تعللی در رسیدن قربانی به حقوقش ایجاد نشود.
وی ادامه داد: مجلس امکان نظارت بر امور مختلف را براساس قانون اساسی داراست. این پرونده در دستگاه قضایی مطرح است و در مجلس هم در صورت شکایت قربانیان به کمیسیون اصل ۹۰ یا مراجعه به کمیسیون حقوقی از طریق تعامل با قوه قضائیه راه‌های پیگیری باز است.
مرضیه ابراهیمی از قربانیان اسیدپاشی‌های اصفهان هم در ادامه خطاب به فاطمه حسینی گفت: «من به نمایندگی از چهار قربانی اصفهان می‌گویم که تاکنون هیچ جوابی به ما نداده‌اند و به رغم گذشت ۵ سال از این حادثه دیه‌ای به ما پرداخت نشده است البته من به این دلیل در مجلس نیستم بلکه برای حمایت از طرح تشدید مجازات اسیدپاشی در اینجا حاضر شده‌ام تا بعد از این دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.»
در ادامه زهرا سعیدی، نماینده مردم مبارکه در مجلس شورای اسلامی با حضور در جمع قربانیان اسیدپاشی طی جملاتی خطاب به مرضیه ابراهیمی که نیمی از صورتش در جریان اسیدپاشی‌های اصفهان دچار جراحات شدید شده گفت: «شما از دست مجرم قِسِر در رفته‌ای و فقط یک طرف صورتت آسیب دیده است! تکلیف عامل اسیدپاشی چه شد.»

مرضیه ابراهیمی در ادامه از سعیدی درباره حوزه انتخابیه‌اش سوال کرد و وقتی فهمید او نماینده مبارکه اصفهان است با تعجب خطاب به او گفت: «واقعا متاسفم که شما نماینده اصفهان هستید و نمی‌دانید عاملان حادثه اسیدپاشی اصفهان هنوز مشخص نشده‌اند و به من می‌گویید قِسِر در رفته‌ای!»

نماینده مردم مبارکه هم در ادامه خطاب به ابراهیمی و سایر قربانیان حاضر در مجلس بیان کرد: «ما پیشنهاد اعدام را در طرح تشدید مجازات اسیدپاشی داشتیم و فکر می‌کنم شما هم همین را می‌خواهید.»

ابراهیمی پاسخ داد: «من شخصا نه قصاص می‌خواهم نه اعدام بلکه حبس ابد می‌خواهم. قرار نیست این چرخه خشونت ادامه داشته باشد. این افراد هم از حبس ابد بیشتر می‌ترسند.»

مرضیه ابراهیمی در جریان اسیدپاشی یکی از قرنیه‌هایش را از دست داد و نیمی از صورت و بدنش نیز به‌ شدت آسیب دید و یک قسمت از سرش سوراخ شد. او چهارمین قربانی مهرماه ٩٣ در اصفهان بود.
طی هفته گذشته رئیس انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، از نمایندگان مجلس درخواست کرد برای محدود و ضابطه مند کردن خرید و فروش اسید قوانین جدیدی وضع کنند. فروتن گفت که اسید نباید مثل آب خوردن در دسترس باشد، اما در حال حاضر اینطور است و هر فردی می‌تواند نسبت به خرید و تهیه اسید اقدام کند. پیشتر نمایندگان مجلس با ۱۶۱ رای موافق با یک فوریت طرح تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه دیدگان ناشی از آن موافقت کرده بودند. نمایندگان موافق تاکید کرده بودند که مجازات موجود در قانون برای این موضوع کافی نیست و خلأ قانونی دارد.
اسید، یکی از معدود محصولاتی است که بازار خرید و فروش آن در کشور هرگز از رونق نیفتاده است. با اینکه بارها پیشنهاد داده شده که قانون ممنوعیت خرید و فروش آن در مجلس بررسی شود اما هنوز خبری از آن نیست.
علاوه بر سهولت دسترسی و تهیه اسید در بازارهای ایران، نبود قوانین پیشگیرانه کافی نیز بر تداوم جرمی تحت عنوان “اسیدپاشی” موید شده است.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

گزارش نقض حقوق جوان و دانشجو فروردین ماه ۱۳۹۸

تیم تهیه کننده گزارش ،گزارش آماری ،نمودار:رسول پور آزاد،سالار قربانی،آرش ایرانی

یادآوری:با توجه به سانسور خبری حاکم بر رسانه های ایران، این گزارش تنها بیانگر گوشه هائی از نقض حقوق اقوام مختلف ایرانی است که توسط خبرگزاری های مورد تائید ایران، بازتاب داده شده است و نمیتواند بیانگر نقض گستردۀ این قشر بزرگ از هم میهنانمان باشد.همچنین از آنجا که دولت جمهوری اسلامی اجازه  فعالیت به مدافعان حقوق بشر را  نمیدهد، بویژه فعالیت درمحدوده گزارشگری و تهیه آمار نقض حقوق بشر، بازهم گزارش  پیش رو تنها می‌تواند بازتاب حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق اقوام و ملیت های گونلگون در ایران باشد.همکاران ما با باور به اینکه نقض حقوق بشر شامل مرور زمان نمیشود، تمامی تلاش خود را در زمینه تهیه و گرد آوری اسناد و شواهد نقض حقوق ایرانیان داخل و خارج از مرزهای ایران بکار گرفته اند با این امید که بتوانند روزی برای اجرای عدالت، باز پس گیری حقوق پایمال شده  قربانیان و بازماندگان آنان، همچنین زندانیانی که به شیوه های مختلف موردشکنجه قرار گرفته اندمورد استفاده قرار دهند، از اینرو اعضای کمیته دفاع از حقوق  اقوام و ملل ایران تا زمان تحقق این آرمان و شرایط مناسب، گردآوری اسناد و شواهد نقض جقوق بشر در ایران، افشا و انتشار آن را گامی میدانند بسیار ارزشمند و در همین مسیر تمامی تلاش خود را به کار خواهند گرفت.
صدور و اجرای حکم اعدام
-رهایی از اعدام ۲ زندانی در میاندوآب
-دو زندانی متهم به “قتل” در شهرستان میاندوآب که پیشتر در دو پرونده جداگانه به اعدام محکوم شده بودند، با رضایت -اولیای دم از مرگ رهایی یافتند.
-یک زندانی در زندان زنجان اعدام شد
-سه زندانی در زندان ایلام اعدام شدند
-رهایی از اعدام ۲ زندانی در شهرهای فیروزآباد و فردیس
-رهایی از اعدام ۲ زندانی در زندان جیرفت
-اعدام ۲ زندانی در زندان عادل آباد شیراز
بازداشت و زندان
-بازداشت ۲۵ دختر و پسر در یک مهمانی در گرگان
دادستان مرکز استان گلستان از بازداشت ۲۵ دختر و پسر در یک مهمانی در ناهارخوران گرگان خبر داد. ورود به حریم خصوصی شهروندان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.
-یک فعال کارگری به نام “قدرت‌الله جلالوند” به دلایل نامشخصی از سوی نیروهای اداره‌ی اطلاعات کرمانشاه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.
-روز جاری تعدادی از شهروندان اهوازی، به دلیل مشارکت در برگزاری اعتراضی خیابانی توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. هویت ۵ تن از این افراد احراز شده است. روز گذشته نیز یک شهروند دیگر در این شهر پس از احضار به اداره اطلاعات اهواز بازداشت شده بود.
-در ادامه بازداشت‌های روزهای اخیر شهروندان عرب در اهواز، بامداد روز گذشته دستکم سه شهروند دیگر در مناطق مختلف شهر اهواز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. طی روزهای گذشته نیز بیش از ۳۰ تن از این شهروندان به شیوه مشابهی در مناطق مختلف این شهر بازداشت شده بودند. همزمان هویت ۳ تن دیگر از شهروندان بازداشت شده در این شهر نیز احراز شد.
-یک فعال کارگری به نام “قدرت‌الله جلالوند” به دلایل نامشخصی از سوی نیروهای اداره‌ی اطلاعات کرمانشاه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.
-دو جوان کورد به مشخصات ارسلان نیک‌خواه ٢۴ ساله فرزند عارف و آرش نوذرى ٢٣ ساله فرزند فایق اهل روستاى سردوش از توابع شهر مریوان از سوى نیروهاى اطلاعاتى جمهورى اسلامى ایران بازداشت شدند.
 – محکومیت ویدا موحد، “اولین دختر خیابان انقلاب” به یک سال زندان
-کیانوش اصلانی فعال ترک (آذربایجانی)، که در تاریخ ۲ اسفندماه به همراه توحید امیر امینی دیگر فعال ترک توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود، به بند ۴ زندان اوین منتقل شده است. آقای امیر امینی نیز کماکان در بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد.
-سلمان افرا، شهروند کُرد اهل روستای نی از توابع مریوان که آبان ماه سال گذشته بازداشت‌شده بود، توسط دادگاه انقلاب به احکام زندان محکوم شد.
اعتصاب و اعتراض
-برزان محمدی و علیرضا شیرمحمدعلی، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ که از تاریخ ۲۳ اسفندماه در اعتراض به وضعیت نامناسب نگهداری در این زندان و طرح درخواست انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بودند، همچنان در اعتصاب به سر می‌برند.
کارگران و اصناف
-در سایه فقدان ایمنی محیط کار، یک کارگر در خمینی شهر بر اثر سقوط در چاه جان خود را از دست داد.
-در سایه فقدان ایمنی محیط کار، ۴ کارگر در قزوین و ورامین دچار مصدومیت شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.
-کارگران شاغل در شرکت مهندسی موجان، مجری احداث تصفیه‌خانه مرکزی پتروشیمی بندر امام، از اخراج حدود ۵۰ نفر از کارگران شاغل در این واحد صنفی خبر دادند.
شلیک نیروهای نظامی و قضایی به مردم
-روز سه شنبه یک شهروند اهل منطقه مرزی کلگان از توابع شهرستان سراوان بر اثر تیراندازی بی ضابطه نیروهای انتظامی جان خود را از دست داد.
احکام صادره
-کیومرث امیری کله جویی، شاعر کرمانشاهی در جریان برگزاری مراسم نوروزی در بخش فیروزآباد کرمانشاه طی روزهای اخیر توسط اداره اطلاعات کرمانشاه، اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی مورد بازخواست و بازجویی قرار گرفته است.
-یک جوان کورد به نام «سلمان افرا» ٢٢ ساله فرزند رحمت اهل روستای «نی» از توابع مریوان توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به پنج سال حبس محکوم شد.این جوان کورد به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کوردستانی به پنج سال حبس محکوم شدە است
-افشین برزگر جمشیدی، فعال سیاسی اهل تبریز توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب این شهر به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
-جلسه دادگاه تجدید نظر علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ ساعاتی پیش در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران برگزار شد. این زندانی پیشتر در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. همزمان با برگزاری این دادگاه علیرضا شیرمحمدعلی و برزان محمدی در بیست و هفتمین روز اعتصاب غذای خود با کاهش وزن و افت فشار خون روبرو هستند.
-دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه حکم صادره توسط دادگاه کیفری دو قصرشیرین علیه کیانوش قهرمانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان کرمانشاه را عینا تائید کرد. بر اساس این حکم که روز جاری به وی ابلاغ شده، آقای قهرمانی به اتهام دو فقره “تحریق” به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده که ۱۰ سال از این حکم قابل اجرا خواهد بود.
 اخبار دانشجویان
-طبق خبرهای رسیده دانشجویان فیزیوپات پیامبر اعظم ساری درشرایط نامناسبی بسر می برند
یکی از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی درمورد مشکلاتشان می نو یسد:
ما را از ترم ۵ به خوابگاهی آوردند درگوشه که نه اینترنت داره ؛ نه آنتن دهی مناسب داره
سقفها نم پس میده ؛ آب قطع و وصل میشه،در این خوابگاه ۳طبقه هیچگونه سیستم سرمایشی درنظر گرفته نشده؛
قول وی اف آر داده بودند که هیچ اقدام نشده .
-یکی از دانشجویان دانشگاه تهران که برای اخذ مدرک کارشناسی خود به تبریز مراجعه کرده بود، در یکی از خوابگاه‌های دانشجویی این دانشگاه بر اثر نشت گاز، جان خود را از دست داد.
کولبران
-یک کولبر مریوانی بر اثر انفجار مین در نواحی مرزی مصدوم و پای چپش قطع شده است. از طرفی بارندگی های اخیر و سیلاب ها، نگرانی های فعالان مدنی را بابت جابجایی مین ها بخصوص‌ در دشت ها افزایش داده است.
خود کشی
– یک جوان کورد اهل ثلاث باباجانی از توابع کرماشان با نام” زکریا خانی” ۱۸ ساله و فرزند حبیب دست به خودکشی زده که در نتیجه جان خود را از دست می دهد .بر اساس گزارش ها، خودکشی این جوان ۱۸ ساله به فقر و تنگدستی و مشکلات خانوادگی بر می گردد.
– یک جوان بە نام ” ج. م ” ٢٧ ساله اهل روستاى گوگجلو از توابع شهر بوکان در استان اورمیه با حلق آویز کردن خود اقدام به خودکشى و به زندگیش پایان داد.
وخامت حال  زندانیان
-برزان محمدی و علیرضا شیرمحمدعلی، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ که از تاریخ ۲۳ اسفندماه در اعتراض به وضعیت نامناسب نگهداری در این زندان و طرح درخواست انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بودند، همچنان در اعتصاب به سر می‌برند.
گزارش آماری نقض حقوق جوان و دانشجو فروردین ۹۸ 
تهیه و تنظیم  : سالار قربانی
اسامی/محل/نهاد ناقض حقوق بشرتعدادموضوعردیف
شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸یک فعال کارگری به نام “قدرت‌الله جلالوند” به دلایل نامشخصی از سوی نیروهای اداره‌ی اطلاعات کرمانشاه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.در خبری دیگر از دهستان آبیدر سنندج گزارش شده است که روز جمعە ٢ فروردین ۹۸، “رضا امجدی” فعال کارگری از اهالی روستای حسن‌آباد از سوی نیروهای ادارەی اطلاعات این شهر بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل شده است.


۲



بازداشت دو فعال کارگری در شهرهای کرمانشاه و سنندج از سوی وزارت اطلاعات



۱
شنبه۱۰ فروردین ۱۳۹۸یک جوان کورد به نام «سلمان افرا» ٢٢ ساله فرزند رحمت اهل روستای «نی» از توابع مریوان توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به پنج سال حبس محکوم شد.
این جوان کورد به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کوردستانی به پنج سال حبس محکوم شدە است


۱


یک جوان مریوانی به پنج سال زندان محکوم شد


۲
دوشنبه ۵ فروردین‌ماه ١٣٩٨دو جوان کورد به مشخصات ارسلان نیک‌خواه ٢۴ ساله فرزند عارف و آرش نوذرى ٢٣ ساله فرزند فایق اهل روستاى سردوش از توابع شهر مریوان از سوى نیروهاى اطلاعاتى جمهورى اسلامى ایران بازداشت شدند.
طبق گزارش، این دو جوان بدون ارائه حکم قانونی بازداشت‌شده و پس از بازداشت به بازداشتگاه اداره‌ی اطلاعات حکومت ایران در شهر مریوان منتقل‌شده‌اند و تا انتشار این خبر از دلایل بازداشت این دو جوان اطلاع دقیقى در دست نیست.



۲



بازداشت دو جوان مریوانى از سوى اداره اطلاعات



۳

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۹۸، نیروهای انتظامی در منطقه کلگان سراوان یک خودرو را هدف تیراندازی مستقیم قرار دادنددر جریان این تیراندازی یک شهروند جان خود را از دست داد.بر اساس این گزارش، هویت این شهروند “عنایت فاضلی، فرزند محمد فقیر” احراز شده است.

۱


کشته شدن یک شهروند بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی در سراوان


۴
فروردین ۱۴۱۳۹۸این دانشجوی سبزواری به علت انتقاد از سران نظام ستم و جهالت جمهوری ضد اسلامی در بهمن ماه سال ۹۷ دستگیر وبه زندان روانه شد.
پس از مدتی با وثیقه ۲۰۰میلیون تومانی موقتا آزاد شد.

۱

مجتبی داداشی دانشجوی دانشگاه حکیم سبزواری به جرم دادخواهی به ۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد

۵
افشین برزگر جمشیدی، فعال سیاسی اهل تبریز توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب این شهر به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شدوی در تابستان سال گذشته به همراه مادرش و در منزل شخصی بازداشت و پس از ۱۵ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.رقیه عزتی، مادر آقای برزگر نیز از اتهامات مطروحه تبرئه و قرار منع تعقیب وی در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز صادر شده است.

۱


افشین برزگر جمشیدی، فعال سیاسی اهل تبریز به حبس محکوم شد


۶
۱۳۹۸/۰۱/۲۰جلسه دادگاه محمدصابر ملک رئیسی و شیراحمد شیرانی، دو زندانی سیاسی تبعیدی محبوس در زندان اردبیل روز گذشته در دادگاه انقلاب این شهر برگزار شداین دو زندانی در حالی که نهمین سال از دوره محکومیت خود را در این زندان سپری می کنند اواخر سال گذشته از بابت بخش دوم پرونده جدیدی که در زندان علیه این افراد مفتوح شده است به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به دادگاه احضار شده بودندپیشتر از بابت بخش اول این پرونده محمدصابر ملک رئیسی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم و شیراحمد شیرانی از اتهام مطروحه تبرئه شده بود.


۲



تشکیل پرونده در زندان؛ جلسه دادگاه محمدصابر ملک رئیسی و شیراحمد شیرانی برگزار شد



۷
۱۳۹۸/۰۱/۲۳منصور فرج زاده، شهروند اهل قوچان که پیشتر در دادگاه انقلاب این شهر به اتهام “همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام” به پنج ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، روز گذشته جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان مشهد شد.
۱

منصور فرج زاده، جهت گذراندن حبس بازداشت و به زندان منتقل شد

۸
۱۳۹۸/۰۱/۲۲در پی بازداشت روز گذشته یاسمن آریانی، روز جاری منیره عربشاهی، مادر این فعال مدنی نیز پس از مراجعه به بازداشتگاه وزرا جهت پیگیری وضعیت فرزندش بازداشت شدماموران نیروی انتظامی در مراجعه روز گذشته به منزل این خانواده، حکم جلب خانم عربشاهی را نیز به همراه داشتند و به دلیل عدم حضور وی موفق به بازداشت او نشده بودنداین دو شهروند دقایقی پیش به دادسرای مقدسی منتقل شدند.

۱


منیره عربشاهی، مادر یاسمن آریانی بازداشت شد


۹
۱۳۹۸/۰۱/۲۲دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه حکم صادره توسط دادگاه کیفری دو قصرشیرین علیه کیانوش قهرمانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان کرمانشاه را عینا تائید کردبر اساس این حکم که روز جاری به وی ابلاغ شده، آقای قهرمانی به اتهام دو فقره “تحریق” به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده که ۱۰ سال از این حکم قابل اجرا خواهد بودکیانوش قهرمانی پیش از آن نیز توسط دادگاه انقلاب کرمانشاه به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود


۱



دادگاه تجدیدنظر، کیانوش قهرمانی زندانی سیاسی را به حبس طولانی مدت محکوم کرد



۱۰
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، یکی از شرکت‌های پیمانکاری پتروشیمی بندر امام، در سال جدید اقدام به اخراج حدود ۵۰ کارگر قرارداد مستقیم و غیرمستقیم خود کرد. 
۵۰

اخراج ۵۰ تن از کارگران شاغل در یکی از شرکت‌های پیمانکاری پتروشیمی بندر امام

۱۱
۱۳۹۸/۰۱/۲۴مجتبی داداشی جوردهی، دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری، در پی احضار به واحد اجرای احکام دادگاه انقلاب سبزوار، ظهر روز جاری بازداشت و جهت اجرای حکم راهی زندان این شهر شدآقای داداشی توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری سبزوار به ۳ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده و اعلام کرده بود که در اعتراض به ظلم سیستماتیک و روند دادرسی ناعادلانه درخواست تجدید نظر نخواهد کرد


۱



مجتبی داداشی، دانشجوی منتقد جهت اجرای حکم بازداشت شد



۱۲
۱۳۹۸/۰۱/۲۴روز جاری تعدادی از شهروندان اهوازی، به دلیل مشارکت در برگزاری اعتراضی خیابانی توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.هویت ۵ تن از این افراد احراز شده استروز گذشته نیز یک شهروند دیگر در این شهر پس از احضار به اداره اطلاعات اهواز بازداشت شده بود.
کریم دحیمی، فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر که در حوزه عرب‌های ایران فعال است، در گفت‌وگو با گزارشگر هرانا در این رابطه گفت: “روز جاری علی کاظم، مهدی فرحان، عدنان کریم، حمزه ساهی و مهدی سواری به دلیل شرکت در تظاهرات کوی علوی در شهر اهواز بازداشت شدند”.
وی افزود: “همچنین روز جمعه یک شهروند دیگر نیز به نام خالد سوری ثعالبی، ۲۹ ساله و از اهالی کوی علوی اهواز به دنبال احضاریه ای که برای پدر وی صادر شده بود برای روشن شدن موضوع به ستاد خبری مراجعه کرده و بجای پدر، بازداشت شده است.





۵




سیل در خوزستان؛ احراز هویت ۵ شهروند بازداشت شده




۱۳
فروردین ۳۰۱۳۹۸
امروز ۳۰ فروردین ۹۸ براساس اخبار رسیده مطلع شدیم دکتر کمال جعفری یزدی مدیریت استراتژیک دانشگاه های مشهد طی یک حکم ظالمانه به ۱۷ سال حبس محکوم شده است.
تنها گناه این استاد دانشگاه داشتن یک کانال تلگرامی به نام ایران من بوده است که در آن مطالب فرهنگی و اجتماعی و انتقادی درج میکرده است.این استاد دانشگاه نخست در دوم مرداد ۹۷ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و بعد از ده روز بازجویی به بند ۶/۱ زندان وکیل اباد مشهد منتقل گردید .



۱



استاد علوم سیاسی دانشگاه مشهد به ۱۷ سال حبس محکوم شد



۱۴
۱۳۹۸/۰۱/۳۰
آسو گرمینی، شهروند اهل اشنویه بیش از یک ماه است که توسط نیروهای اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاعی در خصوص وضعیت و دلایل بازداشت وی در دست نیست.

۱

یک ماه بی‌خبری از وضعیت یک شهروند اهل اشنویه پس از بازداشت

۱۵